گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: در ابتدای دهه 90 کماکان فیلمهای دفاع مقدسی سالی دو یا سه فیلم را در کارنامه سینمای ایران ثبت میکنند. اگرچه این وضعیت تقریباً تا آخر این دهه ادامه دارد، اما نکته مهم آن است که فیلمها از نظر رویکرد و موضوع، کمی از وضعیت پراکنده دهه 80 بیرون میآیند و نظم بیشتری پیدا میکنند.
در این دهه، سینمای دفاع مقدس را میتوان در چند مسیر مشخص دنبال کرد؛ از پرترهها و روایت زندگی شخصیتهای واقعی مانند «ایستاده در غبار»، «چ»، «موقعیت مهدی» و «تک تیرانداز» گرفته تا روایت خانواده و زنان در آثاری چون «روزهای زندگی»، «23 نفر»، «شیار 143»، «سرو زیر آب»، «ویلاییها» و «دسته دختران».
در کنار اینها، موضوعاتی چون عملیاتهای نظامی در «تنگه ابوقریب» و «اشنوگل» و در نهایت توجه به مسئله مقاومت با «به وقت شام» در سینمای دفاع مقدس دیده میشود؛ مورد آخر دایره این سینما را به شکل جدی به سمت جریان مقاومت گسترش میدهد.

«تنگه ابوقریب»
نگاههایی تازه در سینمای دفاع مقدس دهه 90
سینمای دفاع مقدس دهه 90 را با فیلمهای خاصی میشناسیم که از آنها باید به عنوان نقطههای آغاز تغییرات و حتی تحول در این سینما نام برد. واقعیت این است که اگر در دهه 80، سینمای دفاع مقدس با نوعی آشفتگی و تلاش برای احیا، به دلیل افولی که از میانه دهه 70 به بعد نصیب آن شده بود، درگیر بود، در این دهه این تلاشها از سوی سینماگران و دستاندرکاران سینمای دفاع مقدس توانست تا حدودی این سینما را از آن افول بیرون بیاورد و با رفتن به سمت برخی تولیدات مهم و ماندگار، فضای تازهای ایجاد کند.
پرترهها باعث شدند فضای قهرمانان تیپیک که از دل داستانهای خیالی اما جذاب بیرون میآمدند، به سمت قهرمانان واقعی برود. به این ترتیب «ایستاده در غبار»، «چ»، «تک تیرانداز» و در نهایت «موقعیت مهدی» به عنوان فیلمهایی با شخصیتهای واقعی و سرداران و چهرههای مهم دفاع مقدس ساخته شدند
بیگمان یکی از علل این تغییر را باید در تأسیس سازمان هنری و رسانهای اوج دانست؛ البته یکی از آنها. در کنار مسئله ارگان، حضور نسل جدید فیلمسازان جوان و یا علاقهمند و البته حضور پررنگتر زنان در این حوزه نیز در شکلگیری فیلمهایی چون «شیار 143»، «ایستاده در غبار» و «ویلاییها» مؤثر بود. اتفاقی که نشان داد برخلاف برخی تصورها، نسل فیلمسازان دفاع مقدس تمام نشده است و این سینما همچنان میتواند نیروهای تازهای را به خود جذب کند.

«ویلاییها»
پرترهها نیز باعث شدند فضای قهرمانان تیپیک که از دل داستانهای خیالی اما جذاب بیرون میآمدند، به سمت قهرمانان واقعی برود. به این ترتیب «ایستاده در غبار»، «چ»، «تک تیرانداز» و در نهایت «موقعیت مهدی» به عنوان فیلمهایی با شخصیتهای واقعی و سرداران و چهرههای مهم دفاع مقدس ساخته شدند. ساخت این آثار اهمیت مشخصی در تاریخ دفاع مقدس و جنگ هشت ساله داشت؛ موضوعی که بارها مورد تأکید رهبر شهید انقلاب قرار گرفته بود. جوانانی که پیش از این از شخصیتهای مهم دفاع مقدس جز نامی نشنیده بودند، حالا تصویر آنها را بر پرده نقرهای میدیدند.

«موقعیت مهدی»
این رویه باعث شد در دهه کنونی نیز جریان فیلمهای پرتره به عنوان یکی از سبکهای شاخص فیلمهای دفاع مقدسی ادامه داشته باشد و فیلمهایی مانند «جانشین» درباره شهید املاکی، «غریب» درباره شهید بروجردی و ... ساخته شوند. به این ترتیب، قهرمانان واقعی جنگ به یکی از مهمترین مسیرهای بازخوانی دفاع مقدس در سینمای سالهای اخیر تبدیل شدند.
با تشکیل «اوج» در کنار حوزه هنری، روایت فتح، صداوسیما، کانون پرورش فکری و... امکان گلایهمندی از کمبود بودجه و امکانات، دستکم در حوزه تولید، مانند گذشته مطرح نبود. مسئله مهمتر، توجه به تولیدات مهم، فاخر و ماندگار برای سینمای دفاع مقدس بود
همانطور که اشاره شد، حضور ارگان اوج در این دهه نیز نقش مهمی دارد. با اتفاقات سال 88، شکلگیری نهادی که به مسائل انقلاب از زاویهای فرهنگی و هنری بپردازد اهمیت پیدا کرد. از این منظر، اوج با تولید فیلمهایی چون «ایستاده در غبار»، «تنگه ابوقریب»، «بادیگارد»، «به وقت شام»، «23 نفر» و ... توانست جایگاه مهمی در تولیدات سینمایی دفاع مقدس پیدا کند.

«به وقت شام»
دیگر با تشکیل این نهاد در کنار حوزه هنری، روایت فتح، صداوسیما، کانون پرورش فکری و... امکان گلایهمندی از کمبود بودجه و امکانات، دستکم در حوزه تولید، مانند گذشته مطرح نبود. مسئله مهمتر، توجه به تولیدات مهم، فاخر و ماندگار برای سینمای دفاع مقدس بود. البته این نهاد نیز در ابتدای راه قرار داشت، اما به پشتوانه فیلمسازانی چون ابراهیم حاتمیکیا توانست آثاری درخور شأن انقلاب تولید کند.
مرزهای سینمای مقاومت به شام رسید
بعد مهم دیگر سینمای دفاع مقدس در این دهه، گسترش دایره وجودی آن به سمت سینمای مقاومت بود. اگرچه پیش از این نیز آثاری چون «بازمانده» و یا «33 روز» در حوزه سینمای مقاومت تولید شده بود، اما با ظهور پدیده نحس و شوم داعش به عنوان یک خطر جدی منطقهای، انتظار این بود که سینما نیز فیلمی در این خصوص تولید کند. اینجا بود که با «به وقت شام»، شکل کاملاً جدید و متفاوتی از سینمای مقاومت که میتوان آن را دنبالهای بر سینمای دفاع مقدس دانست، شکل گرفت.
«به وقت شام» از این جهت اهمیت داشت که جنگ را دیگر صرفاً در جغرافیای ایران و در خاطره هشت سال دفاع مقدس دنبال نمیکرد، بلکه قهرمان و مسئله دفاع را به جغرافیایی بیرون از مرزهای ایران میبرد. به این ترتیب، سینمای دفاع مقدس برای نخستینبار در مقیاسی جدیتر با مفهوم «مقاومت» پیوند خورد و میدان روایت آن گستردهتر شد. البته این چرخش در سینمای این جریان، در ادامه نتوانست دنبالهای همسطح و مستمر پیدا کند و همچنان یکی از مهمترین پرسشها درباره این سینما، چگونگی ادامه دادن همین مسیر است.

پشت صحنه «23 نفر»
فاصله میان سیاستگذاری، سرمایه و تولید مسأله ادامهدار سینمای دفاع مقدس و مقاومت
آنچه در مقام آسیبشناسی این مسئله وجود دارد، همان نکتهای است که درباره معایب کلی سینمای دفاع مقدس وجود دارد و در بررسی دهههای قبل نیز به آن پرداخته شد: فاصله میان سیاستگذاری، سرمایه و تولید.
عملاً دستگاههای کلان فرهنگی کشور، خصوصاً سازمان سینمایی، در حال فعالیت در زمینههایی هستند که ارگانهای فرهنگی با آن نسبت مدام و مستمر ندارند. شاید روی کاغذ، توجه به سینمای دفاع مقدس، ملی و دینی حتی سرلوحه فعالیتها باشد، اما عملاً وزارت فرهنگ با معاونت سینمایی خود درگیر امور عادی و جاری اداری و در نهایت تولیدات بازوهای خود مانند بنیاد فارابی است. البته مشخصاً اینها وظایف اصلی سازمان سینمایی است، اما در عین حال نمیتوان میان این نهاد مهم با ارگانهای فرهنگی در زمینه تولیدات و خطمشیهای مرتبط، فاصلهای جدی در نظر گرفت.
دقیقاً به خاطر همین فاصله و این نگاه که نهادهای فرهنگی کار خودشان را انجام دهند و سازمان سینمایی کار خودش را، فیلمها در زمینه اکران نیز همواره با مشکلات و نامهربانیهایی روبهرو شدهاند و در نتیجه، به جای آنکه کارهای فاخر و باکیفیت سینمای دفاع مقدس و مقاومت پذیرای مخاطبان باشند، در مواردی با سانسهای نامناسب و چینشی روبهرو میشوند که عملاً به نفع فیلمهای زرد و سخیف است. در نتیجه، فیلمهایی که برای تولید آنها سرمایه، نیروی انسانی و زمان زیادی صرف شده است، در مرحله اکران با توفیق خوبی روبهرو نمیشوند؛ وضعیتی که کماکان ادامه دارد.
سینمای دهه 90 توانست در تولیدات خود، با رویکردهایی مانند ساخت پرتره از شخصیتهای ملی دفاع مقدس، ورود نگاه زنانه، پرداختن به عملیاتهای نظامی و تولیدات بزرگ و پرهزینه مانند «تنگه ابوقریب» و «به وقت شام»، سمتوسوی جدیدی پیدا کند. مهمتر از همه آنکه این تغییر نشان داد سینمای دفاع مقدس برای ادامه حیات خود الزاماً نباید در همان قالبهای روایی دهههای گذشته باقی بماند و میتواند از قهرمانان واقعی به زنان و خانوادهها، از عملیاتهای بزرگ به روایت مقاومت و از جغرافیای جنگ ایران و عراق به جغرافیای منطقه برسد.
این مسیر در دهه کنونی نیز ادامه پیدا کرده و همچنان شاهد فیلمهای پرترهای و همینطور روایت عملیاتهای نظامی در مقیاس بزرگ هستیم. با این حال، یک سؤال اساسی همچنان باقی است؛ سؤالی که شاید آینده سینمای دفاع مقدس و مقاومت را نیز مشخص کند.
همانطور که فیلمهای جنگی دهه 60 بعدها به سمت نگاهها و روایتهای اجتماعی کشیده شدند و جنگ را از میدان نبرد به زندگی و جامعه پس از جنگ آوردند، آیا وقت آن نرسیده است که همین نگاه، اینبار درباره مقاومت و جنگهای کنونی، در سینمای اجتماعی ما دنبال شود؟
اما یک سؤال: همانطور که فیلمهای جنگی دهه 60 بعدها به نگاه و سمت فیلمهای اجتماعی کشیده شدند و از آن زاویه روایتگری کردند، آیا وقت آن نرسیده است که همان نگاه اینبار درباره مقاومت و جنگ کنونی در سینمای اجتماعی ما دنبال شود؟
انتهای پیام/