به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نظارت بر محتوایی که کودکان تماشا میکنند، یکی از وظایف روشن و جدی والدین است؛ وظیفهای که به دلیل دغدغه خانوادهها نسبت به سلامت روحی و تربیتی فرزندانشان، همواره مورد توجه قرار دارد.
در کنار خانواده، مدرسه نیز مسئولیت نظارت بر خوراک فرهنگی دانشآموزان را برعهده دارد. با این حال، انتشار کلیپهایی از حضور دانشآموزان دختر در یکی از سینماها برای تماشای فیلمی با ردهبندی سنی مثبت 15 سال، این پرسش را مطرح میکند که نظارت بر برنامههای فرهنگی دانشآموزان در ساعات مدرسه تا چه اندازه جدی گرفته میشود؟
این اتفاق در حالی رخ داده که دستکم سه فیلم مناسب برای کودکان و نوجوانان با عناوین «سفینه نجات»، «بامبولک 2» و «سفید برفی» روی پرده سینماهای کشور قرار دارد. همچنین فیلمهای خانوادگی مانند «سقف» و هیجانی و نوجوانپسند مانند «اسکورت» نیز روی پرده است؛ بنابراین بردن دانشآموزان به سینما برای تماشای فیلمی نامناسب با سن آنان، تصمیمی دور از منطق و مسئولیتپذیری است.
البته از کلیپهای منتشرشده چنین به نظر میرسد که این اقدام با هماهنگی سینمادار و احتمالاً عوامل فیلم صورت گرفته تا زمینه افزایش فروش آن فراهم شود. برخی نیز معتقدند صحنههای حضور کودکان در سینما ساختگی بوده و آنها واقعاً به تماشای فیلم ننشستهاند. با این حال، حتی اگر چنین ادعایی درست باشد، نمیتوان از بهرهبرداری تبلیغاتی از بچهها چشمپوشی کرد؛ کودکانی که در هر صورت به ابزاری برای تبلیغ یک فیلم تبدیل شدهاند.
البته اولین کلیپی که منتشر شد که دو پسر نوجوان درباره فیلم مبتذل صحبت میکردند مشخص شد که ساختگی بوده و سینمادار نیز از شیطنت ادمین صفحه خود خبر داد که سپس اخراج شد.
در این میان، انتشار کلیپ دیگری نیز جای تأمل فراوان دارد؛ جایی که خانوادهای را به همراه فرزندانش در حال تماشای همین فیلم میبینیم. در این کلیپ، بلاگری ناآگاه حتی از یکی از کودکان میپرسد کدام صحنه فیلم برای او جذابتر بوده است. تلختر از این پرسش، واکنش والدینی است که به این اتفاق میخندند و در برابر آن بیتفاوتاند؛ گویی مسئولیت آنها در قبال محتوایی که فرزندانشان در معرض آن قرار میگیرند، به کلی فراموش شده است.
در وهله نخست، باید از مدیران آموزشوپرورش پرسید که در برابر چنین برنامههایی چه واکنشی خواهند داشت؟ آیا مدارس برای بردن دانشآموزان به سینما و برگزاری برنامههای فرهنگی خارج از محیط مدرسه، به مجوز یا هماهنگی رسمی با اداره آموزشوپرورش منطقه نیاز دارند؟ اگر چنین ضوابطی وجود دارد، چرا امکان وقوع چنین اتفاقاتی فراهم شده است و اگر ضوابط روشنی در این زمینه وجود ندارد، چه نهادی مسئولیت نظارت بر این برنامهها را برعهده دارد؟
از سوی دیگر، مدیران سینمایی نیز باید در برابر تخلف احتمالی سینمادارانی که زمینه حضور کودکان و نوجوانان در سالنهای نمایش فیلمهای نامتناسب با رده سنی آنها را فراهم میکنند، واکنشی جدی و بازدارنده داشته باشند. ردهبندی سنی فیلمها زمانی معنا پیدا میکند که رعایت آن جدی گرفته شود؛ نه اینکه در عمل، به ضابطهای کماثر تبدیل شود و حتی کودکان به ابزار تبلیغاتی برای افزایش فروش فیلمها بدل شوند.
در شرایطی که ضوابط و ملاحظات فرهنگی در بخشهایی از فضای فرهنگی و اجتماعی کشور با ضعف در اجرا مواجه شده و نمونههایی از ناهنجاری در حوزه تئاتر، نمایش خانگی و حتی پشتصحنه برخی تولیدات نمایشی به چشم میخورد، بیتفاوتی مدیران فرهنگی و خانوادهها در برابر چنین اتفاقاتی، ضربهای دیگر بر پیکر فرهنگ و خانواده وارد میکند. نمیتوان از ضرورت صیانت فرهنگی سخن گفت، اما در برابر اتفاقاتی که مستقیماً با سلامت تربیتی کودکان و نوجوانان ارتباط دارد، سکوت کرد.
اما مهمتر از موارد فوق، هشدار وجود جریان خزندهای است که تلاش دارد ذهن بچهها را با انحراف از فضای پاک و معصوم سینمای مورد نیازشان متوجه محتوای زرد رایج در سینمای کمدی ایران کند؛ برنامهای که هدفی جز فروش بیشتر و ماندن در صدر جدول فروش را ندارد!
انتظار میرود مدیران مسئول و دلسوز حوزه فرهنگ، در برابر این اتفاقات بیتفاوت نمانند و ضمن بررسی ابعاد ماجرا و برخورد با تخلفات احتمالی، برای افزایش آگاهی خانوادهها و جدیتر شدن نظارت بر حضور کودکان و نوجوانان در سالنهای سینما نیز اقدام کنند. صیانت از کودکان در برابر محتوای نامتناسب، مسئولیتی مشترک است که نمیتوان آن را به بهانه تبلیغات، فروش بیشتر یا بیتوجهی به ضوابط نادیده گرفت.
انتهای پیام/