به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در حالی که در سایه روایتهای متناقض و دروغین صهیونیستها درباره حادثه فلای دبی، دلایل زیادی برای ساختگی بودن این حادثه وجود دارد و طی روزهای گذشته تحلیلهای متعددی در رابطه با آن ارائه شده است، وب سایت فلسطینی عرب 48، در مقالهای تحت عنوان «فلای دبی و تلاش صهیونیستها برای بازگشت به نقش قربانی» به تکرار روایت پرچم دروغین رژیم صهیونیستی پرداخته و نوشت: وقتی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر در 24 سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پشت تریبون رفت، دهها نماینده از جایگاه خود خارج شدند.
انزوای جهانی بیسابقه صهیونیستها بعد از جنگ غزه
این صحنه در پسزمینه تغییرات گستردهتری که مدتی است در خیابانها، دانشگاهها، استادیومها، تئاترها و جشنوارهها و در مواضع هنرمندان، نویسندگان، اتحادیهها و جنبشهای دانشجویی در سراسر جهان شاهد آن بودهایم، آشکار شد.
آیا این یک بیداری پس از یک دوره طولانی خواب است؟ آیا این اعتراضات و فشارها تا زمانی که اسرائیل را مجبور به رعایت قوانین و مشروعیت بینالمللی کند، ادامه خواهد یافت یا اینکه این رژیم بار دیگر موفق خواهد شد طوفان را پشت سر بگذارد، زمان را به عقب برگرداند و تصویر قدیمی خود را به عنوان قربانی که حق مشروع خود را برای دفاع از خود اعمال میکند، بازیابی کند؟
آنچه که بعد از حماسه طوفان الاقصی در اکتبر 2023 اتفاق افتاد، نشان میدهد که افکار عمومی جهان به ویژه غرب و آمریکا دیگر مانند گذشته نمیتواند چشم خود را به روی حقایق ببندد و یا روایت دروغین صهیونیسم و حامیانش را بیقید و شرط بپذیرد.
البته ریشههای این تحول در نیم قرن گذشته هم دیده میشد؛ جایی که پس از جنگ اکتبر 1973 و تصمیم کشورهای عرب تولیدکننده نفت برای استفاده از نفت به عنوان سلاح علیه رژیم صهیونیستی ، جهان شاهد یک تحول اقتصادی و سیاسی بزرگ بود.
در آن زمان، دولتهای غربی خود را مجبور به تجدیدنظر در برخی از مواضع خود در مورد مناقشه اعراب و اسرائیل دیدند و یک بلوک سوسیالیستی قدرتمند به رهبری اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت و مسئله فلسطین بخشی از یک مبارزه بینالمللی گستردهتر بود.
در همین حال امیدهای زیادی برای نجات فلسطین وجود داشت و برای مدتی، به نظر میرسید که جهان به سمت پایان دادن به اشغال و حل مسئله فلسطین در حال حرکت است.
سپس هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، با آنچه "دیپلماسی گام به گام" و دیپلماسی رفت و برگشت نامیده میشد، وارد عمل شد که نتیجه آن انعقاد توافق عادیسازی میان مصر و رژیم صهیونیستی موسوم به توافق کمپ دیوید بود و همین توافق پیامدهای منفی زیادی برای فلسطینیها داشت که نتایج آن در سالهای آینده مشخص شد.
رسوایی صهیونیستها در طوفان الاقصی و بیداری نسل جوان در جهان
با این حال، تفاوت اساسی بین آن دوره و آنچه امروز اتفاق میافتد وجود دارد. در سال 1973، دولتها تحت فشار نفت، اتحادها، جنگ سرد و منافع اقتصادی عمل میکردند. اما امروز این ملتها هستند که به شکل خودجوش دست به عمل زده تلاش میکنند دولتهایشان را با خود برای حمایت از فلسطین همراه کنند.
همچنین فلسطین امروز صرفاً موضوعی نیست که توسط وزارتخانههای امور خارجه کشورهای مختلف و سازمان ملل مورد بحث قرار گیرد؛ بلکه در دانشگاهها، اتحادیهها، تئاترها، کنسرتها، جشنوارههای فیلم و استادیومهای ورزشی نیز حضور دارد.
بنابراین اسرائیل در این دوره دیگر صرفاً با یک بیانیه دولتی یا سازمان ملل که بتواند به راحتی با یک معامله سیاسی یا فشار دیپلماتیک تحت حمایت آمریکا و غرب آن را زیر پا بگذارد، مواجه نیست؛ بلکه این رژیم با یک تغییر بیسابقه در افکار عمومی جهان به ویژه در میان نسلهای جوانتر که تصاویر و اطلاعات را بلافاصله در دنیای اینترنت و شبکههای اجتماعی دریافت میکنند و نمیتوانند چشمشان را به روی حقایق ببندند، روبرو است.
این شاید یکی از بزرگترین تحولاتی باشد که رسانههای اجتماعی با تمام مزایا و معایب آن ایجاد کردهاند. به عبارت دیگر، رسانههای سنتی جهان که عمدتاً در راستای دستور کار صهیونیسم فعالیت میکردند، انحصار خود بر روایات و تصاویر را از دست دادهاند و مشکل واقعی رسانهای اسرائیل در همین جا نهفته است.
برای دهههای طولانی رژیم صهیونیستی موفق شده بود خودش را به عنوان یک «کشور» کوچک و محاصرهشده که از خود در برابر جهان اطراف که قصد نابودی آن را دارد، دفاع میکند، به تصویر بکشد. اما امروز تصاویر توحش صهیونیستها و مظلومیت ملت فلسطین در سراسر این سرزمین و در راس آنها نوار غزه قبل از هرگونه روایت پردازی جعلی از سوی اشغالگران، به مردم جهان میرسد.
نمایش فلای دبی و دست و پا زدنهای اسرائیل برای بازگشت به نقش قربانی
صهیونیستها طی سه سال گذشته و بعد از افشای جنایات نسل کشی علیه مردم فلسطین و سایر ملتهای منطقه تلاش زیادی برای تحریف دوباره افکار عمومی جهان و تثبیت روایت روغین خود انجام دادهاند که جدیدترین مورد آن، نمایش مضحک درباره حادثه فلای دبی است؛ جایی که نتانیاهو تلاش میکند اسرائیل را به جایگاه قربانی بازگرداند و اینجاست که حادثه فلایدبی مطرح میشود.
قابل توجه است که نتانیاهو در 27 سپتامبر به امارات سفر کرد و با محمد بن زاید، رئیس امارات، به همراه مقامات ارشد امنیتی اسرائیل، دیدار کرد. دو روز بعد، در 29 سپتامبر، نتانیاهو از نشانههایی مبنی بر احتمال حمله دشمنان اسرائیل قبل از انتخابات صحبت کرد.
سپس صبح روز بعد، 30 سپتامبر، حادثه هواپیمای فلایدبی در مسیر تلآویو رخ داد. نتانیاهو به سرعت آن را با وقایع 11 سپتامبر 2001 مقایسه کرد، که اسرار آن تا به امروز حل نشده است.
حملات 11 سپتامبر که تا امروز هم حقیقت آن کشف نشده و سندی مبنی در واقعی بودن آن وجود ندارد، دورانی را آغاز کرد که آمریکا آن را «جنگ علیه تروریسم» مینامید و همین حمله مقدمهای برای تجاوز به افغانستان و سپس عراق در سال 2003 شد که ویرانی وحشتناکی بر جای گذاشت و میلیونها عراقی را قربانی کرد.
امروز هم نتانیاهو خودش را در شرایطی میبیند که باید تصویر صهیونیستها را از عناصر وحشی و مسلحی که در غزه زنان و کودکان را قتل عام میکنند و در کرانه باختری خانههای فلسطینیان را به آتش میکشند، به غیرنظامیانی تغییر دهد که در هواپیما مورد تهدید قرار میگیرند.
در واقع نتانیاهو میخواهد روایت قربانی بودن صهیونیستها را بار دیگر به جهان ارائه دهد و در جبهه داخلی رژیم صهیونیستی هم، خودش را به عنوان یک ناجی به اسرائیلیها معرفی کند که توانسته بار دیگر آنها را در جایگاه قربانی قرار داده و انزوای بین المللی اسرائیل را کاهش دهد.
با این حال، برگرداندن زمان به عقب دیگر آسان نیست و غیرممکن به نظر میرسد. کل داستان هواپیما و نحوه کنترل آن، سوالات جدی و حتی خطرناکی را مطرح میکند و بعید به نظر میرسد که حقیقت در آینده نزدیک آشکار شود.
تلفنهای همراه و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، انحصار اطلاعات را شکستهاند. دولتها ممکن است تسلیم منافع، اتحادها، معاملات تسلیحاتی و فشارهای سیاسی شوند، اما محاسبات مردم متفاوت است و آنها به شکل ذاتی و بدون ملاحظات سیاسی، در کنار مظلومان و ستمدیدگان میایستند.
البته این به معنای آن نیست که جهان عادلانهتر شده، یا اینکه استانداردهای دوگانه پایان یافته است، یا اینکه فلسطینیها در آستانه دستیابی به حقوق خود هستند. اما نمیتوان این تحول بزرگ را نادیده گرفت؛ اسرائیل که قبلاً با حمایت مطلق آمریکا و غرب مقابل هر کشوری که کمترین موضعی ضد صهیونیستها اتخاذ میکرد میایستاد، اکنون از عرصه ورزش، دانشگاه، تئاتر، هنرمند، اتحادیه و تلفن همراه در دست جوانی که هیچ ارتباطی با فلسطین از نظر زبان، مذهب یا ملیت ندارد، اما انسانی را زیر آوار میبیند و به سادگی میپرسد: چرا این اتفاق میافتد، میترسد.
بنابراین جهان ممکن است هنوز قطبنمای اخلاقی خود را بازیابی نکرده باشد و دولتها ممکن است آخرین کسانی باشند که این کار را انجام میدهند، اما به نظر میرسد که مردم در این زمینه از دولتهای خود پیشی میگیرند.
انتهای پیام/