خبرگزاری مهر، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: هالووین یا ولنتاین یا هر پدیده غربی دیگر که موجش در جامعه باعث ایجاد ارتعاش میکند، دارای روبنا و زیربناست و نیاز به بررسی پیشینه و نگاه تاریخی دارد. طی روزهای گذشته گزارشها و تحلیلهایی درباره برخی جوانان ایرانی که خود را به شکل و شمایل شرکتکنندگان هالووین درآورده بودند، در رسانهها منتشر شد. امروز اگر اینپدیدههای ضدعرفی و ضد اخلاقی را مرتبط با جریان صهیونیستی یهود بینالملل بدانیم، متهم به توهم توطئه نمیشویم اما روزگاری بود که بیان چنینسخنانی دل و جرات زیادی میخواست چون تبعات و اتهامات و برچسبهایی که به فرد گوینده اصابت میکردند، تاب و توان زیادی میطلبیدند.
با اتفاقاتی که طی یکدهه گذشته رخ داده و سپس به جنگ 12 روزه و جنگ رمضان رسیدهاند، نخ تسبیح نامرئی بسیاری از حوادث ناخوشایند فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در ایران پیدا شده و به چشم آمده است. باید خدا را شاکر باشیم که آفتاب صحنهسازی بزرگ «11 سپتامبر» که بزرگترین عملیات پرچم دروغین یهود در قرن گذشته بود، از پشت ابر بیرون آمده و مهرهچینی و چینش دکوپاژ فیلمنامه آن توسط لابی صهیونیستی یا همانجماعتی که امروز «باند نتانیاهو» یا «اپستینیها» خوانده میشوند، واضح و مبرهن شده است.
بنیامین میلیکوفسکی متولد لهستان که با نام بنیامین نتانیاهو شناخته میشود، روزی سرباز و خونریز بوده و برادرش یوناتان هم یکی از تکاوران واحد سایرت متکال اسرائیل بود که در جریان گروگانگیری فرودگاه انتبه در سال 1967 کشته شد. هدف از بیان اینگذشته آن است که بر اینحقیقت قدیمی تاکید کنیم که نخستوزیران دولت جعلی اسرائیل، نظامیان خونریزی بوده و هستند که لباس جنگ را درآورده و کتوشلوار به تن کردهاند.
اما اگر به بحث فیلمنامهنویسی و دکوپاژچینی اسرائیلیها برگردیم، باید به رویدادی در روز 12 سپتامبر 2002 میلادی اشاره کردیم که احتمالا از دید نمایندگان کنگره آمریکا، در حکم سالگرد حادثه حملات 11 سپتامبر محسوب میشد. نتانیاهو در اینروز مقابل کمیته مجلس نمایندگان آمریکا سخنرانی و سعی کرد نمایندگان کنگره را برای اجرای عملیات گسترده جنگ علیه عراق قانع کند. او در تلاش برای مجابکردن آمریکاییها، فهرستی از نهادهای سیاسی ناهمگون ارائه کرد و در آن، از طالبان، عراق، لیبی، سوریه، ایران و حزبالله بهعنوان «یکشبکه تروریستی» نام برد که باید توسط آمریکا و اسرائیل نابود شوند تا یک 11 سپتامبر دیگر به وجود نیاید!
کاری به ترساندن آمریکاییها و قراردادن ایران به دروغ در کنار لیبی و طالبان نداریم اما ملاحظه مهم درباره سخنرانی نتانیاهو، راهکاری است که برای براندازی در ایران ارائه کرد؛ راهکاری که به نظر منطقی و عقلانی میرسید اما خود او نتوانست تا پایان به ثمر رسیدنش صبوری کند و در نهایت، سال 2026 با برپایی جنگ رمضان مانع بهسرانجامرسیدنش شد.
قصاب غزه در بخشی از سخنرانی مسخکننده خود برای نمایندگان آمریکایی گفت:
«ایران چیزی دارد که عراق ندارد. ایران مثلا 250 هزار دیش ماهواره دارد. استفاده از اینترنت دارد. زمانی که نخستوزیر بودم، یکبار به سران سیا گفتم که اگر میخواهید تغییر رژیم را در ایران پیش ببرید، لازم نیست خود را وارد داستان ردا و خنجر سیا بکنید. کاری که باید انجام دهید این است که فرستندههای بسیار بزرگ و بسیار قوی بگیرید و فقط مِلروز پِلِیس (Melrose Place) و بورلی هیلز (Beverly Hills) را به تهران و ایران بفرستید. اینها اموری براندازانه هستند. بچههای جوان آن را تماشا میکنند، آنها میخواهند همان لباسهای زیبا و خانه و استخر را داشته باشند. اینچیزی است که در دسترس است و نیروهای داخلی نزاع در ایران – که به طور متناقضی احتمالا بازترین جامعه در آن بخش از جهان است – موجود هستند.
اینکشور بسیار بازتر از عراق است، که احتمالا بستهترین جامعه است و بنابراین شما توانایی ایجاد ایننوع پویایی در داخل عراق را ندارید. بنابراین سوال اکنون درباره انتخاب است. میتوانید ملروز پلیس را پخش کنید، اما ممکن است زمان زیادی طول بکشد. از سوی دیگر، اگر رژیم صدام را از بین ببرید، به شما تضمین میدهم بازتابهای مثبت عظیمی در منطقه خواهد داشت. و من فکر میکنم که مردمی که در ایران هستند، جوانان و بسیاری دیگر خواهند گفت زمان چنین رژیمهای مستبدی گذشته و عصر جدیدی وجود دارد.»
پاسخ اینسوال که چرا عدهای از جوانان، خود را به شکل و شمایل هالووین درمیآورند یا در مناسبتی بهنام ولنتاین به همدیگر عروسک خرسی هدیه میدهند و فکر میکنند باید نقش عشاق را بازی کنند، در همین دو پاراگراف از گفتههای نتانیاهو در مقدمهچینیاش برای اتفاقی که منتهی به جنگهای 12 روزه و رمضان شد، قرار دارد و نیاز به توضیح واضحات نیست. اما بد نیست به دو کلیدواژهای هم که رهبر شهید انقلاب طی دهههای گذشته درباره اینعملیات فرهنگی دشمن به کار برد، اشاره کنیم: «قتل عام فرهنگی» و «تهاجم فرهنگی».
توضیح بیشتر درباره دو نامی که در گفتههای نتانیاهو برده شدند، اینکه؛ «ملزو پلیس» یکسریال تلویزیونی بود که سال 1992 در 7 فصل در آمریکا پخش شد و داستانش هم درباره تعدادی جوان در جایی به نام ملروز پلیس در کالیفرنیا بود. سریال مورد اشاره از نظر محتوا، از آنتولیدات پر زرق و برقی است که امروز آثار «دخترپسری» و جمله محوریاش هم از اینقرار بود:
«دروغ، تقلب، دزدی، اغواگری، خیانت، حسادت، طمع، قتل و ... این فقط یک روز دیگر در ملروز پلیس است.»
محور موضوعی اتفاقات سریال ملروز پلیس، روابط دخترپسری و عشق گروهی تعداد جوان بود که نمونه امروزیترش را چندسال پیش در ریالیتی شوی آمریکایی و نمونه نازل ایرانیاش یعنی «جزیره عشق» شاهد بودیم. دستور پختاش هم این است که تعدادی دختر و پسر را مثل فیلمهای راز بقا یا آزمایشهای زیستشناسی، در حکم نر و ماده کنار هم میریزیم و در قابلمه را میبندیم تا به نقطه جوش برسند و مخاطبانشان را هم به نقطه جوش برسانند!
سریال دیگری که نتانیاهو از آن به عنوان سلاح براندازی فرهنگی در ایران نام برد، یعنی «بورلی هیلز 90210» از سال 1999 تا 2000 در قالب 10 فصل ساخته و پخش شد. اگر دقت کنیم، نام هر دو سریال یعنی هم ملروز پلیس و هم بورلی هیلز، نام اماکن و مناطقی در آمریکا هستند. داستان سریال دوم هم درباره تعدادی دختر و پسر نوجوان آمریکایی بود که ساکن محله لاکچری بورلی هیلز هستند و با هم بزرگ شده و از دبیرستان به دانشگاه میروند. طی 10 فصل سریال هم فرصت زیادی هست تا برای شخصیتهای قصه ماجراهای مختلف عشقی، بیماری، درگیری با ایدز، مواد مخدر، نژادپرستی و ... پیش بیاید.
اگر برخی جوانان ایرانی امروز در پی شبیه شدن به هری پاتر جادوگر یا شمایلهای هالووین و نمادهای ولنتاین هستند، ریشه را باید در اتفاقات و مهندسیهای اتاقهای فکر یهود در دهههای گذشته جستجو کرد چون همانطور که امروز هم مسجل شده، دیروز هم بدیهی بود که حمله نظامی نمیتواند ایران را از بین ببرد و ایران باید از درون فرسوده و پوک شود!
اعلام اینتذکر به دولتمردان و مسئولان دلسوز کشور بیلطف نیست که همان با حفظ مرزهای جغرافیایی ایران و هوشیاری صد در صد همیشگی برای حمله نظامی، پدافندهای حملات فرهنگی را هم در حالت آمادهباش و در آستانه شلیک نگه دارند؛ کما اینکه در شبهای پرچمگردانی و تجمعات خیابانی مردم، مزدوران و نیروهای نفوذی دشمن که بهظاهر شعارهای تند و رادیکال میدادند و برخی مسئولان را به رگبار فحش و ناسزا میبستند، گوشهای کوچک از جبهه بزرگ حملات فرهنگی دشمن بودند که با پوشش مطالبه سیاسی سعی در ایجاد شکاف بین مردم داشتند.
گوشه دیگر اینجبهه فرهنگی که مدتی است بازشده، مساله برهنگی، پوششهای ناهنجار و بهظاهر جسورانهای است که از دید زنان بیحجاب جامعه هم ناهنجاری و شرمآور خوانده میشوند. در همینزمینه هم باید بین پدیدهها تفکیک قائل شد و بحث حجاب و بیحجابی را از اینمقوله جدا دانست.
بههرحال، یهودیان گروهی هستند که از زمان بنیاسرائیل و پیامبران الهی، در کار جاسوسپروری، ظاهرسازی، فریب دیگران و به انحرافکشیدنشان بوده و در اینزمینه به مقام استادی رسیدهاند. با تذکر چندباره اینواقعیت، باید به مسئولان و متولیان امور فرهنگی کشور گفت «آقایان، جنگ نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی، ظرایف خود را دارد و متولیانش تا اینجای جنگ رمضان موفق شدهاند دشمن را در موضعی متوقف کنند و برایش بازدارندگی ایجاد کنند. اما در اینهیاهوی نظامی و اقتصادی، حواس و توجهتان به جنگ نرم و فرهنگی باند نتانیاهو هم هست؟»
انتهای پیام/