به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دویستوسی و هشتمین شماره از پادکست «در عمق» که به بررسی مهمترین روندها، تحولات و همچنین شخصیتها در غرب آسیا و جهان میپردازد، روز سهشنبه 5 اسفند ماه 1404 ضبط و منتشر شد. در این شماره «محمد بیات»، کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی دکترین جدید امنیتی اسرائیل میپردازد.

پرسشهای اصلی:
1. مکعب امنیتی مطرح شده از سوی نتانیاهو دارای چه ابعاد و پیامدهایی است؟
2. ایده مطرح شده چه فرصتها- تهدیداتی در برابر امنیت ملی این قرار خواهد داد؟
تحولات اخیر منطقه نشان میدهد که خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای از همتنیدگی ساختاری اقتصاد، امنیت و ژئوپلیتیک است؛ در این مرحله پروژههای کریدوری و زنجیرههای تأمین، بهطور فزایندهای با معماریهای امنیتی پیوند میخورند.
در همین چارچوب، ایدهی موسوم به «معماری امنیتی ششضلعی» که بنیامین نتانیاهو در سخنرانی اخیر خود بر آن تأکید کرده، نه یک ابتکار دفعی، بلکه امتداد منطقی بازتعریف دکترین پیرامونی اسرائیل طی یک و نیم دهه گذشته است.
اسرائیل با بازخوانی اندیشههای بنگوریون و تطبیق آن با شرایط جدید، کوشیده است خود را بهعنوان یک گره ژئوپلیتیکی میان حوزههای یورو–آتلانتیک و ایندو–پاسیفیک تثبیت کند.
قرار گرفتن در نقطه اتصال سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا این امکان را فراهم کرده تا تلآویو شبکهای از روابط نظامی–امنیتی با بازیگرانی چون هند، برخی کشورهای عرب عضو پیمان ابراهیم، یونان، قبرس و دولتهایی در شاخ آفریقا ایجاد کند.
این شبکه، از نگاه نتانیاهو، کارکردی بازدارنده در برابر آنچه «تهدیدات اسلام شیعه و سنی» خوانده میشود، دارد.پس از تحولات موسوم به «طوفان الاقصی»، ادبیات تهدیدسازی اسرائیل دچار تغییر جدی و بازتولید شده است. در کنار تمرکز سنتی بر ایران و محور مقاومت، اکنون محور اخوانی به رهبری ترکیه و قطر نیز بهعنوان تهدیدی جدی معرفی میشود؛ امری که در اظهارات اخیر نفتالی بنت درباره نقش آنکارا و دوحه در غزه بهوضوح بازتاب یافته است.
این رویکرد، بخشی از راهبرد فرسایش تدریجی بازیگران مستقل منطقهای با هدف نزدیکشدن به هژمونی رژیم صهیونیستی بر غرب آسیاست. در سطح راهبردی، این معماری امنیتی با پروژههایی نظیر کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) پیوند خورده است؛ کریدورهایی که علاوه بر انتقال کالا، فناوری و انرژی، نقش «کریدور امنیتی» را نیز ایفا میکنند و میتوانند برای رقبایی چون ایران، معمای امنیتی ایجاد کنند.
با این حال، همین روند میتواند بهطور پارادوکسیکال زمینه همگرایی میان محور مقاومت، محور اخوانی و حتی برخی دولتهای عربی نگران توسعهطلبی اسرائیل را فراهم آورد و بستر شکلگیری یک بلوک منطقهای ضد هژمونیک را تقویت کند.
انتهای پیام/