به گزارش خبرگزاری تسنیم، اولیویه ژیرو هیچگاه بهترین مهاجم جهان نبود؛ نه از نظر سرعت، نه تکنیک و نه حتی آمار گلزنی. در تمام دوران حرفهای او، مهاجمانی بودند که در برخی یا بسیاری از این ویژگیها برتری داشتند. با این حال، ژیرو یکی از موفقترین و قابلاعتمادترین مهاجمان نسل خود بود؛ بازیکنی که ارزشش فقط با تعداد گلها سنجیده نمیشد.
یکی از مهمترین ویژگیهای ژیرو، توانایی او برای تطبیق با نیازهای تیم بود. او میتوانست مهاجم اصلی باشد، برای همتیمیها فضا ایجاد کند، در نبردهای هوایی به تیم کمک کند یا از روی نیمکت وارد زمین شود و جریان بازی را تغییر دهد. همین ویژگی باعث شد ژیرو حتی در مسابقاتی که گل نمیزد نیز نقش مهمی در موفقیت تیمش داشته باشد.
جام جهانی 2018 فرانسه نمونهای روشن از این موضوع بود. ژیرو در آن تورنمنت گلی نزد اما دیدیه دشان همچنان به او اعتماد کرد. منتقدان معتقد بودند فرانسه با مهاجمی که گل نمیزند نمیتواند قهرمان جهان شود اما فرانسه در نهایت جام را بالای سر برد و ژیرو یکی از مهرههای مهم ترکیب قهرمان بود.

تصور اینکه ژیرو مهاجمی گلزن نبود نیز اشتباه است. او در دوران باشگاهی بیش از 300 گل به ثمر رساند و در تیم ملی فرانسه نیز به یکی از تاریخیترین گلزنان تبدیل شد. ژیرو در جام جهانی 2022 با گلزنی مقابل لهستان از رکورد تیری آنری عبور کرد و به بهترین گلزن تاریخ تیم ملی فرانسه تبدیل شد؛ رکوردی که بعدها کیلیان امباپه آن را شکست.
ژیرو در 25 سالگی نخستین بازی ملی خود را انجام داد؛ سنی که در مقایسه با بسیاری از ستارههای بزرگ فوتبال نسبتاً بالا محسوب میشود. آنری در 20 سالگی برای فرانسه به میدان رفته بود و امباپه نیز در 18 سالگی پیراهن تیم ملی را پوشید. با این حال، ژیرو در نهایت با 57 گل در 137 بازی ملی، قهرمانی جام جهانی 2018 و حضور در فینال جام جهانی 2022 و یورو 2016، جایگاه خود را در تاریخ فوتبال فرانسه تثبیت کرد.
مسیر رسیدن او به این سطح نیز کاملاً متفاوت بود. ژیرو در نوجوانی و اوایل دوران حرفهای خود ستارهای بزرگ محسوب نمیشد. او برای گرونوبل و تور در لیگ دسته دوم فرانسه بازی کرد و حتی سابقه حضور در لیگ دسته سوم با ایستر را داشت. نخستین جهش بزرگ دوران حرفهایاش در مونپلیه رقم خورد؛ جایی که در 25 سالگی به آقای گل لیگ یک رسید و به همراه تیمی که پیش از آن سابقه موفقیتهای بزرگ نداشت، قهرمان فرانسه شد.
در آن تیم بازیکنانی مانند یونس بلهاندا، مپو یانگا-امبیوا و رمی کابلا نیز حضور داشتند اما در نهایت این ژیرو بود که مسیر حرفهای طولانیتر و پرافتخارتری را طی کرد.

ژیرو پس از مونپلیه راهی آرسنال شد و برای تطبیق با فوتبال انگلیس به زمان نیاز داشت. او به تدریج با سرعت و شدت بازی در لیگ برتر کنار آمد و به مهاجمی فیزیکی و مؤثر تبدیل شد. سپس در چلسی نیز نقش متفاوتی را پذیرفت. دیگر مانند آرسنال همیشه بازیکن ثابت نبود و بیشتر به عنوان گزینهای از روی نیمکت استفاده میشد اما حتی در این نقش نیز موفق بود و همراه چلسی قهرمان لیگ اروپا و لیگ قهرمانان اروپا شد.
ژیرو در 35 سالگی راهی میلان شد و بار دیگر دوران حرفهای خود را احیا کرد. او در کنار زلاتان ابراهیموویچ یکی از باتجربهترین بازیکنان تیم بود و در فصل 2022-2021 نقش مهمی در قهرمانی میلان در سری A داشت. جالب اینکه ژیرو در آن فصل 11 گل زد؛ یک گل بیشتر از ابراهیموویچ.
ژیرو پس از یورو 2024 از تیم ملی فرانسه خداحافظی کرد و به لسآنجلس رفت اما یک سال بعد دوباره به فوتبال اروپا بازگشت و پیراهن لیل را بر تن کرد. او اکنون در 40 سالگی همچنان بازی میکند، هرچند گفته است فصل جاری احتمالاً آخرین فصل دوران حرفهایاش خواهد بود.
داستان ژیرو بیش از هر چیز درباره سازگاری، صبر و کار مداوم است. او شاید هرگز سریعترین، تکنیکیترین یا مرگبارترین مهاجم جهان نبود اما مجموعهای متوازن از تواناییها داشت و مهمتر از آن، میدانست چگونه خودش را با نیازهای تیم وفق دهد.
گل مشهور «ضربه عقربی» او با پیراهن آرسنال نیز تصویری نمادین از همین انعطافپذیری است اما میراث واقعی ژیرو در تعداد جامها، گلها و سالهای طولانی حضور در بالاترین سطح فوتبال خلاصه نمیشود. او نمونه بازیکنی است که بدون تکیه بر یک استعداد استثنایی، با تلاش، انضباط و پذیرش نقشهای مختلف توانست خود را به یکی از چهرههای ماندگار فوتبال فرانسه تبدیل کند.
انتهای پیام/