به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تور «ایرانم» علیرضا قربانی در سال جاری، مسیر خود را از شهرهای مختلف طی کرده است؛ از تبریز و شیراز تا اصفهان و حالا خراسان رضوی. تور کنسرتی که در هر ایستگاه با استقبال مخاطبان همراه و قرار بود در ادامه مسیر خود به طرقبه و شاندیز در نزدیکی مشهد برسد؛ اما تور مورد اشاره، پیش از آنکه میزبان صدای قربانی شود، در ایستگاه «ملاحظات زمانی» متوقف شد.
تور «ایرانم»؛ از استقبال تا یک ایستگاه ناتمام
علیرضا قربانی خردادماه امسال با 12 اجرا در سالن استاد شهریار تبریز، نخستین کنسرت سال خود را برگزار کرد. این اجراها با استقبال مخاطبان همراه شد و پس از آن، شیراز مقصد دوم تور «ایرانم» بود؛ جایی که در مرداد و شهریور، 13 شب میزبان قربانی و گروهش شد.
ماجرای شیراز البته فقط به برگزاری چند شب کنسرت محدود نماند. در هشتمین شب اجرای «ایرانم»، محمدحسن اسدی، شهردار شیراز، به نمایندگی از مردم این شهر، نشان شهروند افتخاری شیراز را به علیرضا قربانی اهدا کرد و او را «راوی نجیب موسیقی ایران» نامید.
در متن این لوح نیز از قربانی به عنوان «سرمایه فرهنگی ایران» و یکی از راویان اصیل موسیقی این سرزمین یاد شد؛ هنرمندی که شعر و موسیقی را با ریشههای فرهنگی ایران پیوند زده است.
شیراز برای قربانی سنگ تمام گذاشت؛ نوبت مشهد که رسید...
این در حالی بود که محسن خباز، تهیهکننده تور «ایرانم»، استقبال مردم شیراز را «شگفتانگیز» توصیف کرد و گفت یکی از باکیفیتترین اجراهای این تور در این شهر برگزار شده است.
کنسرتها هر شب ساعت 21 در آمفیتئاتر روباز سعدی نمایشگاه بینالمللی شیراز و با ظرفیت نزدیک به 6 هزار نفر روی صحنه رفتند.
پس از شیراز، نوبت به اصفهان رسید. قربانی و گروهش از 23 تا 25 شهریور در آمفیتئاتر روباز بوستان پردیس هنر اصفهان اجرا کردند. در گزارشهای مربوط به این تور نیز تأکید شده بود که علیرضا قربانی در سال جاری «ایرانم» را به شهرهای تبریز و شیراز برده و پس از اصفهان، اردبیل و سپس خراسان رضوی در مسیر اجراهای او قرار داشتهاند.
مقصد بعدی؛ خراسان رضوی
در این میان، قربانی فعالیت موسیقایی خود را نیز متوقف نکرد. نیمه مردادماه قطعه «گلهای بارانخورده» با موسیقی علیرضا افکاری منتشر شد؛ اثری که به عنوان پیشدرآمد اجراهای جدید تور «ایرانم» معرفی شد.
چندی بعد نیز قطعه «سرو خرامان» با شعری از مولانا و با همکاری هنرمندان ایرانی و ترک منتشر شد؛ اثری که ملودی آن اقتباسی از اجرای ماندگار ابراهیم شریفزاده بود و در توضیح آن، به ادای دین به میراث موسیقی مقامی خراسان اشاره شده است.
حالا در همین مسیر، نام خراسان رضوی بیشتر از همیشه به میان آمده بود. قرار بود «ایرانم» در طرقبه و شاندیز، در نزدیکی مشهد، ادامه پیدا کند؛ موضوعی که از همان ابتدا یک پرسش مهم را نیز با خود به همراه داشت: آیا اجرای زنده موسیقی در مشهد و اطراف آن، برخلاف تجربه سالهای گذشته، این بار بدون مانع برگزار خواهد شد؟
همهچیز برای اجرا آماده بود؛ جز خودِ اجرا
اظهارات مسئولان استان در ابتدا نشانهای از فراهم بودن شرایط بود. غلامحسین مظفری، استاندار خراسان رضوی، در جمع خبرنگاران اعلام کرد که مجوزهای صادرشده از سوی نهادهای متولی و همچنین شورای تأمین استان مورد تأیید است و مسئله، صرفاً تعیین زمان مناسب برای برگزاری کنسرت است.
با این اظهارات، به نظر میرسید مسیر برای برگزاری کنسرت قربانی هموار شده است. پیگیریهای رسانهای نیز نشان میداد روند صدور مجوزهای لازم در حال انجام است.
اما روز 12 مهر، خبرهایی غیررسمی درباره لغو کنسرت منتشر شد؛ خبری که در ابتدا نه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه از سوی عوامل علیرضا قربانی تأیید یا تکذیب نشد.
حتی تیم برگزارکننده نیز در نخستین پیگیریها از موضوع اظهار بیاطلاعی کرد و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی نیز در دسترس نبود.
«ملاحظات زمانی»؛ توضیحی برای یک تعویق
سرانجام، پس از انتشار گسترده خبر در فضای مجازی، روابط عمومی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی اصل ماجرا را تأیید کرد؛ البته نه با عنوان «لغو کامل».
در اطلاعیه این ادارهکل آمده بود که دستگاههای ذیربط استان با اجرای برنامه هنری «ایرانم» به خوانندگی علیرضا قربانی موافق هستند، اما «با توجه به برخی ملاحظات زمانی»، مقرر شده این برنامه «در زمان مناسب دیگر و با فراهم شدن شرایط لازم» برگزار شود.
بنابراین، دستکم بر اساس روایت رسمی، کنسرت قربانی لغو نشده است؛ به تعویق افتاده است.
اما همین تفاوت واژگانی، پرسش اصلی را از بین نمیبرد: وقتی دستگاههای ذیربط با برگزاری برنامه موافقاند، مجوزهای لازم صادر شده و شورای تأمین استان نیز با کلیات اجرا موافقت کرده، دقیقاً چه چیزی مانع برگزاری آن در زمان تعیینشده شده است؟
«ملاحظات زمانی» توضیحی است که در اطلاعیه رسمی آمده، اما برای افکار عمومی توضیح نمیدهد این ملاحظات چیست و چرا برنامهای که قرار بوده برگزار شود، ناگهان باید به «زمان مناسب دیگر» موکول شود.
مشهد؛ شهری که کنسرتها در آن همیشه مسئلهاند
این پرسش وقتی جدیتر میشود که ماجرای قربانی را در کنار سابقه برگزاری کنسرت در خراسان رضوی قرار دهیم.
این استان در سالهای گذشته نیز بارها با حاشیه و چالش در زمینه برگزاری کنسرتها روبهرو بوده است؛ هرچند ممنوعیت عمومی برای برگزاری کنسرت در این استان اعلام نشده است.
همین چندی پیش نیز گروه موسیقی «لیان» به سرپرستی محسن شریفیان به دلیل ممنوعیت حضور نوازنده زن روی صحنه، اجرای خود را لغو کرد؛ در حالی که بر اساس سند موسیقی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، ممنوعیتی برای حضور نوازنده زن روی صحنه وجود ندارد.
وقتی سند ملی موسیقی هم کافی نیست
ماجرا فقط به یک گروه یا یک خواننده هم محدود نمیشود. پس از تصویب سند ملی موسیقی، انتظار میرفت جایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دفاع از مجوزهای صادرشده این وزارتخانه تقویت شود.
مسئولان وزارت فرهنگ نیز پیشتر بر همین موضوع تأکید کردهاند.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال گذشته در واکنش به لغو چند کنسرت گفته بود مجوزهای صادرشده از سوی وزارت فرهنگ، مبتنی بر سند ملی موسیقی است و باید از آنها صیانت شود و هیچ حوزه استانی و منطقهای حق اعمال سلیقه درباره این مجوزها را ندارد.
حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز درباره لغو سلیقهای کنسرتها تأکید کرده بود که معیار قانونی اجرای موسیقی در کشور، «سند موسیقی» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است و تمامی مسئولان کشوری و استانی موظف به رعایت الزامات و مفاد آن هستند.
مجوز هست؛ پس مشکل کجاست؟
در چنین شرایطی، ماجرای مشهد تنها داستان یک کنسرت به تعویق افتاده نیست.
مسئله این است که چرا برگزاری یک اجرای موسیقی با مجوزهای قانونی، حتی وقتی دستگاههای مسئول اعلام میکنند با آن موافقاند، همچنان در نقطهای مبهم میان «موافقت» و «برگزاری» متوقف میشود؟
علیرضا قربانی در سال جاری در شهرهایی چون تبریز، شیراز و اصفهان روی صحنه رفته است؛ اجراهایی که نهتنها با استقبال مخاطبان مواجه شده، بلکه در شیراز، از سوی مدیریت شهری به عنوان بخشی از سرمایه فرهنگی شهر مورد تقدیر قرار گرفته است.
در تهران نیز اجرای فضای باز «ایرانم» در سال گذشته با هدف پاسخگویی حداکثری به درخواست مخاطبان آغاز شد و این مسیر در شهرهای مختلف ادامه پیدا کرد.
چرا سهم مشهد از «ایرانم» کمتر است؟
پس چرا وقتی نوبت به مشهد و خراسان رضوی میرسد، داستان همچنان متفاوت است؟
پرسش این نیست که چرا کنسرت علیرضا قربانی «فعلاً» برگزار نمیشود؛ زیرا توضیح رسمی، ملاحظات زمانی را دلیل این تعویق اعلام کرده است.
پرسش مهمتر این است که چرا درباره زمان جایگزین، شرایط لازم و ماهیت این ملاحظات توضیح روشنی ارائه نمیشود؟
مخاطبی که در تبریز، شیراز و اصفهان امکان تماشای یک اجرای بزرگ و باکیفیت را داشته، چرا نباید در مشهد نیز همین امکان را داشته باشد؟
چرا شهری که یکی از مهمترین قطبهای فرهنگی و اجتماعی کشور است، باید برای میزبانی از اجرای هنرمندی که تور خود را در شهرهای مختلف ایران برگزار میکند، همچنان با چنین ابهامی روبهرو باشد؟
مسئله فقط علیرضا قربانی نیست
قرار بود «ایرانم» به خراسان رضوی برسد؛ استانی که اتفاقاً نامش در تازهترین اثر علیرضا قربانی نیز به شکلی دیگر شنیده میشود؛ «سرو خرامان» با ادای دین به میراث موسیقی مقامی خراسان منتشر شده است.
اما حالا، در فاصلهای کوتاه از انتشار این قطعه، خودِ اجرای زنده قربانی در خراسان رضوی به زمانی نامعلوم موکول شده است.
شاید مسئله دقیقاً همین تضاد باشد: موسیقی خراسان میتواند الهامبخش یک اثر تازه باشد، اما اجرای زنده یک هنرمند در نزدیکی مشهد هنوز باید از سد «ملاحظات» عبور کند.
اگر قرار نیست ممنوعیتی برای برگزاری کنسرت در خراسان رضوی وجود داشته باشد و اگر مجوزهای قانونی صادر شدهاند و دستگاههای ذیربط نیز با اجرای برنامه موافقاند، انتظار طبیعی این است که مخاطب بداند چرا اجرای مورد نظر برگزار نمیشود و چه زمانی قرار است برگزار شود.
«ایرانم» هنوز پشت درهای مشهد است
در نهایت، مسئله فقط علیرضا قربانی نیست.
مسئله حق انتخاب مخاطبی است که میخواهد موسیقی مورد علاقهاش را در شهر خود بشنود؛ مسئله هنرمندی است که با مجوز رسمی برای مردم اجرا میکند؛ و مسئله جایگاه قانونی مجوزهایی است که قرار است تکلیف برگزاری یک رویداد فرهنگی را روشن کنند.
«ایرانم» فعلاً از مشهد عبور نکرده است؛ فقط ایستگاه خراسان رضوی را پشت سر گذاشته و زمان دیگری برای رسیدن به آن وعده داده شده است.
اما اینکه این «زمان دیگر» چه زمانی است و چه چیزی باید فراهم شود تا یک اجرای رسمی و مجوزدار روی صحنه برود، همچنان بیپاسخ مانده است.
انتهای پیام/