به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در چند ماه گذشته، بسیاری از اندیشکدهها، موسسات مطالعاتی، گروههای پژوهشی و رسانههای ترکیه، به طور گسترده به بررسی پیامدهای جنگ در منطقه پرداختهاند.
بخشی از این اندیشکدهها، با نگاهی واقع بینانه، به تجزیه و تحلیل واکنشهای به موقع و موثر ایران در برابر حملات آمریکا و رژیم اسرائیل پرداختهاند و موضوع تنگه هرمز را به عنوان مهمترین نقطه عطف این پرونده قلمداد میکنند.
از آنجایی که ترکیه به عنوان یک کشور فاقد منابع سوختی، به واردات انرژی و منابع سوختی منطقه خلیج فارس وابسته است، موضوع تنگه هرمز برای سیاستمداران، کارشناسان و تحلیلگران آنکارا و استانبول، اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
به منظور آشنایی با دیدگاههای اندیشکدهها و دانشگاهیان ترکیه درباره موضوع تنگه هرمز، در یک گزارش دو قسمتی، بخشهایی از نگرشهای آنان درباره این موضوع استراتژیک را با هم مرور میکنیم:
مسبّب بحران کیست؟
یکی از نقاط مشترک مهمی که در ارزیابی و تحلیل اندیشکدههای ترکیه درباره موضوع تنگه هرمز وجود دارد، اتفاق نظر آنان درباره معرفی مقصر و مسبّب اصلی در انسداد تنگه هرمز است.
پروفسور دکتر مراد اصلان از مدیران اندیشکده ایران شناسی ایرام در آنکارا، در اشاره به این موضوع میگوید: «جنگی که در 28 فوریه 2026 با حملات گسترده ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، به سرعت به یک بحران سیستماتیک با تأثیرات چندوجهی بر اقتصاد جهانی تبدیل شد. تمرکز جنگ، به ویژه در اطراف خلیج فارس و تنگه هرمز، یک گسست ژئو اقتصادی بحرانی به وجود آورد که بخش قابل توجهی از عرضه انرژی جهانی را تحت تأثیر قرار داد. با بسته شدن عملی تنگه هرمز، جریان تقریباً 21 میلیون بشکه نفت و مقدار قابل توجهی LNG در روز قطع و منجر به شوک عرضه در بازارهای انرژی شد. اثرات این شوک تنها به قیمت انرژی محدود نشد، بلکه واکنشهای زنجیرهای بر تولید جهانی، تجارت و سیستم مالی ایجاد کرد».
تحلیلگران ترکیه بر این باورند که فشارهای تورمی و عدم قطعیت در بازارهای انرژی و تداوم اختلالات عرضه نشان میدهد که عادیسازی در بازار نفت در کوتاهمدت امکانپذیر نیست و ممکن است این روند در میانمدت گسترش یابد. شوکی که در بازارهای انرژی به وجود آمد، از طریق سیستم مالی، تراز خارجی، بخش خصوصی و کانالهای انتظار گسترش مییابد.

انرژی و اقتصاد کشورهای خلیج فارس
در گزارش دیگری در «موسسه افکار استراتژیک» آنکارا به این اشاره شده که اقتصاد عظیم کشورهای منطقه خلیج فارس با حجم 3.1 تریلیون دلار به شدت به درآمدهای انرژی وابسته است.
کشورهای این منطقه بیش از 55٪ از ذخایر جهانی را با تقریباً 866 میلیارد بشکه کنترل میکنند. تولید روزانه تقریباً 23 میلیون بشکه و صادرات نفت حدود 21 میلیون بشکه (تقریباً 28٪ از صادرات جهانی) موقعیت مرکزی این منطقه را نه تنها در تولید، بلکه در توزیع عرضه جهانی به بازار نیز نشان میدهد.
این تمرکز به این معنی است که عرضه جهانی نفت به تعداد محدودی از تولیدکنندگان وابسته است. منطقه خلیج فارس همچنین 39٪ از ذخایر جهانی را در اختیار دارد، اما سهم آن در تولید حدود 16٪ است. در چنین شرایطی، انسداد تنگه هرمز، مکانیسم انتقال منابع به بخش عظیمی از اقتصاد جهانی را مختل کرده است.
تولید جهانی نفت تقریباً 103 میلیون بشکه در روز است که تقریباً 21 میلیون بشکه در روز از منطقه خلیج فارس صادر میشود. با این حال، جنگ و حملات به زیرساختهای انرژی، همراه با بسته شدن عملی تنگه هرمز، این تعادل را به طور جدی مختل کرده است.
به قول فاتح بیرول رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA) «کسری عرضه نفت در سطح 13 میلیون بشکه در روز است و این نشان دهنده یکی از چشمگیرترین شوکهای انرژی در تاریخ است. در حالی که تمام تولید خلیج فارس از دست نرفته، ظرفیت و امکان جبران از طریق مسیرهای جایگزین کاملاً محدود است. اگرچه خط لوله شرق-غرب (Oilline) عربستان سعودی که تنگه هرمز را دور میزند، ظرفیت اسمی 7 میلیون بشکه در روز دارد، اما محمولههای واقعی اغلب در محدوده 3-4 میلیون بشکه در روز است و به طور مشابه، ظرفیت اضافی که امارات متحده عربی میتواند از طریق خط لوله حبشان-فجیره (ADCOP) ارائه دهد 450 تا500 هزار بشکه در روز است. از آنجایی که افزایش ظرفیت توسط سایر تولیدکنندگان در جهان برای پر کردن این شکاف کافی نیست، تخمین زده میشود که کسری عرضه تقریباً 13 میلیون بشکه در روز در کوتاهمدت ادامه یابد».

بحران در بازار گاز
گزارش مفصل اندیشکده ایرام آنکارا، به موضوع بحران در بازار گاز طبیعی و LNG نیز اشاره کرده است. تولید جهانی گاز طبیعی تقریباً 4.29 تریلیون متر مکعب است، در حالی که تجارت بینالمللی تقریباً 1.33 تریلیون متر مکعب است که تقریباً 31٪ از کل تولید را تشکیل میدهد. 45 تا 50٪ از این تجارت به شیوه LNG و بقیه از طریق خطوط لوله انجام میشود و حجم جهانی LNG تقریباً 550 تا 600 میلیارد متر مکعب است.
این ساختار نشان میدهد که بازار LNG بحرانیترین و کمانعطافترین بخش سیستم است. در حالی که صادرات ترکیبی LNG قطر و امارات متحده عربی با تقریباً 100 میلیارد متر مکعب در سال حدود 20٪ از تجارت جهانی LNG را تشکیل میدهد، سهم آنها از کل تجارت گاز تنها 7 تا 8٪ است.
بنابراین، اختلالات در تنگه هرمز حساسترین بخش تجارت جهانی را به جای کل تولید هدف قرار میدهد و کاهش عرضه LNG در مقایسه با بازار نفت، اثرات سریعتر و گستردهتری در بازار گاز طبیعی ایجاد میکند.
وابستگی LNG به فرآیندهای پرهزینه و پیچیدهای مانند مایعسازی، حمل و نقل و گازسازی مجدد به این معنی است که اختلالات عرضه بسیار سریعتر در قیمتها و دسترسی فیزیکی منعکس میشوند.
حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، چیزی فراتر از یک شوک تکبعدی به اقتصاد جهانی است و فشارهای هزینهای ناشی از افزایش قیمت انرژی و نوسانات در بازارهای مالی، چشمانداز رشد جهانی را تضعیف و در عین حال فشارهای تورمی را تقویت میکند.
به همین دلیل، در اواسط ماه مارس، فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرد که شدت اختلال فعلی در میزان عرضه، حتی میتواند از اثر ترکیبی بحرانهای نفتی 1973 و 1979 نیز فراتر رود.
حتی اگر همین امروز، جنگ و تنش پایان یابد، بازگشت پویایی انرژی به حالت عادی زمانبر است و طبق ارزیابی بیرول در اواسط آوریل، عادیسازی بازار نفت در شرایط بحران فعلی میتواند دو سال طول بکشد.
به قول کریستالینا جورجیوا رئیس صندوق بینالمللی پول (IMF) «همه راهها به قیمتهای بالاتر و رشد پایینتر منجر میشود و حتی اگر جنگ امروز پایان یابد، انتظار میرود اثرات منفی ماندگاری بر اقتصاد جهانی داشته باشد».
از دیگر سو، صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که اگر اختلال در عرضه کود ادامه یابد، تقریباً 45 میلیون نفر دیگر ممکن است در سال 2026 با ناامنی غذایی حاد مواجه شوند.
به باور پروفسور مراد اصلان از دانشگاهیان ترکیه، حملات آمریکا و رژیم اسرائیل و انسداد تنگه هرمز، به معنای واقعی کلمه، یک بحران لجستیکی است که در آن جریانهای انرژی جهانی مختل میشوند.
اختلال در جریان انرژی همزمان مکانیسمهای به هم پیوسته متعددی را از تولید تا بازارهای مالی، از تعادل خارجی تا پویایی تورم، فعال میکند و به یک شوک چندلایه تبدیل میشود که اثرات خود را در سراسر سیستم اقتصادی جهانی گسترش میدهد.
او میگوید: «برخلاف بحرانهای کلاسیک نفت، شوک انرژی از طریق اختلال در جریانهای فیزیکی، اثرات گستردهتر و پایدارتری ایجاد میکند. این فرآیند از طریق سه مکانیسم اصلی پیش میرود: شوکهای مستقیم به ظرفیت تولید، وقفه در جریان انرژی و نقص در سیستم پالایشگاه. این وضعیت، چیزی بیش از یک انقباض عرضه و یک فروپاشی ساختاری در عملکرد سیستم انرژی است».

تنگه هرمز، تورم، ترکیه و دیگران
در گزارش موسسه مطالعاتی ایرام آنکارا، به اثرات تورمی انسداد تنگه هرمز بر کشورهای منطقه و جهان اشاره شده است.
این گزارش میگوید: افزایش نرخ تورم در بسیاری از کشورها، بانکهای مرکزی را مجبور میکند نرخ بهره را در سطوح بالا نگه دارند و افزایشهای جدید در قیمت انرژی، این تعادل را شکنندهتر میکند. به موازات این وضعیت، افزایش تورم سالانه در آمریکا از 2.4٪ به 3.3٪ در مارس 2026 و افزایش تورم سالانه در منطقه یورو از 1.9٪ به 2.5 % نشان میدهد که تأثیر شوک انرژی بر سطح عمومی قیمتها دوباره در حال شتاب گرفتن است.
این واگرایی همزمان، روند تسهیل مورد انتظار توسط بانکهای مرکزی را به تأخیر میاندازد و سیاستگذاران را مجبور میکند تا تعادل دشوارتری بین رشد و تورم برقرار کنند. اثرات کلان اقتصادی افزایش قیمت انرژی به ویژه در اقتصادهای وابسته به واردات انرژی مانند ترکیه، مشهود است.
نگاهی به وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه، نشان میدهد که برخی کشورها وابستگی بسیار بالایی به واردات دارند و این وابستگی سطوح مختلفی از ریسک را برای سیستم جهانی ایجاد میکند.
کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، کره جنوبی، ایتالیا و ترکیه به شدت به واردات وابسته هستند و علاوه بر خرید نفت، سهم قابل توجهی در تجارت جهانی گاز طبیعی دارند. در مقابل، در حالی که نسبت وابستگی در کشورهایی مانند چین و مکزیک نسبتاً محدودتر است، سهم بالای آنها در واردات جهانی، این اقتصادها را از دیدگاه سیستمی بحرانی میکند.
در کشورهایی مانند فرانسه و اسپانیا، ترکیب نسبت وابستگی بالا و سهم جهانی متوسط رو به بالا، آسیبپذیری دو طرفه در برابر شوکهای عرضه ایجاد میکند. این ساختار به این معنی است که وقفه در عرضه گاز طبیعی نه تنها قیمت انرژی را افزایش میدهد، بلکه فشار مستقیمی بر تولید برق، فعالیتهای صنعتی و مصرف خانگی ایجاد میکند و به سرعت به سطح اقتصاد کلان میرسد.
ادامه دارد...
انتهای پیام/