به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، قرار است به زودی یکی از بزرگترین کنفرانسهای جهان با یکصد هزار نفر مهمان، در ترکیه برگزار شود.
این کشور میخواهد از 9 تا 20 نوامبر 2026 میلادی در شهر توریستی آنتالیا، کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (COP31) را برگزار کند.
این کنفرانس، بزرگترین و جامعترین کنفرانس سالانه اقلیمی و زیستمحیطی جهان محسوب میشود و با احتساب مهمانان سخنران، شنوندگان، محققین، خبرنگاران و تیمهای حفاظتی و رسانهای، یکصد هزار مهمان در آنتالیا حضور پیدا می کنند.
نهاد ریاست جمهوری ترکیه، وظایف اصلی در سازماندهی این کنفرانس بزرگ را به وزارت امور خارجه، وزارت محیط زیست و شهرسازی و وزارت انرژی و منابع طبیعی واگذار کرده و قرار است همه چیز در اوج تشریفات و نظم باشد.
ولی تحلیلگران میگویند: دولتی که میخواهد در برگزاری یک کنفرانس زیست محیطی بزرگ، همه چیز را به مجللترین و دقیقترین شکل ممکن پیش ببرد، نباید به ابتداییترین تدابیر علمی مرتبط با محیط زیست، بیاعتنایی کند.

عُلوی ساران از تحلیلگران و محققین مشهور ترکیه، در یادداشت تحلیلی خود، با انجام یک مقایسه جالب بین دو شهر ترکیه یعنی آنتالیا به عنوان محل برگزاری کنفرانس بینالمللی تغییرات اقلیمی و آدانا به عنوان مهمترین کانون واردات محمولههای چند صد هزار تُنی زباله از خارج، به ذکر تناقضهایی مهم در سیاست گذاری زیست محیطی دولت اردوغان اشاره کرده است.
بخشهایی از یادداشت او را با هم مرور میکنیم:
کنفرانس در آنتالیا، کوهِ زباله در آدانا
برگزاری کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (COP31) در شهر آنتالیا، یک رویداد بین المللی مهم است. انتظار میرود این کنفرانس بینالمللی رژیم اقلیمی که 197 کشور و اتحادیه اروپا در آن عضویت دارند، پذیرای یکصد هزار نفر باشد.
ولی موضوعی که این روزها توجه مرا بیش از هر زمانی به خود جلب کرده و کارشناسان محیط زیست را به شدت نگران کرده، این است که کوههای زباله در آدانا، از هر زمانی مرتفعتر و عظیمتر شدهاند.
اشتباه نکنید. منظورم زباله خود منطقه نیست. منظور، صدها هزار تن زباله پلاستیکی است که ترکیه سالهاست از کشورهای اروپایی، از جمله از انگلیس، آلمان، بلژیک، ایتالیا و هلند، برای بازیافت یا دفع وارد میکند. این کوهها مشکلات جدی زیستمحیطی و سلامت انسان را ایجاد میکنند.
آنتالیا و آدانا به عنوان دو شهر مهم، 500 کیلومتر از هم فاصله دارند. آنها میزبان دو رویداد و تحول کاملاً متضاد در ترکیه هستند و دو نقش و عملکرد اساساً متناقض را در فرآیندهای مرتبط به عهده میگیرند. این چیزی فراتر از یک تصادف ساده است و طنز تلخی است که تناقضات و عدم تعادلهای عمیق در سیاستهای زیستمحیطی و پایداری کشور ما را آشکار میکند.
دولت حاضر نیست به این سوال پاسخ دهد که پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی این طنز تلخ چیست و چرا در سیاست زیست محیطی خود، تا این اندازه دچار تناقض و تضاد است.
از یک سو، ترکیه مانند کشور مجلل و زیبایی به نظر میرسد که آماده میزبانی از نمایندگان تقریباً 200 کشور در آنتالیا است و در توسعه راهحلهای مشترک برای بحران جهانی آب و هوا و شکلدهی به دستور کار زیستمحیطی و پایداری جهان پیشرو است.
از سوی دیگر، ترکیهای وجود دارد که در آدانا با آلودگی ناشی از زبالههای پلاستیکی کشورهای توسعهیافته اروپایی مواجه است و سرزمین خود را به روی پردازش و دفع زبالههای سایر کشورها باز میکند.
از یک سو، حمایت بینالمللی از اصولی مانند کاهش انتشار گازهای گلخانهای، زباله صفر، اقتصاد چرخشی، بهرهوری منابع و تولید پایدار؛ از سوی دیگر، واردات سالانه صدها هزار تن زباله پلاستیکی، رهاسازی یا سوزاندن کنترلنشده برخی از این زبالهها در طبیعت و رهاسازی آلایندههای سمی مانند دیوکسینها و فورانها به جوّ به همراه گازهای گلخانهای.

آری سیاست ترکیه به شدت متناقض است: از یک سو، حمایت از عدالت اقلیمی، همبستگی بینالمللی و اصل «آلودهکننده هزینه میپردازد» که از کشورهای توسعهیافته میخواهد به مسئولیتهای زیستمحیطی خود عمل کنند.
از سوی دیگر، پذیرش زبالههای پلاستیکی از همان کشورها، خطرات زیستمحیطی و هزینههای اجتماعی مدیریت زباله را در داخل مرزهای ملی به همراه دارد و سوالاتی را در مورد چگونگی تقسیم عادلانه بار مشکلات زیستمحیطی جهانی بین کشورها مطرح میکند.
مگر میتوان به طور همزمان، هم از تحول سبز، توسعه پایدار و حفاظت از اکوسیستمها، زمینهای کشاورزی و منابع آب به عنوان اهداف اساسی حرف زد و در عین حال، ظهور آلودگی پلاستیکی و میکروپلاستیکی در زمینهای حاصلخیز، کانالهای آبیاری و مناطق اطراف چوکوروا در ازای سود اقتصادی حاصل از بازیافت و تجارت زباله و ایجاد مواد سمی که خطرات جدی برای طبیعت، تولید کشاورزی و سلامت انسان نادیده گرفت؟
در نمونههای گرفته شده توسط گرینپیس از پنج محل مختلف دفن و سوزاندن زباله در ترکیه، سطح دیوکسین و فوران، چهارصد هزار برابر بیشتر از یک نمونه خاکِ فاقد آلودگی بود! آیا این یک فاجعه زیست محیطی نیست؟
پس از تصمیم چین در سال 2018 برای توقف گسترده واردات زبالههای پلاستیکی برای حفاظت از محیط زیست و سلامت انسان، ترکیه به بزرگترین واردکننده زبالههای پلاستیکی در جهان تبدیل شد. از 1.4 میلیون تن زباله پلاستیکی که توسط اتحادیه اروپا در سال 2025 صادر شد، 510 هزار تن، یعنی بیش از یک سوم آن، به ترکیه ارسال شد.
چرا ما با وجود هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی، به یکی از خریداران اصلی زباله تبدیل شدیم و چیزی میخریم که چین و دیگران، حاضر نیستند شر و دردسر آن را بپذریند؟ این چه نوع انتخاب توسعهای است؟ ما در واردات و فرآوری زبالههای پلاستیکی در همان گروه واردکنندگان بزرگ کشورهایی مانند مالزی و اندونزی قرار داریم.
در اوراق کردن کشتیهای قدیمی حاوی مواد سمی و زبالههای خطرناک، با هند، بنگلادش و پاکستان رقابت میکنیم.

در برابر این انتقادات ما، مقامات دولتی میگویند: مواد زائد ارزش اقتصادی دارند. ما آنها را تبدیل میکنیم، مواد اولیه و محصولات نهایی را به دست میآوریم. ما به کشور خود ارزش افزوده میدهیم و اشتغال ایجاد میکنیم.
آری...ولی به چه قیمتی؟ کشورهای توسعهیافته نیز بهطور سیستماتیک زبالههای پلاستیکی خود را جمعآوری، دستهبندی و بازیافت میکنند. آنها حتی فناوریهای پیشرفته و تأسیسات صنعتی بزرگی را در این زمینه ایجاد میکنند.
با این حال، ترجیح میدهند زبالههای خود را که بازیافت آنها از نظر اقتصادی یا زیستمحیطی پرهزینهتر است، به کشورهای دیگر بفروشند. پس چرا ما دریافتکننده اصلی زبالههای آنها هستیم که بهجای پردازش، آن را صادر میکنند و هزینههای زیستمحیطی و مشکلات بالقوهای را که ممکن است ایجاد کند، متحمل نمیشوند؟
چگونه یک بار زیستمحیطی که آنها سعی در خلاص شدن از شر آن دارند، به یک فعالیت اقتصادی جذاب برای ما تبدیل میشود؟ آیا مزیت رقابتی ترکیه در حجم بالای واردات زباله واقعاً ناشی از فناوریهای پیشرفته بازیافت و قابلیتهای نوآورانه تولید است؟ یا به دلیل نیروی کار ارزان، هزینههای عملیاتی پایین و عدم توجه کافی به هزینه های زیستمحیطی است؟
زبالههای پلاستیکی بهدستآمده با هزینه کم را میتوان با نیروی کار و هزینههای عملیاتی نسبتاً ارزان فرآوری کرد و به مواد اولیه با ارزش تجاری تبدیل کرد. بنابراین، دستیابی به سود بالا از ورودیهای کمهزینه امکانپذیر میشود.
با این حال، این حساب جنبه دیگری هم دارد که در صورتهای مالی کسبوکارها منعکس نمیشود: دفع زبالههای غیرقابل بازیافت، آلودگی خاک و آب، انتشار گازهای سمی، خطرات برای سلامت انسان و هزینههای اجتماعی بلندمدت.
در حالی که سود در برخی کسبوکارها متمرکز است، هزینههای زیستمحیطی بر دوش بخشهای بزرگی از جامعه و نسلهای آینده است که ارزش اقتصادی واقعی این فعالیت را مشکلساز و قابل بحث میکند.
منطقی نیست از یک سو، ما با پهپادها، محصولات فناوری پیشرفته در صنعت دفاعی و قابلیتهای تولیدی نوآورانه به دنبال تبدیل شدن به یک رهبر جهانی باشیم و از سوی دیگر، با تبدیل شدن به بزرگترین واردکننده زبالههای پلاستیکی در جهان و تسلط بر هنر برچیدن کشتیهای قدیمی، برای رهبری در «جمعآوری زباله» و «فروشندگان قراضه» رقابت کنیم.
اولویت ترکیه نباید افزایش سود حاصل از فرآوری زبالههای سایر کشورها باشد؛ بلکه باید گذار به یک ساختار اقتصادی باشد که از منابع خود با فناوریهای پیشرفته استفاده میکند، ارزش افزوده بالایی تولید میکند و هزینههای زیستمحیطی را کاهش میدهد.
در این زمینه، واردات زبالههای پلاستیکی و مواد قراضه مشکلساز، که به ویژه سمی و آلاینده هستند و راندمان بازیافت پایینی دارند، باید به تدریج متوقف شود.
انتهای پیام/