به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، استان مرکزی در آستانه میزبانی رویداد ملی «ایرانِ جان» قرار دارد؛ فرصتی رسانهای که طی آن بخش قابل توجهی از ظرفیت رسانه ملی در اختیار معرفی استان قرار خواهد گرفت.
این رویداد را نباید صرفاً مجموعهای از برنامههای تلویزیونی، گزارشهای خبری و معرفی جاذبههای استان دانست. «ایرانِ جان» میتواند فرصتی برای آن باشد که استان مرکزی، با همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، محیطزیستی و انسانی خود، در برابر افکار عمومی ایران قرار گیرد.
استان مرکزی فقط مجموعهای از کارخانهها، معادن، پروژهها، مفاخر و جاذبههای گردشگری نیست؛ همانگونه که فقط مجموعهای از مشکلات و مطالبات نیز نیست. استان مرکزی، پیش از هر چیز، سرزمین مردم، زندگی، کار، امید، مسئله و آینده است.
از این رو، رویکرد رسانهای پیشنهادی در این رویداد، «معرفی واقعی، متوازن و آیندهنگر استان» است؛ معرفیای که در آن هم ظرفیتها دیده شوند، هم مسائل شنیده شوند و هم چشماندازی از آینده ترسیم شود.
الف. پرسش محوری
تمام فعالیتهای رسانهای «ایرانِ جان» در استان مرکزی میتواند حول یک پرسش ساده اما بنیادین شکل گیرد:
ایران قرار است کدام مرکزی را ببیند؟ مرکزیِ ویترین پروژهها و آمارها؟ یا مرکزیِ واقعی مردم؟ پاسخ پیشنهادی این سند روشن است: ایران باید «مرکزی واقعی» را ببیند؛ استانی که هم ظرفیتهای بزرگ دارد، هم مسائل واقعی؛ هم گذشتهای پرافتخار دارد و هم آیندهای که باید ساخته شود.
ب. فلسفه رسانهای «ایرانِ جان»
در این رویداد، رسانهها بهتر است از دو رویکرد افراطی فاصله بگیرند:
نخست؛ معرفی صرفاً تبلیغاتی؛ یعنی نمایش دستاوردها بدون پرداختن به واقعیتهای اجتماعی و مسائل مردم.
دوم؛ تمرکز صرف بر مشکلات؛ که میتواند تصویری ناقص و یکبعدی از استان ایجاد کند.
رویکرد مطلوب، روایت متوازن است: ظرفیت + مسئله + راهحل + آینده؛ هر گزارش، یادداشت، گفتوگو یا مستند تا حد امکان باید بتواند به این چهار پرسش پاسخ دهد:
چه داریم؟ با چه مسئلهای روبهرو هستیم؟ چه راهی برای بهبود وجود دارد؟ اگر درست عمل کنیم، به کجا میتوانیم برسیم؟
ج. شناسنامه رسانهای استان مرکزی
در تولید محتوا، استان مرکزی باید با مجموعهای از هویتهای مکمل معرفی شود:
مرکزی صنعت و تولید؛ استانی با سابقه طولانی در شکلگیری صنایع بزرگ و حضور نیروی کار ماهر.
مرکزی علم و دانش؛ سرزمین دانشگاهها، دانشآموختگان، پژوهشگران و سرمایه انسانی.
مرکزی فرهنگ و مفاخر؛ سرزمین اندیشمندان، عالمان، شاعران، هنرمندان و شخصیتهای اثرگذار در تاریخ ایران.
مرکزی کشاورزی؛ استانی با تنوع محصولات، باغها، زمینهای کشاورزی و جوامع روستایی.
مرکزی تاریخ؛ با میراث تاریخی و فرهنگی متنوع و شهرها و روستاهایی که بخشی از حافظه تاریخی ایران را در خود جای دادهاند.
مرکزی گردشگری؛ از جاذبههای طبیعی و روستایی تا آثار تاریخی، فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری سلامت و طبیعتگردی.
مرکزی مردم؛ کارگران، کشاورزان، زنان، جوانان، کارآفرینان، دانشجویان، هنرمندان، معلمان، سالمندان و روستاییانی که زندگی واقعی استان را میسازند.
مرکزی مسائل و چالشها؛ آلودگی، آب، اشتغال، مهاجرت، کیفیت زندگی، زیرساختها، مسائل شهری و روستایی و دیگر موضوعاتی که باید واقعبینانه و مستند دیده شوند.
د. چارچوب محتوایی برای معرفی 12 شهرستان
پیشنهاد میشود هر یک از 12 شهرستان استان در یک قالب نسبتاً یکسان معرفی شود تا در پایان، تصویری منسجم از کل استان شکل گیرد.
برای هر شهرستان پنج پرسش اصلی مطرح شود: 1. چه هستیم؟ هویت، تاریخ، جغرافیا، جمعیت و ویژگیهای اجتماعی.
2. چه داریم؟ ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، فرهنگی، گردشگری، علمی و انسانی.
3. چه مسئلهای داریم؟ مهمترین مسائل شهری، روستایی، اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی و زیرساختی.
4. مردم چه میگویند؟ مطالبات، دغدغهها، تجربههای روزمره و خواستههای مردم.
5. چه میخواهیم بشویم؟ چشمانداز مطلوب و اولویتهای آینده شهرستان.
ر. چهار قاب برای روایت هر شهرستان
برای اینکه معرفی شهرستانها از حالت گزارشهای رسمی و کلیشهای خارج شود، پیشنهاد میشود هر شهرستان در چهار قاب دیده شود:
قاب اول؛ «افتخار»
چه چیزی باعث افتخار مردم این شهرستان است؟ کارخانه، محصول، شخصیت علمی یا فرهنگی، قهرمان ورزشی، روستای نمونه، جاذبه گردشگری، اثر تاریخی، شرکت دانشبنیان، کشاورز موفق یا یک ابتکار مردمی.
قاب دوم؛ «زندگی»
مردم چگونه زندگی میکنند؟ بازار، محله، مدرسه، دانشگاه، کارخانه، مزرعه، روستا، حملونقل، خانواده، جوانان و سبک زندگی مردم.
قاب سوم؛ «مسئله»
چه چیزی کیفیت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است؟ مسائل محیطزیستی، اشتغال، مهاجرت، آب، ترافیک، فرسودگی، کمبود امکانات فرهنگی و ورزشی، خدمات شهری، مسائل روستایی و آسیبهای اجتماعی.
قاب چهارم؛ «آینده»
اگر ظرفیتها فعال و مسائل مدیریت شوند، این شهرستان چه میتواند بشود؟ در این بخش، به جای وعدهسازی، باید بر پیشنهادهای واقعبینانه، قابل سنجش و آیندهنگر تمرکز شود.
ه. شهر و روستا؛ دو چهره یک استان
یکی از الزامات مهم پوشش رسانهای «ایرانِ جان»، توجه همزمان به شهر و روستا است. استان مرکزی را نباید فقط از پنجره شهرهای بزرگ معرفی کرد.
برای هر شهرستان، پیشنهاد میشود حداقل: یک روایت شهری؛ و یک روایت روستایی تولید شود.
در روایت روستایی موضوعاتی مانند: مهاجرت، اشتغال جوانان، سالمندی جمعیت، کشاورزی، آب، صنایع روستایی، گردشگری روستایی، زنان روستایی، تولیدات محلی، خدمات عمومی، ظرفیتهای مغفول بررسی شود که این نگاه میتواند تصویر کاملتری از «مرکزی واقعی» ارائه کند.
و. مردم؛ مهمترین راویان «ایرانِ جان»
پیشنهاد میشود سهم قابل توجهی از برنامهها به مردم اختصاص پیدا کند. در کنار گفتوگو با مسئولان و کارشناسان، صدای گروههای مختلف اجتماعی شنیده شود: کارگر، کشاورز، جوان، زن، دانشجو، معلم، کارآفرین، هنرمند، سالمند، روستایی و فعال اجتماعی که برای ایجاد وحدت محتوایی، میتوان از سه سؤال مشترک استفاده کرد:
به چه چیزی در شهرستانتان افتخار میکنید؟ مهمترین مشکلی که زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده چیست؟ اگر قرار باشد یک چیز در آینده تغییر کند، دوست دارید چه باشد؟
این شیوه کمک میکند رسانه درباره مردم صحبت نکند، بلکه اجازه دهد مردم درباره زندگی خودشان صحبت کنند.
ز. پیشنهاد محتوایی برای رسانهها و خبرگزاریها
رسانههای استان میتوانند تولیدات خود را در چند محور دنبال کنند:
گزارشهای «آنچه داریم»؛ معرفی ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، فرهنگی، علمی و گردشگری.
گزارشهای «آنچه مردم میگویند»؛ روایت مسائل و مطالبات مردم از زبان خود آنان.
گزارشهای «یک مسئله»؛ هر گزارش به یک مسئله مشخص بپردازد و ضمن ارائه شواهد، دیدگاه کارشناسان و مسئولان مرتبط را نیز منعکس کند.
گزارشهای «یک فرصت»؛ معرفی ظرفیتهایی که امکان توسعه آنها وجود دارد.
گزارشهای «آینده مرکزی»؛ بررسی اینکه استان در حوزههایی مانند اقتصاد، محیطزیست، جمعیت، فناوری، گردشگری و فرهنگ به چه سمتی میتواند حرکت کند.
پروندههای شهرستانی؛ هر رسانه میتواند یک یا چند شهرستان را به صورت ویژه و عمیق بررسی کند.
ی. اصل مهم در پرداختن به مشکلات
طرح مشکلات استان در «ایرانِ جان» نباید به معنای سیاهنمایی تلقی شود. اگر مسئلهای واقعی، مستند و قابل بررسی باشد و با هدف شناخت و حل آن مطرح شود، پرداختن به آن بخشی از مسئولیت اجتماعی رسانه است.
از رسانهها انتظار میرود: مسئله را دقیق تعریف کنند، آمار و شواهد ارائه دهند، صدای مردم را بشنوند، دیدگاه کارشناسان را منعکس کنند، نظر دستگاه مسئول را نیز جویا شوند و در صورت امکان: راهحلها و تجربههای موفق را معرفی کنند. هدف، پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف، شناخت مسئله و کمک به حل آن است.
پ. پیشنهاد «یک دقیقه برای مرکزی»
برای ایجاد یک آرشیو مردمی از نگاه مردم استان، پیشنهاد میشود بخشی با عنوان: «یک دقیقه برای مرکزی» راهاندازی شود.
از مردم خواسته شود در یک ویدئوی کوتاه پاسخ دهند: مرکزی را با یک جمله چگونه به ایران معرفی میکنید؟ مهمترین مسئله مرکزی از نگاه شما چیست؟ آرزوی شما برای مرکزی چیست؟ مجموع این روایتها میتواند در پایان رویداد به یک مستند اجتماعی کوتاه و ماندگار تبدیل شود.
ت. محورهای پیشنهادی برای پرونده استان
رسانهها میتوانند علاوه بر شهرستانها، پروندههای موضوعی زیر را نیز دنبال کنند:
اقتصاد و صنعت؛ صنایع بزرگ، صنایع کوچک، شهرکهای صنعتی، کارآفرینی، سرمایهگذاری و آینده تولید؛ کشاورزی و روستا؛ آب، تولید، بهرهوری، مهاجرت روستایی، اقتصاد روستا و صنایع تبدیلی؛ محیطزیست؛ آلودگی هوا، آب، پسماند، منابع طبیعی و نسبت صنعت با محیطزیست؛ جمعیت و مهاجرت؛ جوانان، سالمندی، مهاجرت، خانواده، ماندگاری نیروی انسانی و آینده جمعیتی؛ فرهنگ و هنر؛ مفاخر، هنرهای بومی، کتاب، موسیقی، سینما، تئاتر و ظرفیتهای فرهنگی؛ گردشگری میراث تاریخی، طبیعت، روستاهای گردشگری، گردشگری فرهنگی، سلامت و اقتصاد گردشگری؛ جوانان؛ اشتغال، مهارت، ازدواج، اوقات فراغت، ورزش، فناوری و مشارکت اجتماعی؛ شهر و کیفیت زندگی؛ حملونقل، ترافیک، فضاهای عمومی، فرهنگ، ورزش، خدمات شهری و زیستپذیری.
ث. مرکزی فردا؛ بخش آیندهنگر برنامه
هر گزارش بهتر است در پایان به جای متوقف شدن در بیان مشکل، یک سؤال آیندهنگر مطرح کند: مرکزی در سالهای آینده چگونه باید باشد؟
پاسخ میتواند در حوزههای مختلف دنبال شود: صنعت پاکتر و دانشبنیانتر، شهرهای زیستپذیرتر، روستاهای ماندگارتر، اقتصاد متنوعتر، گردشگری فعالتر، محیطزیست سالمتر، مشارکت اجتماعی بیشتر، فرصتهای شغلی پایدارتر، استفاده بهتر از سرمایه انسانی، حفظ جوانان و نخبگان در استان، که این بخش باید چشمانداز باشد، نه وعده.
ح. معیار موفقیت «ایرانِ جان»
موفقیت این رویداد نباید فقط با تعداد ساعت پخش یا تعداد گزارشهای تولیدشده سنجیده شود.
پنج شاخص مهمتر پیشنهاد میشود: چند ظرفیت واقعی استان دیده شد؟ چند مسئله واقعی مردم شنیده شد؟ صدای چه گروههایی به رسانه ملی رسید؟ چه پیشنهادهایی برای آینده مطرح شد؟ پس از پایان رویداد، کدام مسائل و ظرفیتها در دستور کار رسانهها و مدیران باقی ماند؟
چ. محصول ماندگار رویداد
پیشنهاد میشود تمام محتوای تولیدشده در طول این هفته، پس از پایان برنامه در قالب یک سند جمعبندی شود: اطلس فرصتها و مسائل استان مرکزی؛ این اطلس در چهار بخش تنظیم شود: بخش اول؛ مرکزی چه دارد؟ ظرفیتها و مزیتهای استان. بخش دوم؛ مرکزی با چه مسائلی روبهروست؟ مسائل اولویتدار استان و شهرستانها. بخش سوم؛ مردم مرکزی چه میگویند؟ جمعبندی مطالبات و روایتهای مردمی. بخش چهارم؛ مرکزی به کجا میتواند برسد؟ اولویتها و پیشنهادهای آیندهنگر. به این ترتیب، «ایرانِ جان» از یک رویداد رسانهای یکهفتهای به یک بانک اطلاعاتی و محتوایی برای شناخت استان و برنامهریزی آینده تبدیل خواهد شد.
به گزارش تسنیم،«ایرانِ جان» فرصتی است تا استان مرکزی فقط در قاب تلویزیون دیده نشود؛ بلکه شناخته شود. شناختن یک استان، فقط به معنای دیدن کارخانهها، پروژهها، آثار تاریخی و مناظر طبیعی آن نیست.
شناختن استان یعنی دیدن مردم آن؛ شنیدن دغدغههای آنان؛ فهمیدن ظرفیتهایشان؛ شناختن مشکلاتشان و تصور کردن آیندهای که میتوان با مشارکت مردم و برنامهریزی درست برای آن ساخت.
بنابراین پیشنهاد میشود همه رسانهها، خبرگزاریها، روابط عمومیها و برنامهسازان استان، یک اصل مشترک را مبنای فعالیت خود قرار دهند: «نه فقط تصویر خوب؛ تصویر درست.»
تصویری که در آن: هم کارخانه دیده شود و هم کارگر؛ هم پروژه دیده شود و هم محله؛ هم شهر دیده شود و هم روستا؛ هم مفاخر معرفی شوند و هم نسل جوان؛ هم ظرفیتها گفته شوند و هم مسائل؛ هم امروز دیده شود و هم فردا.
بنابراین، «ایرانِ جان نباید فقط مرکزی را به ایران نشان دهد؛» باید به ایران بگوید مرکزی چه دارد، چه مسئلهای دارد و چه میخواهد بشود. از معرفی استان به ایران، به شناخت استان برای ساختن آینده.
روابط عمومیها، رسانهها، خبرگزاریها و نشریات استان مرکزی میتوانند با اتکا به این چارچوب، محتوای خود را برای رویداد «ایرانِ جان» تولید و همافزا کنند.
یادداشت از: محمد اشجاری، جامعهشناس و پژوهشگر
انتهای پیام/711/