به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، انسان موجودی اجتماعی است و برمبنای همین اصلی بهظاهر بدیهی و ساده است که «رابطه» تبدیل به عنصری کلیدی در ترسیم مناسبات انسانی میشود. انسان چگونه میتواند با دیگری رابطه برقرار کند و مهمتر از آن چگونه میتوان تعادل و نگاه مشترک میان دو سوی یک رابطه، به آن رابطه را تضمین کرد؟
این پرسشهای ساده زمانی که پای روابط خانوادگی در میان باشد، پیچیدگی صدچندان پیدا میکند و احتمالا در چنین نظرگاهی است که ایده مرکزی فیلمکوتاه «زبان پسری» متولد شده است.
این فیلمکوتاه به نویسندگی و کارگردانی فرزانه دادخواهی، به تازگی و در ویترین چهلوسومین جشنواره تهران رونمایی شده است و اصلیترین برگبرنده آن، دست گذاشتن روی مضمونی بهظاهر ساده اما به غایت کلیدی است.
داستان «زبان پسری» با موقعیتی کاملا معمولی آغاز میشود، پیرزنی به نام فرشته، به خانه پسر جوانی آمده که در همسایگی او زندگی میکند و بهدلیل اشراف به زبان آلمانی، قرار است به تقویت زبان پیرزن کمک کند.
آرامآرام و با پیشرفت داستان، وجه اشتراکی میان دو شخصیت اصلی عیان میشود؛ فرشته، مادری است که در تلاش برای ارتباط گرفتن با پسر به مهاجرت رفته خود است و در نقطه مقابل کاوه جوانی است که گویی بهصورت خودخواسته از مادرش فاصله گرفته است.
زیرمتنی که بهصورت هوشمندانه برای بهتصویر کشیدن اختلال در هر دو رابطه از سوی فیلمساز تمهید شده، همین عنصر «زبان» است. فرشته تصور میکند که با فراگیری زبان آلمانی، فاصلهاش با فرزند ساکن آلمانش کمتر میشود و همینجاست که موقعیت ساده ابتدایی فیلم، فراتر از یک چیدمان برای ورود به داستان، به شاهکلیدی برای ورود به دنیای روایت تبدیل میشود.
اگر در نیمه ابتدایی فیلم این فرشته است که در مقام زنی سالخورده، بار دلتنگی فرزندش را به دوش میکشد و نگران نابلدی زبان فرزند است، آرامآرام کانون اصلی روایت به سمت کاوه سوق پیدا میکند و اوست که باید بهدنبال تمهیدی برای احیای رابطه خود با مادر باشد.
نشانهگذاریها و کاشتهایی در روایت مانند علاقه فرزند فرشته به لوبیاپلو و در عین حال سوا کرد لوبیا از پلو حین خوردن، و ارجاع به همین ویژگی در کاوه، در یکی از سکانسهای پایانی، مخاطب را با این پرسش هم مواجه میکند که آیا واقعا در حال تماشای رابطه دو همسایه بوده و یا هر آنچه در طول فیلم به تصویر کشیده شده، برساخته خیالات و رویاهای مادر و پسری دورافتاده از هم است؛ مادر و پسری که فارغ از زبان فارسی و یا آلمانی، در حسرت رسیدن به یک «زبان مشترک» به سر میبرند.
انتهای پیام/