به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزگاری که آینده مبهمتر و زندگی پر از نگرانی میشود، طبیعی است که بعضی آدمها به دنبال راهی برای فهمیدن آینده و پیدا کردن یک راه نجات باشند. یکی میخواهد بداند در زندگیاش چه اتفاقی میافتد، دیگری از مشکلات خانوادگی خسته شده و فرد دیگری نگران پول، کار یا بیماری است. در چنین شرایطی، پیشگو، فالگیر یا دعانویس (طلسمنویس) میتواند برای بعضی افراد نقش کسی را پیدا کند که ظاهراً جواب همه این سؤالها را میداند. همین نیاز به دانستن و نجات پیدا کردن، یکی از دلایل مهم مراجعه مردم به این افراد است.
یکی از مهمترین عوامل، ترس از آینده است. وقتی انسان احساس کند اتفاقات زیادی در اطرافش رخ میدهد که نمیتواند آنها را پیشبینی یا کنترل کند، ممکن است به کسی پناه ببرد که ادعا میکند از آینده خبر دارد. پیشگو با چند جمله ساده میتواند برای فردی که مضطرب است، احساس آرامش موقت ایجاد کند؛ حتی اگر حرفهای او هیچ پایهای نداشته باشد. مسئله اینجاست که آرامش لحظهای با حقیقت فرق دارد. مانند دارویی که انسان مصرف میکند،
عامل دیگر، نیاز انسان به کنترل زندگی است. وقتی فرد برای مدت طولانی با یک مشکل روبهرو میشود و راهی برای حل آن پیدا نمیکند، ممکن است دنبال راه حلهای غیرعادی برود. دعانویس (طلسمنویس) هم دقیقاً از همین نقطه وارد میشود؛ مثلاً به فرد میگوید مشکل تو از یک طلسم، چشمزخم یا نیروی پنهان است و من میتوانم آن را برطرف کنم. این حرف برای کسی که احساس درماندگی میکند، ممکن است از یک پاسخ واقعی و پیچیده جذابتر باشد.
فشارهای روحی و مشکلات خانوادگی هم نقش مهمی دارند. شکست عاطفی، اختلاف با همسر، نگرانی درباره فرزند، تنهایی یا یک اتفاق تلخ میتواند انسان را آسیبپذیر کند. فرد در چنین شرایطی بیشتر از همیشه نیاز دارد کسی حرفش را بشنود و به او امید بدهد. اگر در اطرافش فرد آگاه و قابل اعتمادی نباشد، ممکن است به کسی مراجعه کند که با چند جمله امیدوارکننده و وعده حل مشکل، اعتماد او را به دست میآورد.
از طرف دیگر، مشکلات اقتصادی میتواند این بازار را بزرگتر کند. کسی که بیکار است، بدهکار است یا مدتهاست دنبال گشایش مالی میگردد، ممکن است به وعدههایی مثل «باز شدن رزق»، «رفع بستگی» یا «گشایش فوری» دل ببندد. وقتی فشار اقتصادی زیاد میشود، وعده یک راه سریع و آسان میتواند بسیار وسوسهکننده باشد؛ مخصوصاً برای کسی که دیگر از راههای معمول نتیجه نگرفته است.
یک عامل مهم دیگر، کاهش اعتماد به دیگران و نهادهای اجتماعی است. اگر فرد احساس کند کسی حرف او را نمیفهمد یا راههای معمول پاسخگوی مشکلش نیستند، ممکن است سراغ کسی برود که ادعا میکند راهی پنهان برای حل مشکل دارد. اینجاست که یک باور عامیانه میتواند جای یک راهحل واقعی را بگیرد. هرچه احساس بیپناهی بیشتر شود، زمینه برای رشد چنین ادعاهایی هم بیشتر میشود.
فضای مجازی هم این مسئله را تشدید کرده است. امروز یک دعانویس یا فالگیر میتواند با چند ویدئو، چند داستان ساختگی یا انتشار تجربه کسانی که مدعیاند نتیجه گرفتهاند، برای خودش اعتبار درست کند. مخاطب هم معمولاً فقط نتیجههای ادعایی را میبیند و شکستها و دروغها را نمیبیند. وقتی یک ادعا بارها تکرار شود، ممکن است کمکم برای مردم عادی و باورپذیر به نظر برسد.
اگر فرد از کودکی در خانوادهای بزرگ شده باشد که فالگیری، رمالی یا دعانویسی را جدی میگیرند، احتمال دارد او هم همین رفتار را طبیعی بداند. از طرف دیگر، وقتی کسی توانایی بررسی ادعاها و تشخیص دلیل از خرافه را نداشته باشد، راحتتر تحت تأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، مقابله با این پدیده فقط با گفتن اینکه «مردم سادهلوحاند» ممکن نیست؛ باید ترس، تنهایی، فشار اقتصادی، نیاز به امید و ضعف آگاهی را هم دید. هرجا این نیازها وجود داشته باشد، کسانی هم پیدا میشوند که از آنها برای کسب پول و نفوذ استفاده کنند.
مردم باید توجه داشته باشند که دنیا خانه بلا و آزمایش است. خداوند برای سنجیدن ایمان بندگان و آبدیده کردن آنها در کوران زندگی، گاهی شرایط سخت و اتفاقات ناگوار را پیش روی انسان قرار میدهد. قرار نیست با هر مشکلی دستپاچه شویم و به دنبال راههای عجیب و ناشناخته برویم. نباید سنت الهی در امتحان و ابتلا را با عجله، ترس و پناه بردن به دعانویس و طلسمنویس اشتباه بگیریم؛ بلکه باید با صبر، توکل و استفاده از راههای درست، با مشکلات زندگی روبهرو شویم.
انتهای پیام/