به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، به موجب بند 1 تصویبنامه شماره 256749؍42402 در تاریخ 28 اسفند 1390 هیات وزیران مقرر شده است که «وزارت کشور از طریق دفاتر فنی استانداریها نسبت به تهیه طرح هادی برای شهرهای با جمعیت زیر بیست و پنج هزار نفر براساس مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری و سایر مقررات مربوط اقدام و به مراجع قانونی ارائه نماید» اما طرح هادی شهری یک عقبگرد قانونی نسبت به طرح جامع شهری است.
در نظام برنامهریزی شهری ایران، «طرح جامع» به عنوان عالیترین و تخصصیترین سند توسعه کالبدی-فضایی و به منزله ستون فقرات توسعه پایدار است و این سند زیر نظر مستقیم وزارت راه و شهرسازی و شورای عالی معماری و شهرسازی تدوین میشود.
این طرح حاصل خرد جمعی دانشگاهیان، متخصصان و بدنه کارشناسی تراز اول کشور است و در شرایطی که شهرهایی با ظرفیتهای گردشگری و تاریخی نظیر «نوشآباد» در همسایگی کانونهای پویایی چون کاشان و آران و بیدگل قرار دارند، هرگونه تغییر در نوع سند بالادستی توسعه، نه یک تصمیم اداری ساده، بلکه یک خطای استراتژیک جبرانناپذیر است.
طرح جامع شهری، فراتر از یک نقشه ساده، چشماندازی برای «امروز و فردای» شهر ترسیم میکند و محاسن متعددی دارد که یکپارچگی فضایی و تخصیص بودجه یکی از این محاسن است؛ طرح جامع با نگاهی کلان، بستر جذب اعتبارات ملی را فراهم کرده و از توسعه جزیرهای و غیرمنطقی جلوگیری میکند.
حفاظت از حریم قانونی از دیگر مزایا است؛ این طرح به عنوان سدی در برابر تعرض به حریم قانونی شهر و ساختوسازهای غیرمجاز عمل میکند اما طرح هادی به علت نگاه محدود، قدرت شهر را در دفاع از حریم خود در برابر توسعههای بیرویه و غیرمنطقی کاهش میدهد و سندیت علمی از دیگر محاسن است؛ متولی طرح جامع شهری، شورای عالی معماری و شهرسازی است، نهادی که بالاترین سطح نظارت و تخصص را در کشور دارا است.
انعطاف در پویایی منطقهای از دیگر محاسن است؛ برای شهری که در دل یک منطقه پویا قرار گرفته، طرح جامع، بستری فراهم میکند که شهر، هویت مستقل و رشد متناسب خود را حفظ کند و در سایه شهرهای بزرگتر مستهلک نشود اما طرح هادی تنزل جایگاه و کاهش سطح توسعه شهر است.
طرح هادی، ماهیتی «روستایی» و «محدود» دارد که در سلسلهمراتب برنامهریزی، پلهای پایینتر از طرح جامع قرار میگیرد؛،«طرح هادی» که ذاتاً برای سکونتگاههای کوچکتر و روستایی تدوین شده است، ابزاری ناکافی برای شهری با مختصات و مسائل نوشآباد است و حرکت به سمت طرح هادی، به معنای «تنزل جایگاه اداری و کالبدی شهر» است.
معایب این عقبگرد اول ضعف سیستم نظارتی و تقلیل سطح نظارت است؛ متولی طرح هادی، بنیاد مسکن است و اگرچه این نهاد در وظایف خود محترم است، اما تراز نظارتی و کارشناسی آن با شورای عالی معماری و شهرسازی برای مدیریت مسائل پیچیده شهری قابلمقایسه نیست و برای مدیریت پیچیدگیهای یک «منطقه پویا» در همسایگی کاشان و آران و بیدگل فاقد ابزار کارشناسی،هم تراز با طرح جامع است و در این منطقه فعال و پویا تحت هیچ شرایطی طرح هادی مناسب نیست.
تقلیل فضایی دومین معایب قلمداد میشود؛ طرح هادی به علت ماهیت محدودتر، منجر به کوچکسازی افق توسعه، کاهش سرانههای خدماتی و محدود کردن قابلیتهای شهر برای جذب سرمایهگذاری میشود.
از دست دادن فرصتهای منطقهای از دیگر معایب است؛ در طرح هادی، نگاه منطقهای به جایگاه شهر در شبکه شهرهای همجوار کاشان و آران و بیدگل کمرنگ شده و شهر از مدار توسعه کلان خارج میشود.
تغییر سند توسعه شهر از «طرح جامع» به «طرح هادی»، یک خطای استراتژیک و به مثابه پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن است و مدیرانی که به هر علت از جمله فرار از ضوابط سختگیرانه طرح جامع به سمت طرح هادی سوق پیدا میکنند دچار یکخطای راهبردی و استراتژیک در سند توسعه شهری می شوند و این اقدام، شهری با موقعیت نوشآباد را از یک «قطب توسعه در منطقه پویا» به یک «سکونتگاه حاشیهای» تبدیل میکند که پتانسیل سرمایهگذاری و جذب جمعیت را از دست میدهد.
توسعه نوشآباد در گروِ حفظ استانداردهای عالی معماری و شهرسازی است. تنزل از طرح جامع به طرح هادی، یک عقبگرد تاریخی است که نسلهای آینده تاوان آن را خواهند پرداخت و انتظار میرود مدیریت شهری، به جای تسهیل در فرایندهای موقت، بر حفظ «اسناد بالادستی» به عنوان تکیهگاه اصلی توسعه شهر پافشاری کنند و بر اساس «اصول
توسعه پایدار» و با احترام به «قوانین حاکم بر سلسلهمراتب اسناد بالادستی»عمل کند.
هرگونه اقدام برای تنزل سطح سند توسعه، نه تنها ضرر ریشهای به هویت و آینده نوشآباد میزند، بلکه از منظر تخصصی و قانونی، اقدامی است که میتواند منجر به بحرانهای کالبدی و حقوقی جبرانناپذیر در سالهای آتی شود.
عبور از طرح جامع به سمت طرح هادی، یک ریسک بزرگ برای مدیریت شهری، ریسک برای سلامت زیرساختها و ریسک برای هویت تاریخی نوشآباد است که هزینههای جبرانناپذیری در آینده به دنبال خواهد داشت.
یادداشت از امیر فخرآبادی، پژوهشگر و متخصص جغرافیا و برنامهریزی فضایی و سرگروه جغرافیای مدیریت آموزش و پرورش کاشان
انتهای پیام/801