به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، قزاقستان و ازبکستان در حال تخصیص میلیاردها دلار سرمایه برای توسعه بخش استخراج معادن، انرژی هستهای، مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی (AI) هستند؛ آن هم در شرایطی که منابع آبی این منطقه به شدت در حال کاهش، غیرقابل پیشبینیتر و از نظر حقوقی محدودتر میشود.
اجلاس «ماینکس قزاقستان 2026» که با حضور حدود هزار شرکتکننده از نهادهای دولتی، دیپلماتیک و بخش خصوصی برگزار شد، نشان داد که با وجود تمرکز بر جذب سرمایه و اصلاحات مربوط به حقالامتیاز، بحران آب به یک دغدغه و محدودیت درجه اول تبدیل شده است.
گزارش پیش رو که بر اساس یادداشت تحلیلی «ولاد پاداک» و «صبیر قرباناف»، کارشناسان و پژوهشگران ارشد مسائل اوراسیا تدوین شده است، به بررسی تقاطع توسعه صنعتی و ناامنی آبی در این منطقه استراتژیک میپردازد.
سرمایهگذاریهای عظیم در سایه تنش هیدرولوژیک
در ژانویه 2026، قزاقستان کلنگ احداث پروژه عظیم «دره مراکز داده یک گیگاواتی» را در منطقه اکیباستوز با چشمانداز سرمایهگذاری 30 میلیارد دلاری بر زمین زد و هماکنون مذاکراتی با غولهای فناوری نظیر مایکروسافت، اوپنایآی (OpenAI) و مبادله (Mubadala) در جریان است. یک ماه پس از آن، دولت این کشور محل احداث دومین نیروگاه هستهای خود را در سواحل «دریاچه بالخاش» با رهبری پیمانکارانی از روسیه و چین تصویب کرد.
در همین حال، ازبکستان نیز قراردادی 5 میلیارد دلاری با شرکت سعودی برای ایجاد مراکز داده با ظرفیت 500 مگاوات در قرهقالپاقستان به امضا رسانده است. همچنین یک مرکز هوش مصنوعی 2 میلیارد دلاری نیز در این کشور پایهگذاری شده است.
این پروژهها نشاندهنده جهتگیری راهبردی تاشکند و آستانه برای تسلط بر صنایع دهه آینده است؛ اما نکته قابل تأمل اینجاست که تمامی این صنایع به شدت آببر هستند، در حالی که این دو کشور در حوضههای آبریزی قرار دارند که هماکنون با تنش شدید هیدرولوژیکی مواجهاند.
سه عامل فشار بر منابع آبی آسیای مرکزی
نخستین عامل، کاهش و تکهتکه شدن منابع آبی است. یخچالهای طبیعی در رشتهکوههای تیانشان و پامیر که تأمینکننده اصلی آب رودخانههای آمودریا و سیردریا هستند، از دهه 1970 تاکنون حدود 27 درصد از حجم خود را از دست دادهاند. پیشبینی میشود جریان سالانه این دو سیستم رودخانهای حیاتی تا اواسط قرن حاضر تا 30 درصد کاهش یابد.
عامل دوم، مناقشات بر سر تخصیص آبهای فرامرزی است. قرقیزستان و تاجیکستان در بالادست، منابع اصلی آب و انرژی برقآبی را در اختیار دارند، در حالی که قزاقستان و ازبکستان در پاییندست به شدت به آنها وابستهاند و هیچ توافق الزامآور منطقهای در این خصوص وجود ندارد.
از سوی دیگر، چین در بالادست رودخانههای «ایلی» و «ایرتیش» قزاقستان با احداث بیش از 40 سد و صدها تأسیسات برداشت آب، جریان سالانه آب به قزاقستان را به شدت کاهش داده و از امضای کنوانسیون آبراهههای سازمان ملل نیز خودداری کرده است.
در جنوب نیز کانال قوشتپه در افغانستان سالانه حجم عظیمی از آب آمودریا را منحرف میکند و مقامات طالبان با استناد به حقابه، در حال تسریع ساخت سد روی رودخانه کنر هستند. به عبارتی، استفاده از آب به عنوان یک ابزار سیاسی در سراسر آسیا در حال تبدیل شدن به یک الگو است.
عامل سوم، فشارهای نظارتی و قانونی است. قانون جدید آب در قزاقستان که سختگیرانهترین اصلاحات طی دو دهه گذشته است، انجام عملیات صنعتی در اراضی دارای منابع آبی را ممنوع کرده و جریمههای سنگینی برای برداشتهای غیرمجاز صنعتی در زمان خشکسالی تعیین کرده است.
تأثیر ریسکهای آبی بر ترازنامههای مالی صنایع
امروزه ریسک تأمین پایدار آب، مستقیماً به ترازنامههای مالی شرکتها منتقل شده است. نهادهای مالی بینالمللی نظیر بانک اروپایی بازسازی و توسعه (EBRD) و بانک جهانی، تضمین تأمین آب برای کل عمر پروژه را به عنوان پیششرط اصلی اعطای وام در نظر میگیرند. ارزیابی سال 2024 بانک جهانی نشان میدهد که زیانهای ناشی از کمبود آب در آسیای مرکزی سالانه حدود 1.7 درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه را میبلعد.
کاهش منابع آبهای سطحی، هزینههای عملیاتی را بالا برده و صنایع را به سمت پمپاژ آبهای زیرزمینی یا انتقال پرهزینه آب سوق داده است. علاوه بر این، کمبود آب به معنای کاهش تولید برق در نیروگاههای برقآبی تاجیکستان و قرقیزستان است که مستقیماً منجر به جیرهبندی برق میشود. برای صنایعی نظیر استخراج معادن و مراکز هوش مصنوعی، ناامنی آبی و ناامنی انرژی دو روی یک سکهاند که مستقیماً حاشیه سود آنها را نابود میکنند.
سناریوهای پیشرو در یک جغرافیای بحرانزده
مکانهای استراتژیک انتخابشده برای این صنایع، به جای پراکنده کردن خطر، آن را متمرکزتر کردهاند. نیروگاههای هستهای قزاقستان در منطقهای احداث میشوند که به دلیل برداشتهای چین با افت شدید آب مواجه است. مراکز داده ازبکستان نیز در منطقه آسیبدیده از فاجعه زیستمحیطی دریاچه آرال مستقر شدهاند.
ولاد پاداک و صبیر قرباناف معتقدند برای دهه آینده سه سناریو محتمل است: نخست، سازگاری مدیریتشده با افزایش متعادل هزینهها؛ دوم، اقدامات واکنشی که در آن هزینهها به شدت و فراتر از پیشبینیها افزایش یافته و تأمین مالی پروژهها مختل میشود؛ و سوم، شوک اقلیمی که در آن خشکسالی شدید با مناقشات فرامرزی گره خورده و منجر به جیرهبندی قطعی برق، توقف عملیاتها و خروج سرمایهگذاران بینالمللی می شود.
در نهایت، بقای چشمانداز 30 میلیارد دلاری اکیباستوز و سرمایهگذاریهای عظیم قزاقستان و ازبکستان، به تصمیماتی بستگی دارد که امروز باید اتخاذ شود. آیا دولتهای آسیای مرکزی قادرند همکاریهای نمایشی و دیپلماتیک خود را به توافقنامههای الزامآور منطقهای در حوزه آب تبدیل کنند؟ انرژی را میتوان با روشهای مختلف تولید کرد، اما برای آب هیچ جایگزینی وجود ندارد.
انتهای پیام/