گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان با اتفاقی مهم به پایان رسید؛ آغاز فرایند تشکیل دبیرخانه دائمی جشنواره در شهر اصفهان؛ اتفاقی که اصحاب سینمای کودک سالها چشمانتظار آن بودند و سرانجام در این شهر رقم خورد.
این موضوع در کنار برگزاری منظم و قابلقبول جشنواره، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جشنوارهای که در سالهای اخیر همواره با ضعفهای جدی در اجرا مواجه بود. از این منظر، میتوان دوره سیوهشتم را یکی از دورههای موفق جشنواره در سالهای اخیر دانست؛ رویدادی که با دوران اوج خود در دهههای 60 و 70 فاصله زیادی گرفته بود و حالا نشانههایی از بازگشت به مسیری مطلوبتر را به نمایش گذاشت.
البته در کنار برگزاری منظم و روند اجرایی قابلقبول جشنواره، حضور چشمگیر بچهها نیز اهمیت ویژهای داشت. کودکان و نوجوانان امسال نهتنها برای تماشای فیلمها، بلکه در بخشهای مختلفی همچون داوری، خبرنگاری و المپیاد حضور داشتند. مجموع این اتفاقات نشان داد که جشنواره این بار واقعاً برای خود بچهها بود.
در کنار کیفیت برگزاری جشنواره، باید به فیلمهای حاضر در این دوره نیز پرداخت؛ آثاری که فارغ از بحثهای فنی، کیفی و نقدهای سینمایی درباره آنها، توانستند بخشی از مخاطبان خود را جذب کنند. البته این اتفاق را نمیتوان به همه 15 فیلم بخش مربوط تعمیم داد و شاید تنها درباره نیمی از آثار صدق کند؛ اما در سینمای محدود و کمرمق کودک، حضور چند فیلم پرمخاطب که بچهها آنها را دوست داشته باشند و برای تماشایشان به سینما بروند، اتفاقی مثبت و امیدوارکننده است.
بااینحال، وقتی به نتایج داوری جشنواره نگاه میکنیم و آنها را در کنار انتخاب بچهها برای بهترین فیلم، یعنی «عموی بچهها» با بازی داریوش فرضیایی، قرار میدهیم، به فاصلهای میان ملاکهای داوری تخصصی و معیارهای موردپسند کودکان میرسیم. البته با توجه به نگاه فنی و کیفی داوران، نمیتوان این تفاوت را لزوماً نشانه اشتباه در داوری دانست؛ اما همین فاصله میتواند زمینهای برای تأمل درباره نسبت میان کیفیت هنری، معیارهای تخصصی و سلیقه مخاطب کودک باشد.
فراتر از این مباحث، آنچه اهمیت اساسی دارد، تلاش برای سرمایهگذاری و احیای سینمای کودک است؛ مسیری که بنیاد سینمایی فارابی در سالهای اخیر دنبال کرده و امسال نیز با همراهی بخش خصوصی به تولید آثاری انجامیده است که توانستند توجه منتقدان و کودکان را به خود جلب کنند. همین تجربه میتواند امید به استقبال مخاطبان و فروش مناسب این فیلمها در اکران عمومی را افزایش دهد. البته در برخی از این آثار، همانطور که پیشتر نیز اشاره شده، مواردی وجود دارد که با اقتضائات و فضای مناسب مخاطب کودک همخوانی ندارد و لازم است پیش از اکران عمومی مورد بازبینی قرار گیرد.
سینمای کودک برای احیا و تداوم حیات خود باید به اقتصاد و گردش مالیاش توجهی جدی داشته باشد. گرفتار شدن در دام سینمایی که صرفاً درباره کودکان است، اما مخاطب اصلی آن بزرگسالان و کارشناسان هستند، نمیتواند به احیای این جریان منجر شود. غلبه چنین نگاهی در دورههایی از مدیریت سینمای کودک، به حاشیه رفتن سینمای کلاسیک کودک و سینمای عروسکی را نیز به دنبال داشت؛ درحالیکه این گونهها میتوانند همچنان از ظرفیتهای مهم سینمای ایران برای جذب مخاطب باشند.
اکنون فیلمسازان باید برای ایجاد و تداوم یک خط تولید مؤثر در سینمای کودک تلاش کنند؛ خط تولیدی که در آن، آثار متنوعی از اقتباس قصههای قدیمی و روایتهای بومی گرفته تا فیلمهای شاد، سرگرمکننده و آثار عروسکی ساخته شود. سینمای کودک زمانی میتواند بار دیگر به یکی از انتخابهای اصلی خانوادهها تبدیل شود که هم برای کودکان جذابیت داشته باشد و هم بتواند در چرخه اکران و اقتصاد سینما جایگاه خود را پیدا کند.
البته توجه به اقتصاد و سرگرمی نباید به معنای غفلت از محتوا باشد. مدیران و فیلمسازان نباید صرفاً به تولید فیلمهای سرگرمکننده و قصهگو بسنده کنند، بلکه باید در کنار جذابیتهای داستانی، به ساخت آثاری آموزنده با محتوای غنی و متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی نیز توجه داشته باشند. تا از رهگذر آن بتوانیم به سینمایی پایدار و اثرگذار برای کودکان و نوجوانان برسیم.
در پایان، باید از تلاشهای دبیر جشنواره نیز یاد کرد؛ فردی که از نزدیک با سینمای کودک و نوجوان آشناست و در زمره تولیدکنندگان این حوزه قرار دارد. همراهی او با مدیران استانی در برگزاری این دوره، به شکلگیری جشنوارهای منظم و قابلقبول کمک کرد. امید است این مسیر در سالهای آینده نیز ادامه پیدا کند و جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، در کنار تقویت جایگاه خود، زمینهساز رشد و رونق سینمای کودک ایران باشد؛ سینمایی که بتواند بیش از گذشته در سبد فرهنگی خانوادهها جا بگیرد و به انتخابی دوستداشتنی برای نسل آینده تبدیل شود.
انتهای پیام/