به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «عصمت اوزچلیک» روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته ترکیهای در یادداشتی که در روزنامه «آیدینلیک» منتشر شده است، به بررسی تحولات اخیر منطقه، خباثتهای ادامهدار محور واشنگتن ـ تلآویو و همچنین پاسخ دندانشکن و قاطع جمهوری اسلامی ایران به این تجاوزات پرداخته است.
وی در این گزارش تأکید میکند که محاسبات استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی در قبال ملت ایران بار دیگر با شکستی مفتضحانه روبهرو شده است.
خباثت آمریکایی و دستهای روی ماشه ایران
اوزچلیک در ابتدای گزارش خود با اشاره به ذات فریبکارانه واشنگتن مینویسد: آمریکا بار دیگر خوی استکباری و آمریکایی خود را به نمایش گذاشت و رویکرد ناجوانمردانه و خائنانه همیشگیاش را تکرار کرد. در حالی که نشست و مذاکراتی در وین در جریان بود، واشنگتن در میانه این گفتوگوها دست به اقدامی فریبکارانه زد و در یک عملیات مشترک با رژیم صهیونیستی، به ایران حمله کرد، این اقدام، یادآور پیشزمینههای جنگ 12روزه بود.
این روزنامهنگار ترکیهای با اشاره به مشاهدات میدانی خود تصریح میکند: پیش از این، در جریان دیدارهایی که در تهران داشتم، مقامات ایرانی با قاطعیت و اصرار یک پیام واحد را مخابره میکردند: «ما در حالی پای میز مذاکره مینشینیم که دستهایمان روی ماشه است.»، امروز، با وقوع این تحولات، یک بار دیگر بهوضوح ثابت شد که این موضعگیری و هشدار مقامات جمهوری اسلامی تا چهاندازه دقیق، واقعی و برحق بوده است.
پاسخ برقآسا و کوبنده مقاومت
نویسنده روزنامه آیدینلیک در ادامه به تحقق وعده صادق ایران اشاره میکند و میافزاید: نکته دیگری که ایرانیها همواره بر آن تأکید داشتند این بود که «اگر ائتلاف آمریکا و رژیم اسرائیل دست به حماقتی بزنند و حملهای صورت دهند، در همان لحظه با پاسخی بسیار سخت و ویرانگر مواجه خواهند شد.»، دقیقاً همین اتفاق نیز رخ داد. در جریان جنگ 12روزه، محور مقاومت پس از گذشت 20 ساعت به تجاوزات پاسخ داده بود، اما این بار، جمهوری اسلامی ایران در کمتر از 2 ساعت وارد عمل شد و با اقتدار تمام، اهداف متعلق به دشمنان را در 8 کشور مختلف هدف حملات دقیق خود قرار داد.
خون شهید، تضمینکننده بقای مقاومت
بخش دیگری از این یادداشت به موضوع ترور ناجوانمردانه حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی اختصاص یافته است.
اوزچلیک مینویسد: رهبر 86ساله انقلاب اسلامی ایران، با وجود برخی کسالتهای جسمانی، همواره یک زندگی عادی، ساده و مردمی را در پیش گرفته بود. ایشان بهمناسبت ماه مبارک رمضان در جلسات مختلف شرکت میکردند و بهطور مستمر با اقشار مختلف مردم دیدار میکردند. رهبر ایران با وجود تمام تهدیدات امنیتی و نظامی از سوی آمریکا، پنهان شدن را قاطعانه رد کرده هیچگونه امتیاز یا تدابیر ویژه و نامتعارفی برای محافظت از خود نخواستند؛ ایشان ترجیح دادند دقیقاً مانند آحاد ملت ایران زندگی کنند.
توهم پیروزی و نتیجهای که معکوس شد
تحلیلگر ترکیهای با اشاره به محاسبات غلط دشمن میافزاید: به نقطهای رسیدهایم که آمریکا با ترور و به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی، در توهم فرو رفته است و اعلام پیروزی میکند، اما اخبار و تصاویری که از میدان مخابره میشود، روایتگر حقیقتی کاملاً متفاوت است، بهمحض اعلام خبر شهادت ایشان، مردم در سراسر جغرافیای پهناور ایران بهصورت خودجوش به خیابانها سرازیر شدند. در حالی که شهرکنشینان صهیونیست در سرزمینهای اشغالی با وحشت بهسمت پناهگاهها میدویدند، ملت ایران شجاعانه در میدانها و خیابانهای کلانشهرهایی چون تهران، اصفهان، قم و مشهد حضور یافتند. دهها میلیون ایرانی اکنون برای گرفتن انتقام، عزم خود را جزم کردهاند. با این حضور حماسی، امیدهای واهی کسانی که در غرب از «تغییر رژیم» در ایران سخن میگفتند، برای همیشه به یأس مبدل شد و به گورستان تاریخ پیوست.
گنبد آهنین پوشالی و پایگاههای در آتش
اوزچلیک درباره ابعاد پاسخ نظامی ایران مینویسد: جمهوری اسلامی ایران در یک اقدام هماهنگ، تمام پایگاههای نظامی آمریکا در سطح منطقه را در هم کوبید، در این میان، دیگر هیچکس از «گنبد آهنین» رژیم صهیونیستی سخنی به میان نمیآورد، چرا که این سیستم پدافندی کارآیی خود را از دست داده است. اکنون پایگاههای آمریکایی و تأسیسات رژیم اسرائیل میان شعلههای آتش میسوزند. شواهد حاکی از آن است که روزهای آینده برای محور شرارت بسیار سختتر و دردناکتر خواهد بود. پیام روشن تهران این است: «آمریکا و اسرائیل، منتظر ما باشید!»، بهنظر میرسد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بسیار زودتر از موعد خوشحالی کردند؛ از این پس، کار آنها بهمراتب دشوارتر و پیچیدهتر خواهد بود.
بحران مشروعیت و انشقاق درونی در آمریکا
نویسنده در ادامه یادداشت خود، به تحلیلهای «جم گور دنیز»، دریادار بازنشسته و استراتژیست برجسته ترکیهای استناد میکند و از قول وی مینویسد: در این درگیری، دولت آمریکا تأییدیه و مجوز کنگره را بههمراه ندارد. میزان حمایت افکار عمومی از این جنگافروزی حتی به 25 درصد هم نمیرسد. واشنگتن با یک بحران مشروعیت جدی روبهروست و جامعه آمریکا بهشدت دچار انشقاق و دودستگی شده است. در عرصه بینالمللی نیز دیپلماسی غربی دیگر هیچگونه اعتمادی جلب نمیکند و پروسههای مذاکراتی، تنها به ابزاری برای ادامه عملیات نظامی تبدیل شدهاند، این وضعیت، یک فروپاشی و گسست جدی در سیستم ادعایی جهانی است، علاوه بر این، آمریکا در حال هدر دادن مهمات بسیار ارزشمند و استراتژیک خود است؛ مهماتی که ظرفیت تولید آنها محدود است و مواد اولیه و فلزات کمیاب بهکاررفته در آنها، کاملاً به چین وابسته است.
فرهنگ مقاومت؛ دژی نفوذناپذیر در برابر بیگانگان
دریادار گور دنیز در خصوص شناخت نادرست غرب از جامعه ایران تأکید میکند: دشمنان همواره فرهنگ اصیل مقاومت در ایران را دستکم میگیرند. شهادت و فقدان شخصیتی چون آیتالله خامنهای، نهتنها موجب تضعیف ایران نمیشود، بلکه سطح مقاومت و اراده ملی را بهشدت افزایش خواهد داد. جامعهای که 47 سال است تحت شدیدترین تحریمهای ظالمانه زندگی کرده و دوران سخت جنگ هشتساله را (ایران و عراق) با موفقیت پشتسر گذاشته است، با چنین ضرباتی از هم نمیپاشد، انتظار دشمن برای ایجاد شکاف در درون حاکمیت ایران، توهمی بیش نیست، حملات خارجی هرگز منجر به فروپاشی درونی در ایران نمیشود، بلکه همبستگی، اتحاد و انسجام ملی را بازتولید میکند. ملتی باشرافت و عزتمند مانند ملت ایران، همواره در برابر هجمه بیگانگان اینگونه عمل میکند.
زنگ خطر برای شیوخ خلیج فارس و اهمیت راهبردی ایران برای ترکیه
در پایان این گزارش، به تبعات منطقهای این درگیری اشاره شده است.
استراتژیست ترکیهای معتقد است: زنگ خطر برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به صدا درآمده است. برای پادشاهیهای این منطقه که دارای جمعیت قابلتوجهی از شیعیان هستند، حفظ ثبات مسئلهای حیاتی و مرتبط با بقای آنهاست. ماجراجوییهای رژیم اسرائیل و حمایتهای کورکورانه آمریکا، این ثبات شکننده را بهطور کامل از بین میبرد، از سوی دیگر، هرگونه اختلال و بسته شدن تنگه راهبردی هرمز، میتواند معادلات و تعادل اقتصاد جهانی را زیر و رو کند.
گور دنیز در نهایت به منافع ملی ترکیه اشاره میکند و هشدار میدهد: تصویر برای ترکیه بسیار شفاف است، ما با یک تجاوزگری آشکار و عریان از سوی رژیم صهیونیستی مواجهیم که با استفاده مستقیم از قدرت نظامی آمریکا صورت میگیرد. آنکارا باید بهخوبی درک کند که اگر ایران در برابر این فشارها آسیب ببیند، خط مقدم این فشارها و تهدیدات مستقیماً به مرزهای ترکیه خواهد رسید، بنابراین، ایستادن کنار جمهوری اسلامی ایران در این برهه، یک الزام و ضرورت گریزناپذیر ژئوپولیتیک برای ترکیه است. تلاش گروههای تجزیهطلب کُرد در منطقه برای اتحاد و انسجام با سوءاستفاده از این شرایط، یک تهدید و نگرانی امنیتی بسیار جدی برای امنیت ملی ما محسوب میشود. دولت ترکیه موظف است از هرگونه اقدامی که مانع از اتحاد این گروهها و تشکیل یک دولت دستنشانده و عروسکی کُردی در منطقه میشود، با تمام توان حمایت کند.
انتهای پیام/+