به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، بازیهای آسیایی ناگویا برای ورزش ایران با کسب 19 مدال طلا، 18 نقره و 15 برنز و قرار گرفتن کاروان ایران در جایگاه ششم آسیا به پایان رسید. ایران در این دوره در 21 رشته ورزشی صاحب مدال شد؛ اما در میان این موفقیتها، سهم لرستان صفر بود.
شاید بتوان این عدد را در نگاه نخست به حضور نداشتن ورزشکاران لرستانی در برخی رشتهها یا نتیجه نگرفتن چند نماینده استان تقلیل داد، اما چنین نگاهی صورت مسئله را ساده میکند. پرسش اساسی این نیست که چرا در ناگویا مدالی به نام لرستان ثبت نشد، بلکه باید پرسید چرا در سالهای منتهی به این بازیها، مسیر مشخصی برای رساندن استعدادهای ورزشی استان به سطح قهرمانی آسیا شکل نگرفته است.
ورزش قهرمانی حاصل یک اتفاق نیست. مدالی که یک ورزشکار در یک روز بر گردن میآویزد، حاصل سالها تمرین، آموزش، مربیگری، تغذیه، آمادگی جسمانی، امکانات تخصصی، حضور در مسابقات، حمایت مالی و البته یک نظام منسجم برای هدایت استعداد است.
ورزشکاری که امروز روی سکوی بازیهای آسیایی میایستد، معمولاً چند سال قبلتر در ردههای پایه شناسایی شده و در طول این سالها از یک مسیر مشخص عبور کرده است. بنابراین اگر قرار باشد سهم یک استان از مدالهای یک رویداد بزرگ ورزشی بررسی شود، نمیتوان فقط به عملکرد ورزشکاران در روز مسابقه نگاه کرد؛ باید به سالهایی برگشت که هنوز خبری از مدال و شهرت نبود و ورزشکار برای ادامه مسیر خود به حمایت نیاز داشت.
لرستان از نظر استعداد ورزشی، استان کمظرفیتی نیست. سابقه این استان در کشتی، وزنهبرداری، دوومیدانی، بوکس، تکواندو، کاراته و دیگر رشتههای انفرادی نشان داده که نیروی انسانی لازم برای شکلگیری قهرمان در این استان وجود دارد.
با این حال، داشتن استعداد با داشتن نظام قهرمانپروری تفاوت دارد. استعداد زمانی به قهرمان تبدیل میشود که مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر قرار بگیرند و مسیر رشد ورزشکار را از ردههای پایه تا سطح ملی و بینالمللی همراهی کنند. اگر این زنجیره در جایی قطع شود، ممکن است ورزشکار مستعدی که میتوانست چند سال بعد عضو تیم ملی باشد، خیلی زود از ورزش حرفهای فاصله بگیرد یا برای ادامه مسیر خود راهی استان دیگری شود.
مشکل ورزش قهرمانی لرستان را دقیقاً باید در همین فاصله میان استعداد و قهرمان جستوجو کرد. سالهاست از ظرفیت بالای نیروی انسانی استان سخن گفته میشود، اما ظرفیت انسانی به خودی خود مدال تولید نمیکند. ورزشکار نخبه به سالن و زمین ورزشی معمولی اکتفا نمیکند؛ او به امکانات تخصصی، مربی توانمند، برنامه تمرینی علمی، تجهیزات استاندارد، خدمات پزشکی و تغذیه، آمادگی روانی، حضور مستمر در مسابقات و امنیت نسبی برای ادامه فعالیت حرفهای نیاز دارد. وقتی این مجموعه فراهم نباشد، انتظار اینکه ورزشکار با تکیه بر استعداد و انگیزه شخصی خود را به سطح اول آسیا برساند، چندان واقعبینانه نیست.
لرستان استعداد دارد، مدال ندارد
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در ورزش قهرمانی باید پیش از ظهور قهرمان انجام شود، نه پس از آن. یکی از خطاهای رایج در مدیریت ورزش این است که ورزشکار زمانی مورد توجه قرار میگیرد که به تیم ملی رسیده، مدال گرفته و نامش در رسانهها مطرح شده است. درحالیکه مهمترین مرحله حمایت، سالهایی است که هنوز ورزشکار ناشناخته است و برای ماندن در مسیر قهرمانی با هزینههای سنگین تمرین، تجهیزات، رفتوآمد، اردو و مسابقه مواجه است. اگر حمایت فقط پس از موفقیت آغاز شود، در واقع مدیریت ورزش به جای قهرمانسازی، در حال تقدیر از قهرمانان ساختهشده است.
همین جاست که مسئله اولویتبندی در ورزش استان اهمیت پیدا میکند. منابع مالی و امکانات ورزشی محدود است و نمیتوان برای همه رشتهها با یک نسخه واحد تصمیم گرفت. اگر قرار است لرستان در بازیهای آسیایی و المپیک آینده نماینده مدالآور داشته باشد، باید رشتههای دارای ظرفیت واقعی مدالآوری شناسایی و برای آنها برنامه بلندمدت طراحی شود.
رشتههای المپیکی و رشتههایی که لرستان در آنها سابقه و استعداد بیشتری دارد، باید از یک حمایت مقطعی و مناسبتی خارج شده و وارد یک برنامه چندساله شوند؛ برنامهای که در آن استعدادیابی، آموزش، مربیگری، زیرساخت، اعزام، مسابقه و حمایت از ورزشکار به صورت یک زنجیره دیده شود.
در چنین شرایطی، حتی ساخت یک سالن ورزشی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که چند سال بعد ورزشکاری از همان سالن به تیم ملی برسد. حمایت از یک مربی زمانی معنا پیدا میکند که حاصل آن تربیت نسلی از ورزشکاران باشد. بودجه ورزشی نیز زمانی اثرگذار است که بتوان نتیجه آن را در مسیر رشد ورزشکاران دید.
بههمین دلیل، عملکرد مدیریت ورزش را نباید صرفاً با تعداد مراسمها، افتتاحها، برنامههای اجرایی یا اخبار منتشرشده سنجید؛ یکی از مهمترین شاخصها باید این باشد که در یک دوره چندساله چه تعداد ورزشکار از رده پایه به سطح ملی، آسیایی و جهانی رسیدهاند و چه تعداد از آنها در استان باقی ماندهاند.
در این میان، مهاجرت ورزشکاران نیز نشانهای است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. وقتی ورزشکاری برای ادامه مسیر حرفهای خود به استان دیگری میرود، الزاماً به این معنا نیست که مدیران یک استان مقصر مستقیم مهاجرت او هستند؛ عوامل متعددی میتواند در این تصمیم نقش داشته باشد.
اما تکرار این اتفاق باید برای هر نظام ورزشی یک زنگ هشدار باشد، زیرا ورزشکار نخبه یکی از ارزشمندترین سرمایههای انسانی یک استان است. اگر محیط ورزشی نتواند شرایط رشد و ماندگاری این سرمایه را فراهم کند، طبیعی است که ورزشکار به دنبال جایی باشد که امکانات، مربی، شرایط تمرین و چشمانداز حرفهای مناسبتری در اختیارش قرار دهد.
قهرمانی که از لرستان جدا شد
یونس امامی، کشتیگیر نورآبادی، نمونهای قابل تأمل در این زمینه است. ورزشکاری که ریشه لرستانی دارد و امروز از چهرههای شناختهشده کشتی ایران است، سالهاست خارج از لرستان و در شهریار فعالیت میکند و در بازیهای آسیایی ناگویا نیز برای ایران به میدان رفت. بحث بر سر اینکه مدال او را باید به نام کدام استان ثبت کرد، نیست؛ اتفاقاً مسئله مهمتر از این محاسبههاست. پرسش این است که چرا ورزشکاری با این سطح از استعداد و ظرفیت، برای بخش مهمی از مسیر حرفهای خود در خارج از استان فعالیت میکند و آیا لرستان توانسته است محیطی ایجاد کند که چنین سرمایههایی بتوانند در همان استان رشد کنند و بمانند؟
اگر خروج استعدادها به یک روند تبدیل شود، استان به تدریج در موقعیتی قرار میگیرد که استعداد را در داخل تولید میکند، اما محصول قهرمانی آن در جای دیگری به ثمر مینشیند. این اتفاق از منظر توسعه ورزش قهرمانی بسیار مهم است؛ زیرا پرورش یک ورزشکار فقط به خود او محدود نمیشود و سالها تلاش خانواده، مربی، باشگاه و ساختار ورزشی پشت آن قرار دارد. از دست رفتن چنین سرمایهای در نهایت به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت آینده ورزش استان است.
در طرف دیگر ماجرا، مدیریت ورزش قهرمانی بیش از هر چیز به برنامهریزی، ثبات و تمرکز نیاز دارد. قهرمان با حاشیه ساخته نمیشود و مدال با مراسم و وعده به دست نمیآید. ورزشکار برای رسیدن به سطح بالای قهرمانی باید سالها در یک مسیر مشخص حرکت کند و بداند مربی، باشگاه، هیئت و مجموعه مدیریتی استان در این مسیر پشت او هستند. هر اندازه انرژی مدیریت ورزش از اصل قهرمانسازی فاصله بگیرد و صرف موضوعات فرعی و حاشیهای شود، فاصله با ورزش حرفهای و استانداردهای قهرمانی بیشتر خواهد شد.
ناگویا از این منظر برای ورزش لرستان یک آینه است؛ آینهای که فقط نتیجه امروز را نشان نمیدهد، بلکه بخشی از تصمیمهای سالهای گذشته را نیز مقابل ما قرار میدهد. وقتی ایران در 21 رشته ورزشی صاحب مدال میشود اما سهم لرستان از این جدول صفر است، شاید بهتر باشد به جای توجیه نتیجه، مسیر رسیدن به این نتیجه را بررسی کنییم.
اینکه چه تعداد استعداد در استان شناسایی شده، چه تعداد از آنها در مسیر حرفهای باقی ماندهاند، چند نفر به تیمهای ملی رسیدهاند، چه تعداد مربی نخبه در استان ماندهاند و چند ورزشکار برای ادامه مسیر خود استان را ترک کردهاند، پرسشهایی است که پاسخ آنها میتواند تصویری واقعیتر از وضعیت ورزش قهرمانی لرستان ارائه دهد.
چهار سال دیگر دوباره بازیهای آسیایی برگزار خواهد شد و دوباره جدول مدالها مقابل چشم افکار عمومی قرار میگیرد. آن زمان دیگر فرصت ساختن قهرمان از صفر وجود ندارد. ورزشکارانی که قرار است در بازیهای آینده برای لرستان مدالآور باشند، همین امروز در باشگاهها، سالنهای ورزشی، مدارس، شهرستانها و حتی روستاهای استان حضور دارند؛ فقط باید شناسایی شوند، آموزش ببینند، حمایت شوند و در یک مسیر حرفهای قرار بگیرند.
سهم صفر درصدی لرستان از مدالهای ناگویا را اگر فقط به عنوان یک عدد ببینیم، ممکن است چند روز بعد فراموش شود؛ اما اگر آن را نشانهای از یک مسئله ساختاری بدانیم، میتواند نقطه شروع یک بازنگری جدی باشد. ورزش لرستان برای عبور از این وضعیت بیش از هر چیز به تغییر نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که ورزش قهرمانی را نه هزینهای برای پر کردن تقویم برنامهها، بلکه سرمایهگذاری بلندمدت بر روی نیروی انسانی بداند.
مسئله ورزش لرستان نداشتن استعداد نیست؛ مسئله این است که هنوز نتوانستهایم برای تبدیل این استعدادها به قهرمان، یک مسیر پایدار و قابل اتکا بسازیم. اگر این مسیر اصلاح نشود، صفر مدال ناگویا ممکن است فقط یک نتیجه نباشد؛ ممکن است تصویری از آیندهای باشد که در آن لرستان همچنان استعداد تولید میکند، اما قهرمانانش در جای دیگری رشد میکنند و مدالهایشان بهنام دیگران ثبت میشود.
انتهای پیام/