به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، بعضی شهرها در گذر زمان، از دل روستاها و آبادیها سر برمیآورند؛ آرامآرام گسترش مییابند و در امتداد تاریخ، سیمای شهری پیدا میکنند. اما داستان اراک، دستکم از منظر شکلگیری هسته تاریخی آن، متفاوت است؛ داستان شهری که در دوره فتحعلیشاه قاجار، به دستور حکومت و به همت یوسفخان گرجی، با طرحی از پیش تعیینشده بنیان گذاشته شد.
سلطانآباد، نام نخستین این شهر، در حدود سال 1231 هجری قمری، برابر با سالهای 1194 تا 1195 خورشیدی، شکل گرفت. ساختار منظم و شطرنجی، بازار مرکزی، چهار دروازه و حصار پیرامونی، از ویژگیهای هسته اولیه آن بود؛ ساختاری که با ملاحظات نظامی، سیاسی، اقتصادی و ضرورت استقرار قدرت مرکزی در منطقه ارتباط داشت.
همین ویژگیها انگیزه اصلی من برای نگارش کتاب «اراک، اولین شهر ایران» بود؛ تلاشی برای بازخوانی هویت شهری که معتقدم شایسته است بیش از آنچه تاکنون بوده، شناخته شود.
منظورم از عنوان «اولین شهر ایران»، انکار پیشینه هزارانساله شهرنشینی در سرزمین ایران نیست؛ مقصود، برجستهکردن ویژگی متفاوت اراک در شکلگیری بهعنوان شهری با طرحی از پیش اندیشیدهشده است. اراک را میتوان نمونهای قابلتوجه از شهرسازی برنامهریزیشده در دوره قاجار دانست؛ شهری که از آغاز، نظم فضایی و کارکردهای مشخص اقتصادی و حکومتی در طراحی آن مورد توجه قرار گرفت.
اما اهمیت اراک فقط به گذشته و معماری آن محدود نمیشود. از منظر جامعهشناسی شهری، اراک نمونهای ارزشمند برای مطالعه رابطه میان صنعت، توسعه، فرهنگ، مهاجرت، آموزش و کیفیت زندگی است. این شهر در طول تاریخ معاصر، با استقرار صنایع بزرگ، به یکی از قطبهای مهم صنعتی کشور تبدیل شده و در کنار آن، با حضور دانشگاهها، استادان، پژوهشگران و جمعیت دانشجویی، ظرفیت تبدیلشدن به یکی از مراکز علمی و فناورانه کشور را نیز دارد.
اراک، به تعبیری، شهری است که از یکسو نشانههای مدرنیته صنعتی و علمی را در خود جای داده و از سوی دیگر، هنوز با برخی مسائل حلنشده شهرنشینی و توسعه نامتوازن دستوپنجه نرم میکند؛ شهری مدرن، اما در بخشهایی گرفتار نوعی نیمهمدرنماندگی. این تناقض را میتوان در فاصله میان ظرفیتهای صنعتی و دانشگاهی شهر با کیفیت زندگی شهروندان، وضعیت محیطزیست، سیمای شهری، حفظ میراث تاریخی و میزان توجه به فضاهای عمومی جستوجو کرد.
اینجاست که پرسش اصلی من از مدیران و مسئولان شهری شکل میگیرد: آیا سهم اراک از توسعه، متناسب با سهم آن در اقتصاد و صنعت کشور بوده است؟ آیا شهری که دههها بار سنگین تولید صنعتی را بر دوش کشیده، به همان اندازه از سرمایهگذاری در محیطزیست، زیرساختهای شهری، حملونقل، فرهنگ، گردشگری و بازآفرینی بافت تاریخی بهرهمند شده است؟ این پرسشها نه از سر انکار تلاشهای انجامشده، بلکه از موضع دغدغهمندی نسبت به آینده شهری مطرح میشوند که ظرفیتهای آن بهمراتب فراتر از وضعیت موجود است.
روز اراک نباید صرفاً به برگزاری مراسم، نصب بنر و تکرار روایتهای آشنا محدود بماند. این روز میتواند فرصتی برای سنجش فاصله میان آنچه اراک هست و آنچه میتواند باشد، فراهم کند. شهری که با نظمی از پیش طراحیشده پا گرفت، امروز نیز به برنامهریزی علمی، مدیریت یکپارچه، مشارکت شهروندان و نگاهی بلندمدت نیاز دارد؛ نگاهی که توسعه را نه فقط در ساختوساز و گسترش معابر، بلکه در کیفیت زندگی، عدالت شهری، حفظ هویت تاریخی و تأمین آیندهای سالم برای نسلهای بعد تعریف کند.
من کتاب «اراک، اولین شهر ایران» را نوشتم تا سهمی در بازشناسی هویت این شهر داشته باشم؛ تا اراک، فراتر از دودکش کارخانهها و تصویر یک شهر صنعتی، بهعنوان شهری با تاریخ، معماری، سرمایه انسانی و ظرفیتهای فرهنگی و علمی شناخته شود.
اراک، شهری است که گذشتهاش سزاوار افتخار، حالش شایسته تأمل و آیندهاش نیازمند مسئولیتپذیری بیشتر است. گرامیداشت روز اراک زمانی معنای واقعی پیدا میکند که دوستداشتن این شهر، از زبان و شعار فراتر رود و در تصمیمها، برنامهها و عملکرد مدیران و مشارکت آگاهانه شهروندان تجلی یابد.
28 مهر، روز اراک، فرصتی است برای یادآوری یک حقیقت ساده: شهرها را فقط بنیان نمیگذارند؛ شهرها را با تدبیر، عدالت، فرهنگ و مسئولیتپذیری زنده نگه میدارند.
نویسنده: محمد اشجاری، نویسنده کتاب «اراک، اولین شهر ایران»
انتهای پیام/711/