به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، خراسان جنوبی را نمیتوان صرفاً با مختصات جغرافیایی و تقسیمات اداری شناخت؛ این سرزمین پیشینهای فراتر از مرزهای امروزی خود دارد. بخش مهمی از جغرافیای تاریخی آن با نام «قهستان» شناخته میشد؛ منطقهای که در منابع تاریخی و جغرافیایی، از آن بهعنوان یکی از حوزههای مهم شرق ایران یاد شده است. قهستان در قرون نخستین اسلامی، جایگاه راهبردی و فرهنگی داشت و شهرهایی همچون قاین در ساختار تاریخی آن اهمیت ویژهای داشتند.
در سال 1383، خراسان جنوبی از تقسیم استان بزرگ خراسان شکل گرفت و به استانی مستقل تبدیل شد؛ استانی که امروز با برخورداری از موقعیت مرزی، منابع معدنی، محصولات کشاورزی شاخص و ظرفیتهای انرژی و گردشگری، میتواند یکی از کانونهای مهم توسعه در شرق کشور باشد. اما پرسش اساسی اینجاست: از آن پیشینه تاریخی و این همه ظرفیت اقتصادی، چه سهمی در زندگی امروز مردم دیده میشود؟
ثروتی که زیر زمین مانده یا به ارزش افزوده تبدیل نشده است
خراسان جنوبی بر اساس آمار اعلامشده در آبان 1405، دارای 58 نوع ماده معدنی، حدود 700 پروانه معدنی و نزدیک به 20 هزار نفر فعال در این بخش است. این ارقام نشان میدهد معدن یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی استان محسوب میشود.با این حال، برخورداری از ذخایر معدنی بهتنهایی به معنای توسعه نیست. پرسش مهمتر آن است که چه میزان از این مواد در داخل استان فرآوری میشوند؟ چه تعداد صنایع پاییندستی شکل گرفتهاند؟ چه سهمی از درآمد معادن به اشتغال پایدار و رونق اقتصادی مناطق میزبان بازمیگردد؟
اگر قرار باشد مواد اولیه از استان خارج شوند و ارزش افزوده اصلی در مناطق دیگر ایجاد شود، نمیتوان از تمام ظرفیت اقتصادی این ثروت برای مردم سخن گفت. خراسان جنوبی باید از مرحله استخراج عبور کند و به سمت تکمیل زنجیره تولید، صنایع فرآوری، جذب سرمایهگذاری و ایجاد فرصتهای شغلی تخصصی حرکت کند.
زرشک و زعفران؛ شهرت جهانی، اما سهم کشاورز چقدر است؟
در بخش کشاورزی نیز آمارها از ظرفیت کمنظیر استان حکایت دارند. بر اساس اعلام سازمان جهاد کشاورزی، سطح زیرکشت زرشک در خراسان جنوبی به 29 هزار و 357 هکتار رسیده و پیشبینی تولید سال 1405 حدود 120 هزار تن زرشک تازه است.
در حوزه زعفران نیز بیش از 16 هزار هکتار از اراضی استان زیر کشت این محصول قرار دارد و پیشبینی شده است امسال بیش از 48 تن زعفران خشک تولید شود. نکته قابل تأمل اینکه معیشت بیش از 23 هزار و 500 خانوار بهرهبردار به این محصول وابسته است. این ارقام تنها آمار تولید نیستند؛ پشت هر عدد، خانوادهای قرار دارد که معیشتش به زمین، آب، هزینههای تولید و بازار فروش گره خورده است.
اما آیا افزایش تولید الزاماً به معنای افزایش درآمد کشاورز است؟
وقتی زرشککار در فصل برداشت با دغدغه قیمت، خریدار و هزینه نگهداری محصول مواجه است و زعفرانکار نگران فاصله میان ارزش محصول در بازار و درآمد دریافتی خود است، باید پذیرفت که زنجیره اقتصادی این محصولات هنوز به بلوغ لازم نرسیده است. شهرت جهانی یک محصول زمانی ارزش اقتصادی واقعی پیدا میکند که تولیدکننده نیز از منافع آن بهرهمند شود. فرآوری، بستهبندی استاندارد، ایجاد برندهای معتبر، توسعه صادرات و حذف واسطهگری غیرضروری، دیگر نباید در حد وعده و برنامه باقی بمانند.
آب؛ پاشنه آشیل توسعه در شرق کشور
در کنار این ظرفیتها، یک واقعیت نگرانکننده وجود دارد که میتواند تمام برنامههای توسعهای استان را تحت تأثیر قرار دهد: بحران آب. طبق اعلام شرکت آب منطقهای خراسان جنوبی در سال 1405، حدود 95 درصد نیاز آبی استان از منابع زیرزمینی تأمین میشود. کسری سالانه مخازن آبخوانها نیز حدود 130 میلیون مترمکعب و افت متوسط سطح آب زیرزمینی حدود 23 سانتیمتر اعلام شده است.
همچنین از مجموع ظرفیت حدود 75 میلیون مترمکعبی مخازن سدهای استان، تنها حدود 13 میلیون مترمکعب آب ذخیره شده است؛ یعنی نزدیک به 17 درصد ظرفیت. این اعداد باید در تمام تصمیمگیریهای اقتصادی استان جدی گرفته شوند.
نمیتوان از توسعه کشاورزی، صنعت و افزایش تولید سخن گفت، اما محدودیت منابع آب را نادیده گرفت. توسعهای که منابع حیاتی نسل آینده را مصرف کند، حتی اگر در کوتاهمدت به افزایش تولید منجر شود، در بلندمدت هزینهای سنگین به جامعه تحمیل خواهد کرد. خراسان جنوبی بیش از هر زمان دیگری به توسعه هوشمندانه، اصلاح الگوی مصرف، فناوریهای کمآببر و مدیریت علمی منابع آب نیاز دارد.
اشتغال؛ فراتر از یک عدد امیدوارکننده
بر اساس اعلام سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، نرخ بیکاری خراسان جنوبی در سال 1404 به 5 درصد رسیده و استان در جایگاه نخست کمترین نرخ بیکاری کشور قرار گرفته است. نرخ مشارکت اقتصادی نیز 40.2 درصد اعلام شده است. این دستاورد قابل توجه است و باید تلاشهای انجامشده برای بهبود فضای اشتغال را به رسمیت شناخت.
اما یک سؤال همچنان باقی است: آیا همه کسانی که در این استان به دنبال شغل هستند، فرصت اشتغال متناسب با تخصص و توانایی خود را پیدا میکنند؟ نرخ بیکاری بهتنهایی نمیتواند کیفیت اشتغال، سطح دستمزد، امنیت شغلی و تناسب شغل با تحصیلات افراد را نشان دهد. توسعه بازار کار باید بهگونهای باشد که جوان تحصیلکرده برای یافتن فرصت حرفهای ناچار به ترک زادگاه خود نباشد. ماندگاری نیروی انسانی متخصص، یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت سیاستهای توسعه منطقهای است.
راهآهن؛ آزمون جدی تحقق وعدههای توسعه
یکی از نمونههای روشن فاصله میان مطالبه مردم و تحقق زیرساختهای توسعه، پروژه راهآهن خراسان جنوبی است؛ مطالبهای که سالها در دستور کار مسئولان قرار داشته است. در آبان 1405، از تخصیص مجموع 7 هزار و 500 میلیارد تومان اعتبار برای این پروژه در دولت چهاردهم خبر داده شد. بدون تردید تأمین اعتبار یک گام مهم است، اما مردم حق دارند بدانند این منابع چه میزان پیشرفت فیزیکی ایجاد کردهاند و پروژه در چه زمانی به بهرهبرداری خواهد رسید.
راهآهن فقط یک مسیر ریلی نیست؛ زیرساختی برای کاهش هزینه حملونقل، تسهیل تجارت، رونق معادن، توسعه صادرات و تقویت ارتباط اقتصادی شرق کشور است. از همین رو، مطالبه اصلی نباید صرفاً اعلام اعتبار باشد؛ بلکه باید زمانبندی روشن، گزارش پیشرفت و پاسخگویی درباره تحقق وعدهها در دستور کار قرار گیرد.
مسئله اصلی؛ فاصله میان ظرفیتهای استان و کیفیت زندگی مردم
مرور این آمارها نشان میدهد خراسان جنوبی از ظرفیتهای اقتصادی قابل توجهی برخوردار است؛ اما داشتن منابع طبیعی، تولید محصولات راهبردی و برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، بهتنهایی تضمینکننده رفاه عمومی نیست.
توسعه زمانی معنا پیدا میکند که ارزش افزوده در استان باقی بماند، کشاورز از حاصل دسترنج خود درآمد منصفانه داشته باشد، معدن به اشتغال پایدار منجر شود، سرمایهگذار برای فعالیت اقتصادی اطمینان داشته باشد و جوانان بتوانند آینده شغلی خود را در زادگاهشان بسازند. در این مسیر، ضروری است دستگاههای اجرایی بهجای تمرکز صرف بر تعداد جلسات، تفاهمنامهها و پروژههای معرفیشده، گزارش روشنی از نتایج واقعی اقدامات خود ارائه کنند.
چه میزان سرمایهگذاری به مرحله اجرا رسیده است؟ چند شغل پایدار ایجاد شده؟ چه مقدار از محصولات کشاورزی در استان فرآوری میشود؟ چه میزان از درآمد فعالیتهای معدنی به توسعه مناطق میزبان بازمیگردد؟ و چه برنامهای برای حفظ منابع آب و ماندگاری نیروی انسانی وجود دارد؟ اینها پرسشهای غیرمنصفانه یا سیاسی نیستند؛ بخشی از حقوق طبیعی مردم برای اطلاع از سرنوشت منابع و فرصتهای سرزمین خود هستند.
خراسان جنوبی برای توسعه به تکرار فهرست داشتههایش نیاز ندارد؛ به تصمیمهای مؤثر، برنامههای قابل سنجش، سرمایهگذاری هدفمند و مدیریت پاسخگو نیاز دارد. شاید وقت آن رسیده است که بهجای افتخار صرف به ظرفیتهای این سرزمین، درباره نتیجه بهرهبرداری از آنها گفتوگو کنیم.
مردم از مسئولان نمیخواهند یکشبه معجزه کنند؛ انتظار دارند ثمره تصمیمها، اعتبارات و برنامههای توسعه را در زندگی خود ببینند. قهستان دیروز با پیشینه تاریخی و جایگاه تمدنیاش شناخته میشد و خراسان جنوبی امروز با معدن، زرشک، زعفران، ظرفیتهای مرزی و فرصتهای اقتصادیاش معرفی میشود؛ اما آنچه آینده این سرزمین را رقم خواهد زد، نه صرفاً آن چیزی است که در دل خاک و روی زمین دارد، بلکه نحوه تبدیل این داشتهها به رفاه، امید و فرصتهای برابر برای مردم آن است.
خراسان جنوبی نباید فقط استانی با ثروتهای بزرگ باشد؛ باید استانی باشد که مردمش نیز طعم این ثروت را در زندگی خود بچشند.
نسرین کاری: خبرنگار و فعال رسانه ای
انتهای پیام/