به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تداوم تنش در منطقه، تحلیلگران جهان به تصمیمات و اقدامات ایران چشم دوختهاند. استفاده هوشمندانه مقامات تهران از مؤلفههای متعدد قدرت، موضوعی است که شب گذشته در بسیاری از شبکههای تلویزیونی ترکیه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
کارشناسان سیاسی ترکیه میگویند: تصمیم جدید ایران درباره تنگه هرمز، نشان دهنده این است که آنها در برابر زیاده خواهی آمریکا کوتاه نمیآیند و آن چه ترامپ آن را «محاصره دریایی» نامیده، برای ایران غیرقابل قبول است.

شبکه تلویزیونی سی. ان. ان ترکیه، شبکه ان. تی. وی و چندین شبکه دیگر، برای بیان اهمیت تأثیرگذاری مواضع ایران، غالباً این تیتر را به کار گرفتند: «هرمز تنها 19 ساعت بازماند». کارشناسان ترکیه میگویند: گفتار و رفتار تهدیدآمیز آمریکا در منطقه، موجب آن شد که تصمیم برای دُور جدید مذاکره، پیچیده شود.
ایران، استادِ «قدرتِ ترکیبی»
قادر ارتاچ چلیک استاد دانشگاه حاجی بایرام ولی و متخصص روابط بینالملل درباره مواضع و تصمیمات تهران میگوید: «در این مدت، ایران بارها نشان داده که اهل امتیاز دادن نیست. اگر سخنان و اظهارات مقامات ایرانی را به دقت رصد کنید، میتوانید به وضوح ببینید که آنان با تکیه بر تابآوری دفاعی بالایی که در جنگ نشان دادند، در موقعیت برتر قرار دادند و از خواستههایشان کوتاه نمیآیند».

دکتر چلیک در ادامه افزود: «ایرانیها مهارت بالایی در درک و به کارگیری مؤلفههای قدرت دارند. آنان به مفهوم قدرت، یک نگرش ترکیبی دارند و در این مدت، توانستهاند قدرت دفاعی، فشار اقتصادی و عامل حمایت اجتماعی را به درستی به کار بگیرند. بنابراین میتوانیم بگوییم: ایران در عرصه قدرت ترکیبی، موفق عمل کرده و برای حضور در میادین جنگ هیبریدی، هیچ مانع و مشکلی بر سر راه خود نمیبیند».
ارتاچ چلیک میگوید: «تحولات دو ماه اخیر نشان داده که مقامات سیاسی و نظامی ایران، به خوبی با مفاهیم و مکانیسمهای جنگهای نسل پنجم آشنا هستند و میدانند که چگونه با تهدیدات آمریکا و اسرائیل روبرو شوند».
دکتر ارتاچ چلیک در حالی به مفاهیم «قدرت هیبریدی» و «جنگهای نسل پنجم» و چالشهای آمریکا در منطقه اشاره کرده که 10 سال پیش، جوزف نای نظریه پرداز مشهور علوم سیاسی و استاد روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد، پراجکت سیندیکیت نوشته بود: «دخالتهای نظامی آمریکا از ویتنام تا عراق و افغانستان، چالشهای جنگ مدرن را نشان داد. این ایده که نیروی نظامی توان تغییر جوامع بحرانزده خاورمیانه و هرجای دیگر را دارد، سفسطهای خطرناک است».
بر اساس تقسیمات و دستهبندیهایی که درباره نسلهای مختلف جنگهای مدرن صورت گرفته: نسل اول، شامل پیکارهایی با استفاده از قدرت نیروی انسانی تودهای و گسترده، خط و سازمان به شیوه ناپلئونی است. اما نسل دوم مبتنی بر قدرت آتش گسترده بود که در جنگ جهانی نخست به اوج رسید. نسل سوم، الگویی از تجارب ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم بر اساس اعزام و رسوخ به سرزمین دشمن بود. نسل چهارم جنگ، مبتنی بر رویکرد غیرمتمرکز و گریز از مرکز و نبرد در همه میادین است. اما در جنگ نسل پنجم، فناوریهای پهپادی – موشکی و تاکتیکهای سایبری تهاجمی مورد استفاده قرار میگیرد و در عین حال، مدیریت سیاسی این جنگها، استفاده از شکافهای داخلی – قومی و اجتماعی را مهم ارزیابی کرده و به دنبال آن است که علاوه بر سلاح و مرز، در حوزه ادراکی نیز، دشمن به تمامی تضعیف شود.
اوزال: محاسبات ترامپ غلط بود
احمد اوزال فرزند رئیس جمهور فقید ترکیه (تورگوت اوزال) یکی دیگر از کارشناسانی بود که شب گذشته، درباره تحولات مرتبط با جنگ بین ایران و آمریکا – اسرائیل اظهار نظر کرد.

اوزال گفت: «من چندین بار به ایران سفر کردهام و شناخت خوبی از این کشور دارم. میدانم که در برخی حوزههای اقتصادی نیز مشکلاتی دارند. اما شواهد نشان میدهد که دونالد ترامپ، به شکلی غیرمنطقی و اغراقآمیز، بر روی مشکلات اقتصادی ایران حساب باز کرده بود. تصور ترامپ این بود که اگر با چند حمله هدفمند، رهبران و فرماندهان اصلی ایرانی را از میان بردارد، مردم به خیابانها میآیند و از سربازان خارجی استقبال میکنند! این یک برداشت غلط و غیرمنطقی است و مردم از این گذشته، ترامپ هنوز هم خطای خود را قبول نکرده و ادعا میکند که رژیم ایران را تغییر داده است».
اوزال در ادامه افزود: «حملات متعدد آمریکا و اسرائیل به رهبران و فرماندهان ایرانی، نتیجه عکس داد. به جای آن که مردم را از حاکمیت جدا کند، آنها را با هم متحد کرد و حالا همگی علیه آمریکا شعار سر میدهند! این موضوعی است که درک آن برای ترامپ و اعضای تیم او دشوار است. چرا که آنان صرفاً بر روی تأمین رضایت داخلی اوانجلیستهای تندرو داخلی حساب باز کردهاند و میخواهند نشان دهند که جنگ آنها مبتنی بر ارزشهای الهیات مسیحی است».
جهان ارزش هرمز را درک کرد
دیشب در میزگرد شبکه تلویزیونی سوزجو در آنکارا، اظهارات جالب توجهی از سوی پروفسور دکتر سینان آلچین اقتصاددان ترکیهای مطرح شد.
پروفسور آلچین درباره اهمیت ابعاد اقتصادی جنگ فعلی میگوید: «وقایع اخیر نشان داد که اولاً ژئوپولیتیک ایران و تنگه هرمز تا چه اندازه اهمیت حیاتی دارد. دوم این که ایرانیها به خوبی به این موضوع واقفند و از آن استفاده میکنند. در شرایطی که ایران برای کنترل این آبراه، هزینههای سنگینی داده و توانسته عملاً بر بازار کل جهان تأثیر بگذارد، چرا باید آن را به راحتی از دست دهد؟»

پروفسور آلچین در ادامه میگوید: «این یک اهرم سیاسی – اقتصادی بسیار مهم است. مسأله هرمز، با ترانزیت و زنجیره تأمین اغلب کشورهای جهان ارتباط مستقیم دارد و حالا تمام تصمیمات بزرگ در بازارهای مالی، تجاری و صنعتی جهان، با ابهام و عدم قطعیت مواجه شده است. بنابراین به طور طبیعی، ایران نمیخواهد این امتیاز را به راحتی از دست دهد».
همچنین نوزاد چیچک از تحلیلگران روزنامه ایندیپندنت نیز در میزگرد شبکه تلویزیونی خبرترک گفت: «تبلیغات گسترده آمریکا و اسرائیل درباره سهولت سقوط حکومت در ایران، حتی خود آنها را تحت تأثیر قرار داد. آنها تصور میکردند که چنین چیزی به سرعت امکانپذیر است و بنابراین تمام قدرت خود را به میدان آوردند».

چیچک افزود: «از نظر ما و روزنامه نگاران و کارشناسانی که با وضعیت منطقه و مؤلفههای قدرت ایران آشنا هستیم، میدانستیم که واقعاً چیزی به نام سقوط حکومت ایران به خاطر حمله خارجی، ممکن نیست. ولی در هر حال، آمریکا در این بازی دچار توهم شد و حالا در شرایطی قرار گرفته که نه در میدان جنگ امتیاز و دستاوردی داشته و نه میتواند در عرصه دیپلماسی به راحتی پیش برود».
در این برنامه خانم نالان یازگان از دیگر روزنامه نگاران مشهور ترکیه نیز به این نکته اشاره کرد که اتخاذ هر نوع تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای حمله زمینی به ایران، تداعیگر شکستهای فاجعهآمیز آمریکا در ویتنام خواهد بود.
نالان یازگان به این اشاره کرد که نزدیک به 59 هزار نفر از سربازان آمریکایی در ویتنام کشته شدند که تأثیر روانی این شکست بزرگ، به مدت چندین دهه بر ارتش آمریکا، جامعه این کشور و سینمای هالیوود باقی ماند و این در حالی است که ویتنامیها تسلیحات و توان نظامی قابل توجهی نداشتند و در حال حاضر، ایران برای مقابله با آمریکا از توان بالایی برخوردار است و میتواند تلفات سنگینی بر ترامپ تحمیل کند.
انتهای پیام/