به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در حال حاضر شاهد افزایش شدید قیمت سوخت و اقلام مهم اقتصادی دیگر در سطح اقتصاد جهانی هستیم. این افزایش، تبعات بسیار جدی برای کشورهای مختلف داشته است؛ بهویژه در کشورهایی که از منابع غنی نفت و گاز بیبهرهاند، این تأثیر مخربتر بوده است.
به عنوان نمونه، کشوری مانند ترکیه به منظور تأمین نیازهای وارداتی و انرژی خود در برابر شوکهای قیمتی، مجبور به فروش بخش قابلتوجهی از ذخایر طلا و ارز خود شد.
بر اساس گزارشهای معتبر، بانک مرکزی ترکیه، بخش مهمی از ذخایر طلای خود را در بازار به فروش رساند تا بتواند تقاضای داخلی و کسری ترازنامه ناشی از واردات گرانقیمت انرژی را مدیریت کند.
چنین شرایطی برای سایر کشورهایی که واردکننده انرژی بودند به مانند ترکیه تحت فشار شدید قرار گرفتند با این حال مردم سایر کشورها مانند آمریکا نیز از افزایش قیمت سوخت و انرژی بینسیب نماندهاند و همین موضوع سبب شده تا محبوبیت رئیس جمهور تروریست آمریکا به شدت کاهش پیدا کند.
الگوی جهانی سیاستهای حمایتی در شرایط بحران
به همین دلیل میتوان گفت که در عمل تصمیمات مشابه آنچه در ایران شاهد بودیم را در شرایط تحریم و جنگ در سایر دیدهایم. به عبارتی منتقدان سیاستهای حمایتی مانند یارانه و سیاستهای تثبیتی که تلاش میکند بار تحریم برمعیشت مردم را کاهش دهد، در پاسخ به تصمیمات مشابه سایر کشورها در شرایط تحریم پاسخ روشنی ارائه نمیکنند.
از سوی دیگر در هر بازه زمانی که با فشار و برچسب زنی(مانند استفاده از برچسب رانت) دولت از سیاستهای حمایتی عقبنشینی کرد، بلافاصله یا با فاصله کوتاهی تبعات شدید اجتماعی را شاهد بودیم. نمونه این موارد را در سالهای 1398، 1401 و 1404 شاهد بودیم.
در پاسخ به این توصیههای فاجعه بار اما، این گروه نه تنها مسئولیتی نمیپذیرند بلکه خود را مستقل دانسته و بهانههایی مانند زمان بد اجرا و هزار توجیه دیگر را وسط میکشند.
سراب آزادسازی در برابر تابآوری سیاستهای حمایتی
شرایط کنونی اقتصاد جهانی را باید در کنار پیشنهادات مداوم مبنی بر «آزادسازی قیمتها» در اقتصاد ایران ارزیابی کرد. شواهد میدانی نشان میدهد این پیشنهادات در هر بخشی از اقتصاد ایران که به اجرا درآمدهاند، نتیجهای جز تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و پیامدهای منفی اجتماعی نداشتهاند.
در نقطه مقابل، در هر بخش از اقتصاد ایران که سیاستهای حمایتی و تثبیتی حفظ شده است، شاهد تابآوری بهتری در برابر تکانههای خارجی و داخلی بودهایم.
دلار، بورس کالا و دومینوی گرانی
یکی از بارزترین نمونههای آسیبزای فاصله گرفتن از سیاستهای تثبیتی، وضعیت قیمتگذاری مواد اولیه در بورس کالا است. نگاهی به روند معاملات مواردی مانند فولاد و سایر مواد اولیه نشان میدهد که ارزشگذاری دلاری آنها سبب شده است تا این محصولات بهطور مداوم با نرخهای همگام با بازار آزاد ارز به فروش برسند.
این شیوه قیمتگذاری باعث میشود کوچکترین نوسان ارزی، بلافاصله به تغییر شرایط در تمامی بازارهای متأثر از جمله مسکن، لوازم خانگی و خودرو منجر شود. این چرخه معیوب که امروز در اقتصاد ایران تکرار میشود، عملاً به معنای وارد شدن لحظهای تورم ارزی به سفره مردم و بخش تولید است.
لزوم توقف گرانسازی معیشت
با توجه به این تجربیات داخلی و رصد وضعیت کشورهای همسایه در مواجهه با تورم جهانی، باید هرچه سریعتر از این فضا درس گرفت. تا زمانی که اقتصاد ایران همچنان درگیر تنشهای ساختاری و تحریمهای ظالمانه است، باید از توجیه و اجرای هرگونه پیشنهاد اقتصادی که مبتنی بر گرانسازی معیشت مردم و رهاسازی بازارهای پایه است، به شدت پرهیز کرد.
انتهای پیام/