به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تداوم بحران اقتصادی در ترکیه، افزایش بیسابقه قیمت مواد غذایی در این کشور، بیش از سایر حوزهها توجه تحلیلگران اقتصادی را به سوی خود جذب کرده است.
حالا جمعیت 86 میلیون نفری ترکیه، برای خرید محصولات غذایی از گوشت و لبنیات گرفته تا نان، روغن و میوه و سبزیجات، با تنگنای معیشت روبرو هستند و قیمت همه محصولات سر به فلک زده است.
اما تناقض و موضوع پیچیده در کشاورزی ترکیه در اینجاست که در سال جاری میلادی، این کشور در حوزه تولید محصولات زراعی و باغی، بالاترین میزان وفور و برکت را تجربه کرده و با این حال، افزایش تولید محصولات، نتوانسته باعث کاهش قیمتها و بالا رفتن مصرف شود و کار به جایی رسیده که بسیاری از محصولات، در باغ و مزرعه رها شدهاند.
این موضوع نشان میدهد که حتی افزایش تولید و وفور محصول، نتوانسته به قیمتهای نجومی مواد غذایی پایان دهد و در زنجیره توزیع و فروش در ترکیه، آسیبهای مهمی وجود دارد که شایان تامل و مطالعه است.

با توجه به برخی شباهتهای آسیب شناسانه حوزه کشاورزی و صنایع غذایی بین ایران و ترکیه، تحلیلی از گورکان آک گونش، محقق برجسته ترکیه را با هم مرور کنیم که درباره تناقض وفور و گرانی نوشته شده است.
آک گونش در چند سال اخیر، تمام مقالات تحلیلی خود را بر حوزههای غذایی، جامعه شناسی مصرف و آسیبهای حوزه کشاورزی و صنایع غذایی متمرکز کرده و از محققین پیشرو ترکیه در این زمینه است.
چرا وفور در مزارع، سفرههای ترکیه را رنگین نمیکند؟
امسال در ترکیه و در استانهایی که بیشترین محصولات کشاورزی و صنایع غذایی را تولید میکنند، با یک انتقاد و گلایه گسترده از سوی کشاورزان روبرو شدیم.
انتقادی که از همه مزارع و تاکستانها و باغها به گوش میرسد، چنین است: قیمت نهایی محصول، هزینههای تولید و برداشت را جبران نمیکند.
بگذارید مثال بیاورم: در بخش انجیر سیاه، که ترکیه در صادرات این محصول در کل جهان پیشرو است، امسال وضعیت عجیبی داریم: بازده تولید انجیر افزایش یافت، اما خریدار پیدا نشد و بخش قابل توجهی از محصول گندید و دور ریخته شد.
مشکلات مشابهی در مورد انجیر خشک وجود دارد. تولیدکنندگان شکایت دارند که در حالی که سال گذشته محصول خود را بیش از 200 لیره میفروختند، در این فصل بسته به کیفیت، بین 50 تا 130 لیره مشتری دارد.
وضعیت برای آلو و سیب حتی بدتر است. در برخی مناطق، قیمت آلو به 3 تا 5 لیره در هر کیلوگرم کاهش یافته و هزینههای برداشت و نیروی کار مشخص نشده و محصول روی درختان باقی مانده است.
در باغهای سیب، تصاویری از تولیدکنندگان در حال تکان دادن شاخهها و ریختن سیبها روی زمین در اعتراض به قیمت، دست به دست میشود. همین صحنه در تاکستانها با شروع برداشت انگور پدیدار شد. در تارسوس، قیمت انگورهای مزرعه که سال گذشته با قیمت 35 تا 40 لیره شروع میشد، در این فصل به 5 تا 10 لیره کاهش یافته است.
با وجود بازده خوب، تولیدکنندگان برای یافتن خریدار برای محصولات خود با مشکل مواجه بودند. در برخی مناطق، دهها تُن انگور رها شدند تا بپوسند.
هفته گذشته، برنجکاران جادهها را در بافرا مسدود کردند و اکنون زیتونکاران اعتراض دارند. چند ماه پیش، افزایش بیسابقه تولید زیتون را پیشبینی کردیم و گفتیم که این امر فروش محصول را دشوار خواهد کرد.
متأسفانه، آنچه انتظار میرفت اتفاق افتاد. در مانیسا قیمت خرید زیتونهای دومات به 60 لیره کاهش یافت و برخی بسته به کیفیت، 10 لیره پیشنهاد دادند. در نتیجه، تولیدکنندگان در برخی محلهها، تأسیسات غربال خود را تعطیل کرده و برداشت را متوقف کردند.
با توجه به اینکه هزینههای برداشت به تنهایی در برخی مناطق به 20 لیره در هر کیلوگرم میرسد، باغدار ناچار است محصول خود را رها کند. این مثالها یک وجه مشترک دارند: دورههای برداشت فراوان یا بازدهی بالا به طور خودکار به معنای رفاه برای تولیدکننده نیست.
نکته غم انگیزتر این است که وفور و برکت و افزایش تولید در مزارع به معنای کاهش قیمت و ارزان شدن محصول برای مصرفکننده نیست!
در حالی که کشاورزان از فروش محصولات خود زیر قیمت شکایت دارند، مصرفکنندگان همچنان هنگام مراجعه به بازار با قیمتهای بالا مواجه میشوند.
ما در ترکیه با چنین تناقضی روبرو هستیم: در یک طرف، کشاورزانی داریم که به خاطر ارزانی باورنکردنی محصولات و هزینههای نجومی برداشت، محصول خود را در باغ و مزرعه رها کردهاند.
در طرف مقابل، شهروندانی داریم که با دیدن قیمت نجومی میوه و سبزیجات، دست خالی از مغازه بیرون میروند و قدرت خرید ندارند! این دقیقاً همان تناقضی است که ترکیه باید حل کند.
مقامات دولتی باید از خودشان بپرسند: چرا در این کشور، وفور و برکت و فراوانی محصول، به رفاه تبدیل نمیشود؟ در کشاورزی، انتظار میرود که بازدهی بالا هم تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان را راضی کند. چرا در ترکیه، مسیر بین مزرعه و سفره بسیار طولانی است؟
پس از برداشت، محصول باید طبقهبندی، بستهبندی، ذخیره، فرآوری، حمل و نقل و فروخته شود. وقتی هر حلقهای در این زنجیره ناکافی باشد، وفور و برکت، به فرصت تبدیل نخواهد شد.
برداشت محصول در یک دوره کوتاه فشرده میشود، مقدار زیادی از محصول به طور همزمان وارد بازار میشود و وقتی تولیدکنندگان نتوانند خریداران کافی پیدا کنند، قیمتها به سرعت کاهش مییابد.
اگر محصول ماندگاری کوتاهی داشته باشد، هیچ شانسی برای انتظار وجود ندارد. کشاورز یا قیمت پیشنهادی را میپذیرد یا محاسبه میکند که برداشت گرانتر از فروش خواهد بود و محصول را روی درخت رها میکند.

قیمتهای مصرفکننده فقط منعکسکننده هزینه محصول در مزرعه نیستند. هزینههای نیروی کار، بستهبندی، حمل و نقل، انرژی، اجاره، ذخیرهسازی و فساد در محدوده قیمت باقی میمانند.
بنابراین، کاهش شدید قیمتهای تولیدکننده به طور متناسب در برچسبهای بازار یا سوپرمارکت منعکس نمیشود.
آیا دلالان مقصر هستند؟ در نهایت، کشاورز ارزان میفروشد، اما مصرفکننده آن را به اندازه کافی ارزان دریافت نمیکند. نسبت دادن این وضعیت صرفاً به واسطهها، مسئله را بیش از حد ساده میکند. طول زنجیره واسطه و شفافیت در شکلگیری قیمت قطعاً باید مورد بحث قرار گیرد.
با این حال، این مشکل شامل برنامهریزی تولید، خرید قراردادی، سازماندهی تعاونی، ذخیرهسازی سرد، امکانات فرآوری محصول و کانالهای صادراتی نیز میشود. با این وصف، تولید کنندگان انگور در تارسوس، باید به فکر هدایت محصول به سمت شرابسازی باشند؟
درسی که کشاورزی ترکیه از وفور محصولات در سال 2026 میلادی گرفته این است: در زمان فراوانی، آنچه به شدت احساس میشود خود محصول نیست، بلکه ظرفیت استفاده از آن است.
فراوانی امروز، تولید فردا را تعیین میکند. قیمتهای پایین فقط درآمد کشاورز را در سال جاری کاهش نمیدهد؛ بلکه بر تولید فصل آینده نیز تأثیر میگذارد.
وقتی تولیدکنندگان برای کار خود مابه ازای منصفانهای دریافت نمیکنند، استفاده از کود را کاهش میدهند، نگهداری باغ را به تعویق میاندازند و از هزینههای آبیاری و هرس اجتناب میکنند. پس از چند فصل بد، ممکن است گزینه نهایی کشاورز این باشد: تغییر محصول، ریشهکن کردن درختان یا خروج کامل از کشاورزی.
یک خطر بزرگ بر سر راهِ کشاورزی ترکیه
همه میدانیم که کشور ما در معرض بدترین تغییرات اقلیمی است و افزایش تولید محصولات باغی و زراعی در سال 2026 میلادی، رویدادی نیست که الزاماً سال آینده هم تکرار شود.
بحران اقلیمی فقط به معنای کاهش مداوم محصولات کشاورزی نیست. تولید به دلیل زمانبندی بارندگی، دما، یخبندان، تگرگ، سیل و خشکسالی به طور فزایندهای بیثبات میشود.
یک سال، میتوان در شرایط مطلوب، محصول بالایی به دست آورد، در حالی که سال بعد، همان محصول میتواند به دلیل گرمای شدید یا خشکسالی، ضررهای قابل توجهی متحمل شود.
بنابراین، نیاز واقعی فقط آماده شدن برای دورههای کمبود نیست؛ بلکه توانایی مدیریت گذارهای ناگهانی بین فراوانی و کمبود است. هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه امروز فراوان است، فردا نیز فراوان باشد.

اگر نتوانیم فراوانی را به فرصت تبدیل کنیم...
ترکیه در حالی وارد نوسانات تولید مرتبط با آب و هوا میشود که تورم مواد غذایی از قبل بالا بوده و هزینههای تولید به ارز خارجی وابسته است. افزایش هزینهها در کودها، مواد اولیه خوراک دام، سوخت دیزل، انرژی و ماشینآلات کشاورزی، درآمد کشاورزان را حتی در فصول مناسب نیز محدود میکند.
بنابراین، ما نمیتوانیم آمادگی برای تغییرات اقلیمی را صرفاً به ساخت سدهای جدید، سرمایهگذاری در آبیاری یا استفاده از بذرهای مقاوم در برابر خشکسالی محدود کنیم.
توانایی ذخیره، فرآوری و تحویل محصول از یک فصل مناسب به بازارهای جدید نیز بخشی از سازگاری با آب و هوا است.
لازم است تولیدکنندگان بدانند که چه مقدار از هر محصول را بکارند، کانالهای خرید قبل از برداشت ایجاد شوند، تعاونیها قدرت چانهزنی خود را افزایش دهند و صنایع کشاورزی برای استفاده از محصولات مازاد توسعه یابند.
ترکیه در شرایطی در ماه نوامبر میزبان نشست جهانی COP31 خواهد بود که بر اساس یک خطای شناختی، موضوع کشاورزی را فقط از دریچه خشکسالی مینگرد. ولی آن چه اهمیت بیشتری دارد، نوع مدیریت تولید و هماهنگی بین کشاورزی، صنایع غذایی و بازار مصرف است.
یادمان باشد، افزایش تاب آوری کشاورزی، صرفاً توجه به تغییرات اقلیمی و اطمینان از رشد و تولید محصول در مزرعه نیست. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، تبدیل چرخه تولید-مصرف به ارزش پایدار است.
برای ترکیه و سایر کشورهایی که انتظار میرود بیشتر تحت تأثیر بحران آب و هوا قرار گیرند، سوال واقعی این است: اگر ما برای تبدیل برداشتهای فراوان به فرصتها تلاش میکنیم، چگونه از سفرههای خود در برابر خشکسالی شدید یا یخبندان محافظت خواهیم کرد؟
انتهای پیام/