به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، امروز پنجشنبه چهاردهم آبان در نشست علمی مکتب استعمارشناسی ایرانی؛ بازخوانی و تبیین ابعاد فکری و تاریخی استعمار در تاریخ معاصر ایران که در خانه مشروطیت اصفهان برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر کشور از منظر دخالت قدرتهای خارجی اظهار کرد: در میان موجودات آفریدهشده به دست خداوند، انسان موجودی است که مفهوم زمان را درک میکند و بر اساس همین درک، دانشی به نام تاریخ شکل گرفته است. همانطور که افراد حافظه دارند، ملتها نیز از حافظه تاریخی برخوردارند و اگر ملتی تاریخ خود را از دست بدهد، هویت خود را نیز از دست خواهد داد.
وی با بیان اینکه علم تاریخ بر مفهوم زمان استوار است، افزود: بیتوجهی به گذشته، بیماری خطرناکی برای ملتهاست؛ زیرا ملتی که به تاریخ خود اعتنا نکند و آن را چراغ راه آینده قرار ندهد، نمیتواند آینده روشنی داشته باشد. هرکس تاریخ کشورش را نخواند، ناچار است اشتباهات و تجربههای تلخ گذشته را دوباره تجربه کند؛ درست مانند دانشآموزی که با نخواندن درس، مجبور به تجدید آن میشود.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به جایگاه استعمار در تحولات تاریخی جهان گفت: بخش مهمی از تاریخ 500 سال اخیر جهان با استعمار گره خورده است و ضروری است ملتها نسبت به ابعاد و پیامدهای استعمار در جهان و بهویژه ایران حساس باشند؛ موضوعی که استعمارگران تمایلی به طرح و بررسی آن ندارند. به نظر من، باید تاریخ ایران در دستکم 250 سال اخیر را بر اساس وقایع استعماری بازنویسی کنیم؛ یعنی دخالتها، نفوذها و سلطه قدرتهای خارجی را مبنای بررسی و روایت تاریخ کشور قرار دهیم. این تاریخنگاری باید با نگاه خودی و بر اساس الگوهای ایرانی و اسلامی انجام شود، نه از زاویه دید استعمارگران و مطابق الگوهای مورد نظر آنها.
استعمارشناسی عام؛ شناخت مبانی فکری و فلسفی غرب
حدادعادل با تقسیم استعمارشناسی به دو بخش عام و خاص خاطرنشان کرد: وجه عام استعمارشناسی به شناخت تحولات فکری و فلسفی غرب از دوره رنسانس و شکلگیری مدرنیته مربوط میشود و در وجه خاص، باید تاریخ استعمار در ایران و دخالت قدرتهای خارجی در کشورمان را بررسی کنیم. رنسانس بهعنوان تولدی دوباره در جهان غرب، مبانی مختلفی داشت که یکی از آنها اومانیسم یا انسانمحوری بود؛ نگرشی که در آن اراده انسان در برابر اراده خداوند قرار میگیرد و در بخشی از اندیشه غربی، انسان و خداوند بهعنوان دو رقیب تصویر میشوند.
وی اضافه کرد: اوج این نگاه را میتوان در اندیشه نیچه مشاهده کرد. افزون بر مبانی اومانیستی، فیلسوفان غربی مبانی فلسفی دیگری نیز برای استعمار تدوین کردند که یکی از آنها فلسفه تاریخ و این تصور بود که تاریخ جهان مسیری خطی و تکاملی دارد و تمدن غرب در نقطه اوج این مسیر قرار گرفته است. در چنین نگرشی، تمدنهای غیرغربی در جایگاهی پایینتر تعریف میشوند و علم نیز در خدمت این تفکر قرار میگیرد.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نظریههای نژادپرستانه و ادعای برتری نژادی را از دیگر ابزارهای فکری توجیه استعمار دانست و گفت: آثاری نوشته شد که اروپاییان را گل سرسبد تاریخ معرفی میکرد و برای آنها حق سلطه بر دیگر ملتها، کشتار انسانها و به اسارت گرفتن آنها را به رسمیت میشناخت. ادعای برتری یک نژاد بر دیگران نیز زمینهای برای توجیه سلطه بر ملتها و غارت منابع آنها فراهم میکرد.
وی با اشاره به نقش فناوری و ابزارهای نظامی در گسترش استعمار بیان کرد: در دورههایی از تاریخ، تفاوت فاحشی میان قدرت کشورهای اسلامی و کشورهای غربی وجود نداشت و نوعی توازن قدرت برقرار بود؛ بهگونهای که در جنگهای صلیبی نیز پیروزیها میان دو طرف جابهجا میشد، اما با وقوع انقلاب صنعتی و اختراع ابزارهایی مانند ماشین بخار، کشتی بخار، تفنگ و توپ، این موازنه برهم خورد و توان نظامی و اقتصادی کشورهای غربی افزایش یافت. این ابزارها در خدمت جهانخواری استعمارگران قرار گرفتند.
رقابت قدرتهای خارجی و گسترش نفوذ استعمار در ایران
حدادعادل با تشریح وجه خاص استعمارشناسی و تاریخ حضور قدرتهای خارجی در ایران اظهار کرد: از زمانی که اروپاییها وارد ایران شدند، میتوان ردپای استعمار را تا امروز دنبال کرد و قتل امیرکبیر نیز یکی از فجایع استعماری در تاریخ کشورمان به شمار میرود. امیرکبیر بهخوبی میدانست ایران برای تحول و پیشرفت به چه اقداماتی نیاز دارد، اما تنها سه سال و 9 ماه فرصت صدارت پیدا کرد.
وی با توصیه به جوانان برای مطالعه تاریخ امیرکبیر عنوان کرد: برای شناخت بهتر شخصیت و اقدامات امیرکبیر، مطالعه کتاب شرح زندگانی من نوشته عبدالله مستوفی را توصیه میکنم. رهبر شهید چندین بار به من توصیه کردند این کتاب را بخوانم. ایشان این اثر حدود دو هزار صفحهای را بیش از یک بار و برخی بخشهای آن را بیش از 10 بار مطالعه کرده بودند. مطالعه جلد اول این کتاب نیز میتواند برای شناخت امیرکبیر مفید باشد.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به رقابت قدرتهای خارجی در دوره قاجار ادامه داد: در آن دوره، ایران از شمال با فشار روسیه و از جنوب با نفوذ انگلیس روبهرو بود و قراردادهای 1907 و 1917 نیز بخشی از تاریخ مداخلات خارجی در کشورمان به شمار میروند. ایران همسایه شبهقاره هند بود و هند نیز مهمترین مستعمره انگلیس محسوب میشد. به روایت تاریخی مورد اشاره، حدود پنج هزار انگلیسی بر جمعیتی نزدیک به 300 میلیون نفر در هند حکومت میکردند و این کشور نزدیک به 150 سال در سلطه انگلیس قرار داشت.
وی افزود: انگلیسیها برای حفاظت از مستعمره مهم خود، مناطق حائل و حوزههای نفوذی در اطراف هند ایجاد کرده بودند و افغانستان نیز در رقابت با روسیه، بهعنوان منطقه حائل میان این کشور و هند اهمیت داشت. تا زمانی که استعمار انگلیس در هند را مطالعه نکنیم، نمیتوانیم معنای بسیاری از دخالتهای این کشور در ایران را بهدرستی درک کنیم؛ بسیاری از پدیدههای استعماری دوره قاجار نیز بدون شناخت سلطه انگلیس بر هند بهطور کامل قابل تبیین نیست.
حدادعادل با اشاره به اهمیت منابع نفتی ایران برای انگلیس گفت: نفت برای انگلیس اهمیت بسیاری داشت و پس از کشف آن، ایران جایگاه ویژهای در سیاستهای این کشور پیدا کرد. انگلیسیها ابتدا امتیاز دارسی را به دست آوردند و سپس، بنا بر تحلیل تاریخی مطرحشده، درصدد برآمدند با روی کار آوردن رضاشاه، از تداوم سلطه خود بر منابع نفتی ایران اطمینان پیدا کنند.
وی برای تشریح میزان نفوذ سیاسی انگلیس در ایران، به یادداشتهای روزانه دکتر قاسم غنی اشاره کرد و افزود: مصر فردی را برای تصدی سفارت خود در ایران معرفی کرده بود، اما با پذیرش او موافقت نمیشد. دکتر قاسم غنی در یادداشتهای خود علت این موضوع را مخالفت انگلیس دانسته بود. این مسئله نشان میدهد نفوذ این کشور حتی در تصمیمگیریهای سیاسی ایران نیز وجود داشت.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به خاطرات اسدالله علم درباره انتخاب نمایندگان مجلس اظهار کرد: در دورههایی، فهرست نمایندگان مجلس با دخالت سفارت انگلیس تهیه میشد و این موضوع نشاندهنده گستردگی نفوذ سیاسی این کشور در ساختار تصمیمگیری ایران بود.
استعمار نو؛ سلطه بر کشورها بدون حضور مستقیم نظامی
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تشریح شیوههای مختلف استعمار و تفاوت استعمار کهن و نو گفت: استعمارگر برای سلطه بر یک کشور همیشه به جنگ و استفاده از توپ و تفنگ نیاز ندارد؛ گاهی پس از تسلط بر خاک یک کشور، تلاش میکند افرادی را در مدرسهها و دانشگاههای آن پرورش دهد که تفکری همسو با منافع استعمارگران داشته باشند. این شیوه را استعمار نو مینامند.
وی ادامه داد: در استعمار نو، کشورها ممکن است پرچم، قانون اساسی و ساختارهای رسمی مستقل داشته باشند، اما ادارهکنندگان آنها آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیری حرکت کنند که منافع قدرتهای خارجی را تأمین کند. پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، چنین روندی در بخشهایی از آسیا و آفریقا دنبال شد و استقلال ظاهری کشورها لزوماً به معنای استقلال واقعی آنها نبود.
حدادعادل با تأکید بر نقش انقلاب اسلامی در ناکام ماندن این الگوی استعماری در ایران عنوان کرد: با پیروزی انقلاب اسلامی، استعمارگران ناچار شدند به عقب بازگردند و بار دیگر شیوههای استعمار کهن را در پیش بگیرند. انقلاب اسلامی بود که استعمار را در کشورمان عقب راند و یکی از دلایل تقابل آمریکا با ایران نیز این است که شیوه استعمار نو در کشورمان پاسخگو نبوده است.
وی افزود: پس از انقلاب اسلامی، قدرتهای استعماری برای اعمال سلطه دوباره به ابزارهای نظامی مانند موشک، هواپیما و بمب متوسل شدند. این مسئله نشان میدهد که وقتی روشهای غیرمستقیم سلطه و نفوذ در کشوری نتیجه ندهد، استعمارگران ممکن است به روشهای آشکار و نظامی روی بیاورند.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای تبیین تفاوت استقلال واقعی و ظاهری، خاطرهای از گفتوگوی یکی از مقامهای سیاسی کشورهای همسایه با امام خمینی(ره) نقل کرد و گفت: آن مقام سیاسی که در آغاز جنگ عراق علیه ایران خبرنگار بود، از امام پرسیده بود انقلاب چه فایدهای داشته است، درحالیکه کشور با جنگ و ویرانی روبهرو شده است. پاسخ امام این بود که فایده انقلاب اسلامی در ایران این بود و هست که امروز برای ایران در تهران تصمیم گرفته میشود.
حدادعادل با اشاره به نقش رهبری و مردم در مقابله با استعمار و استکبار ادامه داد: رهبر شهید در برابر استعمار ایستادگی کردند و ملتی که چنین رهبری داشته باشد، به تعبیر مطرحشده، ملت مبعوث است. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود فرمودند، مبارزه با استکبار جهانی دیگر به یک روز محدود نیست و این مبارزه باید با شناخت و آگاهی از ابعاد مختلف استعمار ادامه پیدا کند.
ضرورت توسعه مطالعات استعمارشناسی و تربیت مورخان ایرانی
وی با قدردانی از تلاشهای موسی نجفی برای تدوین مجموعه 30 جلدی استعمارشناسی ایرانی خاطرنشان کرد: این مجموعه میتواند منبع تغذیه علمی مهمی برای رشته تاریخ باشد و زمینه شناخت دقیقتر ابعاد مختلف استعمار و مداخلات قدرتهای خارجی را فراهم کند. شناخت استعمار نباید صرفاً به بررسی چند واقعه تاریخی محدود شود، بلکه باید مبانی فکری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن نیز مورد مطالعه قرار گیرد.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با خطاب قرار دادن دانشآموزان و جوانان و تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به رشته تاریخ گفت: رشته تاریخ را جدی بگیرید؛ چراکه در شرایط کنونی کشور، آنگونه که شایسته است به این رشته توجه نمیشود. جوانان باید وارد این حوزه شوند و مورخان آینده ایران باشند؛ مورخانی که تاریخ کشور را با نگاه ایرانی و اسلامی بنویسند و اجازه ندهند روایت تاریخ ایران بر اساس نگاه و الگوهای قدرتهای استعمارگر شکل بگیرد.
حدادعادل با اشاره به ضرورت تولید دانشنامههای مستقل به قلم پژوهشگران ایرانی افزود: همانگونه که رهبر شهید در دوران ریاستجمهوری بر نگارش دانشنامهای به قلم پژوهشگران ایرانی تأکید داشتند، باید دانشنامههایی تدوین کنیم که خودمان نویسنده و صاحب آن باشیم و در داخل کشور مورد استفاده قرار گیرد. تاکنون 35 جلد از دانشنامه جهان اسلام منتشر شده و دستکم 20 جلد دیگر نیز در ادامه آن منتشر خواهد شد.
وی تأسیس پژوهشگاه تخصصی استعمارشناسی را از ضرورتهای علمی کشور دانست و گفت: باید پژوهشگاهی ویژه برای بررسی تخصصی پدیده استعمار داشته باشیم تا پژوهشگران این حوزه بتوانند ابعاد مختلف آن را در ایران، کشورهای اسلامی و جهان بررسی کنند. پژوهشگران چنین مرکزی باید دستکم به دو زبان خارجی مسلط باشند و در کنار زبانهایی مانند انگلیسی و فرانسه، زبان عربی را نیز بدانند تا امکان بررسی دقیقتر تاریخ جهان اسلام و ارتباط آن با تحولات استعماری فراهم شود.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ادامه داد: نتایج پژوهشهای این مرکز نباید فقط در محیطهای دانشگاهی و میان متخصصان باقی بماند، بلکه باید در اختیار هنرمندان و دیگر قشرهای جامعه نیز قرار گیرد و به زبانی قابل استفاده برای مردم عرضه شود. فیلمسازان، نویسندگان و شاعران میتوانند از این پژوهشها برای تولید فیلم، مجموعههای تلویزیونی، رمان و آثار ادبی بهره بگیرند و ابعاد مختلف استعمار را برای جامعه روشن کنند.
حدادعادل با تأکید بر ضرورت آگاهی نسل جوان از تاریخ معاصر کشور اظهار کرد: استعمار ابعاد متعددی دارد که باید شناخته شود، زیرا تاریخ آن بسیار عبرتآموز است و دشمن تمایلی ندارد این تاریخ برای ملتها روشن شود. دشمن با این تصور که جوانان امروز ایران دوران پهلوی را فراموش کردهاند، به فکر هجوم و حمله به این کشور افتاده است، اما ملت آگاه ایران اجازه چنین اقدامی را نخواهد داد؛ همانگونه که در گذشته نیز در برابر دشمن ایستادگی کرده است.
انتهای پیام/170/.