به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، بر اساس تازهترین گزارش منتشر شده توسط مؤسسه استراتژی و سیاست «نیولاینز» (NLI) مستقر در واشنگتن، کشورهای منطقه آسیای مرکزی برای از بین بردن کسری فزاینده انرژی برق و همچنین فراهم کردن بسترهای لازم جهت تحقق بلندپروازیهای تجاری و رشد اقتصادی خود، نیازمند کاهش وابستگی به انرژی برقآبی (هیدروالکتریک) و حرکت پرشتاب به سمت توسعه انرژیهای بادی، خورشیدی و هستهای هستند. این تغییر رویکرد استراتژیک برای آینده این منطقه حیاتی ارزیابی شده است.
این گزارش تفصیلی که با عنوان «تأمین انرژی برای رشد: حل چالش برق آسیای مرکزی» و در چارچوب ابتکار «سیلک سون پلاس» (+S7) این مؤسسه تهیه و تدوین شده است، به روشنی تأکید میکند که چهار جمهوری کلیدی این منطقه یعنی قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان اخیراً برنامههای بلندپروازانهای را برای توسعه اقتصاد دیجیتال خود اعلام کردهاند.
این برنامهها که نیازمند مصرف به شدت بالای انرژی هستند، شامل ایجاد مراکز پیشرفته هوش مصنوعی (AI) و احداث دیتاسنترهای عظیم میشوند. با این وجود، چالش اصلی اینجاست که هیچیک از این کشورها در زمان حاضر از ظرفیت تولید برق کافی و متناسب با برنامهها و چشماندازهای رشد اقتصادی خود برخوردار نیستند.
آنچه بر پیچیدگیهای این چالش بزرگ، یعنی افزایش ظرفیت تولید برق در منطقه میافزاید، نرخ بالای رشد جمعیت در آسیای مرکزی است که به طور همزمان با روند نگرانکننده و سریع کاهش و تخلیه منابع آبی همراه شده است. این در حالی است که در طول بخش اعظم 75 سال گذشته، انرژی برقآبی همواره به عنوان منبع اصلی و سنتی تولید نیروی برق در این کشورها شناخته میشده است و اکنون این وابستگی تاریخی به یک پاشنه آشیل تبدیل شده است.
چالش رهبران آسیای مرکزی؛ زمان علیه بلندپروازیهای اقتصادی
گزارش مؤسسه نیولاینز در این خصوص تصریح میکند: «یک چالش محوری و سرنوشتساز که اکنون پیش روی رهبران منطقهای قرار دارد، این است که آیا آنها قادر خواهند بود منابع جدید و کافی انرژی - از جمله منابع برقآبی نوین، خورشیدی، بادی و هستهای - را با سرعتی متناسب با نیازهایشان توسعه دهند تا بتوانند بلندپروازیهای اقتصادی خود را جامه عمل بپوشانند یا خیر.»
این نهاد آمریکایی در ادامه میافزاید: «شانس موفقیت این کشورها در این مسیر پرفراز و نشیب، با فعالسازی و بهرهبرداری از یک نهاد منطقهای بسیار کارآمدتر که بتواند تولید و توزیع بهینه برق را هماهنگ و مدیریت کند، به میزان چشمگیری افزایش خواهد یافت.»
شایان ذکر است که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، یک سازمان منطقهای منسجم برای تنظیم و نظارت بر تولید و توزیع برق در منطقه وجود داشت. با این حال، این سیستم یکپارچه در دهه 2000 میلادی به طور کامل دچار فروپاشی شد. دلیل اصلی این فروپاشی آن بود که پنج کشور آسیای مرکزی نتوانستند به یک تعادل متقابل، عادلانه و پایدار در زمینه «معادله پیچیده آب و انرژی» در منطقه دست یابند.
بر اساس این معادله حساس، کشورهای واقع در بالادست رودخانهها (یعنی قرقیزستان و تاجیکستان) در فصل زمستان برای تولید برقِ نیروگاههای برقآبی خود به شدت نیازمند آب هستند، در حالی که کشورهای واقع در پاییندست (یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان) در فصل تابستان و در طول دوره رشد محصولات کشاورزی، به مقادیر عظیمی از آب برای آبیاری زمینهای خود نیاز مبرم دارند و این تضاد منافع، همواره بحرانساز بوده است.
اگرچه امروزه نیز نوعی سیستم مدیریت منطقهای در این بخش وجود دارد، اما رویکرد آن تمایل به حلوفصل موردی و مقطعی مسائل دارد و به صورت کاملاً غیرسیستماتیک عمل میکند؛ ضمن آنکه این سازوکار فاقد هرگونه قدرت اجرایی، ضمانت و بازدارندگی است. علاوه بر این، شبکه توزیع برق آسیای مرکزی هنوز به طور کامل به یکدیگر متصل و یکپارچه نیست که این امر بر آسیبپذیری انرژی منطقه میافزاید.
موانع مالی و تکنولوژیک در مسیر توسعه زیرساختهای نیروگاهی
این گزارش در بخش دیگری، ضمن برجستهسازی برنامههای کلان کشورهای آسیای مرکزی برای افزودن به ظرفیت تولید برق خود در دهههای آینده، این پرسش جدی را مطرح میکند که آیا این برنامههای بلندپروازانه اساساً میتوانند مطابق با جدولهای زمانبندی تعیینشده اجرایی شوند؟
در این ارزیابی آمده است: «با توجه به ابهامات گسترده پیرامون موضوع تأمین مالی پروژهها و همچنین چالشهای عمیق تکنولوژیک و لجستیکی، تحقق اهداف تولیدی که در برنامههای تولید برق مشخص شدهاند، به هیچ وجه تضمینشده و قطعی نیست.»
به عنوان یک نمونه بارز، این گزارش به تحولات اخیر در قزاقستان اشاره میکند که در آن، تأخیر در تأمین مالی و بودجهریزی، برنامههای دولت آستانه برای بازسازی نیروگاههای فرسوده و احداث تأسیسات جدید را به شدت مختل کرده است. علاوه بر این، معضلات و پیچیدگیهای مرتبط با تأمین مالی، حتی ابتکارات مشترک قزاقستان و ازبکستان برای ساخت نیروگاههای عظیم هستهای را نیز با خطر تأخیرهای طولانیمدت روبرو ساخته است.
عبور از مگاپروژههای آبی؛ توصیههایی برای آینده انرژی منطقه
در مواجهه با این چالشها، گزارش مؤسسه نیولاینز به صراحت به دولتهای آسیای مرکزی توصیه میکند که طرحهای خود برای افزایش ظرفیت نیروگاههای برقآبی را محدود کرده و مقیاس آنها را کاهش دهند. در این زمینه، به طور ویژه درخواست شده که در اجرای مگاپروژههای عظیم سدسازی مانند سد غولپیکر «راغون» در تاجیکستان و پروژه بزرگ «قمبرآتا-1» در قرقیزستان تجدیدنظر اساسی صورت گیرد.
این گزارش پیشنهاد میدهد که به جای پافشاری بر این پروژههای پرهزینه و زمانبر، این دو کشور باید تمرکز و تأکید بسیار بیشتری بر توسعه زیرساختهای انرژی خورشیدی و بادی داشته باشند.
در توجیه این پیشنهاد راهبردی تأکید شده است: «انرژیهای خورشیدی و بادی، در واقع سریعترین، در دسترسترین و مطمئنترین راهی هستند که کشورهای آسیای مرکزی میتوانند از طریق آنها ظرفیت تولید برق خود را افزایش دهند، بدون آنکه تلاشهایشان برای دستیابی به اهداف کاهش انتشار گازهای گلخانهای را پیچیدهتر کنند.»
این ارزیابی همچنین خاطرنشان میکند: «به طور گستردهای ثابت شده که تولید برق از طریق انرژیهای خورشیدی و بادی به مراتب ارزانتر و مقرونبهصرفهتر از انرژی هستهای سنتی تمام میشود. از سوی دیگر و مهمتر از همه، توسعه این نوع از انرژیها هیچگونه تهدید و فشاری متوجه پیوند حیاتی و به شدت شکننده آب و انرژی در منطقه آسیای مرکزی نمیکند.»
یکی دیگر از توصیههای کلیدی و مهم این گزارش به کشورهای آسیای مرکزی، این است که از سرمایهگذاری بر روی نیروگاههای هستهای مقیاسبزرگ و سنتی اجتناب کرده و در عوض، به سوی استفاده از فناوریهای نوین نظیر «راکتورهای کوچک ماژولار هستهای» (SMR) حرکت کنند.
ساخت و راهاندازی چنین راکتورهای پیشرفتهای، در مقایسه با نیروگاههای هستهای غولپیکری که هماکنون توسط روسیه و چین به این کشورها پیشنهاد شدهاند، بسیار سریعتر و از نظر اقتصادی به مراتب ارزانتر است.
این راکتورهای نوین همچنین در مجامع علمی جهان به عنوان گزینههایی بسیار ایمنتر شناخته میشوند و برای ادامه فعالیت خود نیازمند مصرف آب بسیار کمتری هستند؛ مزیتی که برای این منطقه خشک بسیار تعیینکننده است.
در بخش پایانی این گزارش نتیجهگیری شده است: «راکتورهای کوچک ماژولار (SMR) عموماً از نظر عملیاتی بسیار ایمنتر ارزیابی میشوند و مزیت بزرگ آنها این است که میتوانند در مناطقی مستقر و راهاندازی شوند که برای احداث راکتورهای بزرگ و سنتی نامناسب هستند. به همین دلیل، این نوع فناوری تطابق بسیار بهتر و بیشتری با شرایط اقلیمی و جغرافیایی آسیای مرکزی دارد و قادر خواهد بود نیازهای فزاینده این منطقه به انرژی برق را در بازههای زمانی کوتاهمدت و میانمدت با ضریب اطمینان بالایی برآورده سازد.»
انتهای پیام/