خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: این روزها گاهی روایتی از امام باقر علیهالسلام درباره آتشی در آذربایجان نقل میشود و برخی میکوشند آن را به تحولات باکو و جمهوری آذربایجان امروزی ربط دهند. اما یک سؤال اساسی وجود دارد: آیا آذربایجانی که در این حدیث آمده، همان سرزمینی است که امروز با این نام میشناسیم؟ برای پاسخ، پیش از هرگونه تطبیق سیاسی یا آخرالزمانی، باید به تاریخ و جغرافیا مراجعه کرد.
در روایت منقول در کتاب «الغیبة» نعمانی آمده است: «لا بُدَّ لِنارٍ مِنْ آذَرْبِیجَانَ، لا یَقُومُ لَها شَیْءٌ»؛ یعنی آتشی از آذربایجان برخواهد خاست که هیچچیز در برابر آن تاب مقاومت ندارد. در ادامه نیز توصیه شده است که هنگام وقوع این ماجرا، افراد در خانههای خود بمانند و تا حرکت قیامکننده اهلبیت علیهمالسلام وارد آن ماجرا نشوند. همین عبارت، زمینهای برای برخی برداشتها و تطبیقهای سیاسی فراهم کرده است؛ اما آیا متن روایت واقعاً چنین برداشتی را تأیید میکند؟
نخست باید توجه داشت که نام آذربایجان در زمان امام باقر علیهالسلام وجود داشته و نامی تازه نیست که پس از تشکیل جمهوری آذربایجان در قرن بیستم پدید آمده باشد. بااینحال، آذربایجان تاریخی عمدتاً به منطقه شمالغرب ایران فعلی اطلاق میشد؛ منطقهای که پیرامون دریاچه ارومیه و نواحی مجاور آن قرار داشت. در شمال رود ارس نیز سرزمینهایی مانند اران و آلبانیای قفقاز قرار داشتند که با بخشهایی از جمهوری آذربایجان امروزی همپوشانی دارند، اما در منابع تاریخی آذربایجان نامیده نمیشدند.
باکو نیز در جغرافیای تاریخی منطقه شروان و قفقاز قرار داشت. بنابراین، نمیتوان صرفاً به دلیل آنکه امروزه نام جمهوری آذربایجان بر کشوری در شمال ارس گذاشته شده است، نتیجه گرفت که هر حدیثی درباره آذربایجان الزاماً به باکو و تحولات آن اشاره دارد. نامهای جغرافیایی در طول تاریخ گاهی تغییر کردهاند و گاهی محدوده آنها گسترش یافته است؛ ازاینرو، شناخت معنای یک نام در زمان صدور روایت اهمیت اساسی دارد. تعمیم مرزهای سیاسی امروز به متون چند قرن پیش، بدون دلیل تاریخی، راه مطمئنی برای فهم حدیث نیست.
البته این سخن به معنای اثبات قطعی این نیست که روایت حتماً به آذربایجان ایران اشاره دارد و هیچ احتمال دیگری مطرح نیست. برای تعیین محل دقیق روایت «آتش آذربایجان» باید به کاربرد جغرافیایی این واژه در عصر صدور روایت توجه شود. آنچه فعلاً روشن است، این است که متن روایت نامی از باکو، اران یا شروان نمیبرد و بهتنهایی امکان تعیین محل حادثه را فراهم نمیکند. همچنین پیش از تطبیق روایت بر یک واقعه معاصر، باید اصل اعتبار حدیث و قرائن تاریخی آن نیز بررسی شود.
شیخ جلالالدین صغیر روحانی و پژوهشگر شیعه عراقی است که در حوزه مسائل مهدویت و نشانههای ظهور فعالیت دارد. او در عراق فعالیت دینی و سیاسی داشته و در وبسایت رسمی خود مجموعهای از پاسخها و پژوهشهای مهدوی منتشر کرده است. صغیر در پاسخ مورخ 27 سپتامبر 2020، روایت «لا بد لنار من أذربیجان لا یقوم لها شیء» را در کتاب الغیبة نعمانی بررسی میکند و یکی از طرق نقل آن را به دلیل وجود وهیب بن حفص و ابوبصیر، قابل اعتماد میداند. او احتمال میدهد روایت به جنگی از منطقه آذربایجان اشاره داشته باشد که نزدیک به ظهور رخ میدهد؛ اما زمان مشخصی برای آن تعیین نمیکند. سپس تأکید میکند که محدوده جغرافیایی آذربایجان در طول تاریخ تغییر کرده و آذربایجان تاریخی را گستردهتر از کشور امروزی میداند؛ بهگونهای که آذربایجان ایران را نیز دربر میگرفته است.
او مینویسد «یبقى أن نشیر إلى أن مدلول اسم اذربایجان قد تغیر على مر السنین فهی کدولة کانت تاریخیاً تمتد إلى جزیرة القرم والقوقاز على البحر الأسود غرب روسیا وشمال ترکیا، وکانت تتجاوز اذربیجان الحالیة فتشمل اذربیجان الإیرانیة الحالیة وکانت الاخیرة هی مرکز الأولى». یعنی «باید اشاره کنیم که مفهوم نام آذربایجان در طول سالها تغییر کرده است. این سرزمین از نظر تاریخی تا شبهجزیره کریمه و قفقاز در کنار دریای سیاه، غرب روسیه و شمال ترکیه امتداد داشته و از آذربایجان کنونی فراتر میرفته است؛ بهگونهای که آذربایجان کنونی ایران را نیز شامل میشده و آن منطقه مرکز بخش دیگر بوده است.»
مشکل از جایی آغاز میشود که ابتدا یک حادثه سیاسی روز انتخاب میشود و سپس برای آن، روایتی از گذشته پیدا میکنند؛ گویی وظیفه حدیث آن است که تحولات امروز را پیشبینی و تأیید کند. درحالیکه روش درست، حرکت از متن روایت و شواهد تاریخی به سوی نتیجه است، نه حرکت از نتیجه دلخواه به سوی روایت. اگر قرار است حدیثی از اهلبیت علیهمالسلام مبنای تحلیل قرار گیرد، باید به همان اندازه که در نقل آن حساسیت داریم، در فهم درست واژهها و پرهیز از تطبیقهای بیدلیل نیز دقت کنیم. نام مشترک، بهتنهایی نشانه وقوع یک پیشگویی نیست.
سوگوارانه، با گسترش فضای مجازی، موج تطبیقگرایی بیش از گذشته گسترش یافته است. عدهای برای جذب دنبالکننده و کسب شهرت، به سراغ احادیثی میروند که بتوانند آنها را به حوادث روز پیوند بزنند و از هر اتفاق سیاسی و نظامی، نشانهای از روایات آخرالزمانی بسازند. البته در این میان، افراد اندکی هم هستند که با نیت خیر و از سر دلبستگی به ظهور، چنین برداشتهایی را مطرح میکنند؛ اما نیت خوب، جایگزین فهم درست حدیث نمیشود. گاهی همین برداشتهای نادرست، به تعیین زمان ظهور یا همان «توقیت» میانجامد؛ عملی که اهلبیت علیهمالسلام بهشدت از آن نهی فرمودهاند. هنگامی که هر جنگ، آتشسوزی، تغییر حکومت یا تحول سیاسی به نشانهای قطعی از ظهور تبدیل شود، مرز میان انتظار آگاهانه و پیشگوییهای بیپایه از بین میرود. وظیفه ما در برابر احادیث مهدوی، پیش از هر چیز، حفظ امانت در نقل و فهم آنهاست؛ نه آنکه با تطبیقهای شتابزده، برای حوادث روز معنایی قطعی بتراشیم و سپس آن را به دین نسبت دهیم.
انتهایپیام/