به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در دومین شب ماه محرمالحرام و در اجتماع خیابانی مردم عزادار و انقلابی در میدان ولیعصر(عج)، اظهارکرد: از برادران و خواهران عزیز بهخاطر این حماسه صد و چند شبهای که در خط مقاومت، در مسیر انقلاب و در راستای ترویج و توسعه اسلام رقم زدهاید و همچنان با همتی والا و حماسهای مثالزدنی این حرکت ارزشمند را ادامه میدهید، صمیمانه تشکر میکنم.
وی افزود: نکتهای که برای شما باید قابل توجه باشد این است که مجموعه این حرکتها و فعالیتهایی که شما عزیزان انجام میدهید، اگر منسوب به دین و وابسته به اهلبیت(علیهمالسلام) باشد، از ارزش والایی برخوردار است؛ اما اگر صرفاً یک حرکت سیاسی محض یا یک مقاومت ملی خالص باشد و هیچ اتصالی به دین، قرآن و اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) نداشته باشد، حتی از نظر خود شما نیز چندان ارزشمند نخواهد بود.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: ماه محرم فرا رسیده و الگوی همه انقلابها و حرکتها در مسیر گسترش دین و اسلام آشکار شده است. اگر به این نتیجه برسیم که حماسه، مقاومت و حرکت انقلابی ما در راستای قیام سیدالشهدا(علیهالسلام) و تداوم کربلاست، این حرکت برای ما ارزشمند خواهد بود؛ اما اگر میان مقاومت و حرکت خود با جریان کربلا و عاشورا نسبتی احساس نکنیم، طبیعی است که عملکرد ما حتی از نگاه خودمان نیز محل سؤال قرار گیرد که برای چه آمدیم، برای چه حرکت کردیم و برای چه قیام کردیم.
وی تصریح کرد: آنچه از نگاه ما به این عمل ارزش میدهد، ارتباط این برنامه، این حرکت و این مقاومت با قیام سیدالشهدا(علیهالسلام) و عاشورای امام حسین(علیهالسلام) است. از اینرو، بهترین بحثی که میتوانیم با یکدیگر داشته باشیم، تحلیل کربلا بهعنوان آیینهای است که راهبرد امروز ما را در شرایط کنونی کشور و زندگی اجتماعی به نمایش میگذارد.
ریزشها و رویشها؛ نقطه اتصال حرکت امروز با کربلا
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: از جمله مسائلی که امروز ما را به کربلا پیوند میدهد و تا اندازهای حرکت کنونی ما را با آن مناسبت میبخشد، مسئله «ریزشها و رویشها» در جریان عاشوراست. کربلا هم عامل ریزش بود و هم عامل رویش. اگر بتوانیم به این تحلیل برسیم که انقلاب و تحولات انقلابی ما نیز دارای ریزشها و رویشهایی از جنس ریزشها و رویشهای کربلا و عاشوراست، در این صورت میتوانیم ادعا کنیم که حرکت ما در ادامه کربلاست و قیام ما جریانی عملی در جهت تحقق اهداف عاشورای سیدالشهدا(علیهالسلام) به شمار میرود.
امام جمعه مشهد در ادامه با اشاره به آیه شریفه «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرِینَ»، اظهارداشت: ذات مقدس پروردگار در این آیه راهبردی را به ما ارائه میدهد تا بتوانیم ریزشها و رویشها را تشخیص دهیم. خداوند میفرماید:ما شما را میآزماییم تا مجاهدان و صابران از میان شما شناخته شوند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: حوادثی که در زندگی انسان رخ میدهد، جنگهایی که پدید میآید و تحولات و گرفتاریهای گوناگونی که در مسیر زندگی ظاهر میشود، همگی برای آن است که مشخص شود چه کسانی اهل جهاد و چه کسانی اهل مقاومت هستند. بنابراین، ملاک اصلی در ریزش و رویش، جهاد و مقاومت است.
وی تأکیدکرد:کسانی که در عرصه جهاد و مقاومت وارد میشوند، رویشهای حقیقی هستند؛ اما افرادی که از میدان جهاد و مقاومت کنار میکشند و بهدنبال زندگی راحت، مرفه، آزاد و آسوده برای خود میگردند، به تصریح قرآن کریم، دچار ریزش شدهاند و از جایگاهی که باید در آن قرار داشته باشند، فاصله گرفتهاند.
آیتالله علمالهدی گفت: در بحث ریزشها، سه مسئله مطرح است؛ نخست معیار ریزش، دوم انواع ریزش و سوم محور ریزش. اینکه چرا انسانها در مسیر دین، در مسیر فداکاری برای خدا، در عرصه مجاهدت در راه اسلام دچار ریزش میشوند، عقب میروند و گاه بهطور کامل جریان و موقعیت خود را از دست میدهند، مسئلهای قابل تأمل است.
وی در ادامه سخنان خود افزود: در مقام تبیین این ریزشها، ملاک آن در آیه قرآن مشخص شده است و آن، جهاد و مقاومت است. اگر مردمی در عرصه جهاد باقی بمانند، رویش محسوب میشوند و اگر از عرصه جهاد و مقاومت خارج شوند، ریزشی هستند. بر اساس آیهای که در سوره مبارکه محمد(صلیاللهعلیهوآله) آمده، معیار اصلی، جهاد و مقاومت است. کسانی که هر جا پای جهاد به میان میآید، در میدان حاضر میشوند و در همه عرصهها، مواضع و صحنههای مقاومت با استقامت کامل، اعم از زن و مرد، حضور دارند، رویشهای حقیقیاند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: اما کسانی که در موقعیت جهاد و مقاومت، دین را رها میکنند، انقلاب را کنار میگذارند و به دنبال زندگی بیدردسر، آسایش، خواب راحت و رفاه شخصی میروند، ریزشیاند. اگرچه نماز بخوانند، زیارت عاشورا بخوانند، روزه ماه رمضان بگیرند و نوافل را انجام دهند، با همه این اعمال باز هم ریزشی محسوب میشوند؛ زیرا در عرصه جهاد و مقاومت حضور ندارند.
سه نوع ریزش در جریان کربلا
وی خاطرنشان کرد: در کربلا نیز این مسئله وجود داشت. از نظر انواع ریزش، سه گونه ریزش را میتوان مشاهده کرد. گروهی ریزش میکنند، اما بازمیگردند و اصلاح میشوند. گروهی ریزش میکنند و در همان حالت باقی میمانند؛ نه بازمیگردند و نه در جبهه مقابل قرار میگیرند. دسته سوم نیز ریزش میکنند، اما از مسیر دین خارج شده و در برابر دین میایستند، با دشمنان خدا همراه میشوند و با اسلام و جریان حق به مبارزه میپردازند.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: در جریان کربلا هر سه نوع ریزش وجود داشت. عدهای ریزش کردند، اما بلافاصله بازگشتند. هنگامی که سیدالشهدا(علیهالسلام) قیام کردند، عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب(سلاماللهعلیها) و پسرعموی امام حسین(علیهالسلام)، با این حرکت موافق نبود و به امام عرض میکرد که مردم کوفه از شما حمایت نخواهند کرد و این قیام به نتیجه نخواهد رسید. از این رو، در آغاز با نهضت همراه نشد.
وی افزود: اما او خیلی زود متوجه اشتباه خود شد و از این ریزش بازگشت. البته زمانی به این حقیقت رسید که دیگر امکان پیوستن به کاروان کربلا را نداشت؛ با این حال، پس از آن در مسیر حمایت از نهضت سیدالشهدا(علیهالسلام) ایستاد، در جریان خونخواهی حضرت اباعبدالله(علیهالسلام) وارد میدان شد و در مبارزه با حکومت یزید و دستگاه بنیامیه حضور یافت تا سرانجام در همین مسیر جان خود را از دست داد. این نمونهای از ریزشی بود که به بازگشت و اصلاح انجامید.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: نوع دوم، کسانی بودند که ریزش کردند، اما نه بازگشتند و نه به جبهه مقابل پیوستند. از جمله این افراد، محمد بن حنفیه، برادر امام حسین(علیهالسلام)، و همچنین عبدالله بن عباس بودند. این افراد در نهضت امام حسین(علیهالسلام) حضور نیافتند و در عرصه جهاد و مقاومت دچار ریزش شدند، اما در همان وضعیت باقی ماندند و به جبهه دشمن نیز نپیوستند.
امام جمعه مشهد بیان کرد: اما دسته سوم، افرادی بودند که پیشتر در کنار امیرالمؤمنین(علیهالسلام) و سیدالشهدا(علیهالسلام) قرار داشتند، با بنیامیه مبارزه میکردند و در جبهه حق بودند، اما پس از ریزش، به بنیامیه پیوستند و جزئی از جریان دشمن شدند. نمونه بارز این گروه، شبث بن ربعی است.
آیتالله علمالهدی گفت: شبث بن ربعی در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین(علیهالسلام) با معاویه و بنیامیه میجنگید، اما در جریان قیام سیدالشهدا(علیهالسلام) به یکی از فرماندهان لشکر عمر بن سعد تبدیل شد.
وی افزود: در شب هفتم محرم، عمر بن سعد فرماندهان خود را جمع کرد و در میان آنان به شبث بن ربعی گفت: تو با خاندان امام حسین(علیهالسلام) آشنایی و ارتباط داری؛ نزد امام برو و از ایشان بپرس که با چه هدفی این تعداد زن و کودک را به این سرزمین آورده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: شبث ابتدا از پذیرش این مأموریت خودداری کرد، اما عمر بن سعد اصرار ورزید و گفت که جز تو کسی مناسب این کار نیست. سرانجام شبث در پاسخ گفت: من نمیروم؛ زیرا اگر نزد امام حسین(علیهالسلام) بروم و چنین سؤالی را مطرح کنم، آن نامهای را که خودم نوشتهام و آن طوماری را که خودم امضا کردهام، پیش روی من قرار خواهد داد؛ همان نامهای که در آن از امام دعوت کرده بودم برای قیام به کوفه بیاید.
وی تأکید کرد: شبث بن ربعی از کسانی بود که امام حسین(علیهالسلام) را برای قیام دعوت کرد، اما در نهایت به یکی از فرماندهان لشکر عمر بن سعد تبدیل شد. این نمونهای از ریزش عمیق و خطرناکی است که انسان را از جبهه حق به صف دشمن میکشاند و او را در برابر همان حقیقتی قرار میدهد که روزی برای تحقق آن دعوت و تلاش میکرد.
آیت الله علمالهدی،در ادامه سخنان خود ادامه داد: در مقابل ریزشها، رویشهایی نیز وجود داشت. رویش آنجاست که فردی در آغاز در این مسیر نبوده، اما در ادامه به آن میپیوندد. در کربلای سیدالشهدا(علیهالسلام) نیز افرادی بودند که از نقطه صفر آغاز کردند، در نهضت امام حسین(علیهالسلام) رویش یافتند و به جمع یاران حضرت اباعبدالله(علیهالسلام) و وابستگان به ولایت در عرصه جهاد و مقاومت پیوستند.
وی افزود:در روزهایی که کاروان امام حسین(علیهالسلام) به سوی کربلا در حرکت بود، یک مادر، فرزندش و همسر جوان او، کاروانی سهنفره تشکیل داده بودند و به سمت قبیله خود حرکت میکردند. در یکی از منزلگاهها، این خانواده با کاروان سیدالشهدا(علیهالسلام) برخورد کردند. آنان ارمنی و مسیحی بودند؛ پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله)، قرآن و آموزههای اسلامی را نپذیرفته بودند و وابسته به یک قبیله ارمنی بودند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: در طول مسیر، این مادر سالخورده ارمنی و عروس جوان او با بانوان کاروان سیدالشهدا(علیهالسلام) ارتباط برقرار کردند و مجذوب شخصیت حضرت زینب(سلاماللهعلیها) و دیگر بانوان اهلبیت(علیهمالسلام) شدند. خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) ویژگی خاصی داشتند؛ چه مردان و چه زنان آنان، چنان جاذبهای داشتند که هرکس با آنان ارتباط برقرار میکرد، محبتشان در دل او جای میگرفت.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: این پیرزن و عروس جوان بهشدت شیفته اهلبیت(علیهمالسلام) شدند و به فرزند خود گفتند که از این کاروان جدا نخواهند شد و تا هرجا که این قافله حرکت کند، همراه آنان خواهند ماند و پس از آن به سوی قبیله خود بازخواهند گشت. آنان نیز این تصمیم را پذیرفتند و همراه کاروان ماندند تا اینکه حر بن یزید راه را بر سیدالشهدا(علیهالسلام) بست و مسیر حرکت کاروان به سمت کربلا تغییر یافت. این خانواده نیز از کاروان جدا نشدند و همراه حضرت وارد کربلا شدند.
رویشهایی که در مکتب عاشورا به اوج رسیدند
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: هنگامی که به کربلا رسیدند، مشاهده کردند که دشمن، امام حسین(علیهالسلام) و یارانش را محاصره کرده و شرایط جنگ فراهم شده است. در این میان، آن زن مسلمان شد، عروسش نیز اسلام آورد و آن جوان هم دین اسلام را پذیرفت.
وی افزود: با آغاز نبرد در روز عاشورا، هنوز شاید بیستوچهار ساعت از مسلمان شدن آن جوان نگذشته بود. او بیش از یک بار نماز در هر وعده نخوانده بود و تازه با احکام اسلام آشنا شده بود؛ اما در کنار فرزند پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) ایستاد، از امام اجازه میدان گرفت، به نبرد پرداخت و پس از مبارزهای شجاعانه به شهادت رسید.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: لشکر عمر بن سعد که متوجه شده بودند او مسیحی بوده و بهتازگی به اسلام گرویده است، برای آزار و شکنجه روحی مادرش، سر بریده او را به سوی خیمهها پرتاب کردند. آن مادر سر فرزندش را برداشت و به سوی لشکر دشمن بازگرداند و گفت: «سری را که در راه حسین(علیهالسلام) دادهام، پس نمیگیرم.»
وی تأکیدکرد: این جوان شاید تنها چند نماز خوانده بود، اما به مقامی رسید که حجت خدا، امام زمان(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، بر سر مزار او میایستند و میفرمایند: «بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی؛ پدر و مادرم فدای شما باد.» این معنای رویش است؛ فردی که مسیحی بود، در مسیر ولایت چنان رشد کرد و به چنان جایگاهی رسید که مشمول چنین تعبیری از سوی امام معصوم(علیهالسلام) شد.
آیتالله علمالهدی اظهارکرد: نمونه دیگر، زهیر بن قین است. او در آغاز تلاش میکرد با امام حسین(علیهالسلام) برخورد نکند و مسیر حرکت کاروانش با کاروان حضرت تلاقی نداشته باشد؛ زیرا موقعیت اجتماعی و سیاسی خود را در خطر میدید. او رئیس قبیله بود و گمان میکرد اگر با امام حسین(علیهالسلام) ارتباط برقرار کند، دستگاه امنیتی یزید برایش پروندهسازی خواهد کرد و او را تحت فشار قرار خواهد داد.
وی افزود: اما همین فرد به جایی رسید که در روز عاشورا، هنگامی که در رکاب سیدالشهدا(علیهالسلام) بر زمین افتاد، عرض کرد: «یابن رسولالله، اگر هزار بار کشته شوم و دوباره زنده گردم، دوست دارم در راه دفاع از شما و در محضر شما جان بدهم.»
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: این است معنای رویش؛ رویشی که انسان را از نقطهای دور به مرتبهای میرساند که آرزوی هزار بار جان دادن در راه دفاع از حجت خدا را در دل میپروراند.
آیتالله علمالهدی، در ادامه سخنان خود به تبیین محور اصلی ریزش و رویش پرداخت و اظهار داشت: ببینید برگهای این درخت را که مشاهده میکنید، هنگامی که باد خزان بر آن میوزد، برگها دچار ریزش میشوند. این برگها از کجا ریزش میکنند؟ از شاخهها. همچنین زمانی که نسیم بهاری بر این درخت میوزد، برگها رویش پیدا میکنند. این رویش بر روی چه چیزی شکل میگیرد؟ بر روی شاخهها.
امام جمعه مشهد افزود: محور ریزش و رویش، مقام ولایت است. آنهایی که ریزش کردند، از شاخه ولایت جدا شدند و سقوط کردند و آنهایی که رویش یافتند، بر شاخه ولایت رشد کردند، بالا آمدند و به مقامی رسیدند که حجت خدا درباره آنان فرمود: «بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی»؛ پدر و مادرم فدای شما. اینگونه رشد کردند و به این جایگاه رسیدند.
رویشهای انقلاب؛ رمز ماندگاری و پیروزی
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: برادران و خواهران عزیز، انقلاب ما ادامه انقلاب سیدالشهدا(علیهالسلام) است. انقلاب ما در تداوم کربلا و ادامه عاشوراست. همان ریزشها و رویشهایی که در نهضت سیدالشهدا(علیهالسلام) وجود داشت، در انقلاب اسلامی ما نیز وجود دارد.
وی تصریح کرد: ما نیز در انقلاب اسلامی ریزشهایی داشتهایم. افرادی بودند که در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی مبارزه کردند، با شاه جنگیدند و در برابر آمریکا ایستادند؛ اما هنگامی که نوبت به مجاهدت و مقاومت در مسیر انقلاب رسید، عقبنشینی کردند و از این مسیر بازماندند. برخی از آنان حتی به جایی رسیدند که دست دوستی به سوی آمریکا دراز کردند و با همان جریانی که روزی در برابرش ایستاده بودند، همراه شدند. اینها ریزشهای انقلاب بودند.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: در مقابل، انقلاب اسلامی رویشهای فراوانی نیز داشته و همچنان دارد. رویشهای انقلاب ما بهمراتب بیش از ریزشهای آن بوده است. رمز موفقیت انقلاب اسلامی نیز همین است که رویشهای آن از ریزشهایش بیشتر، قویتر و اثرگذارتر بودهاند.
امام جمعه مشهد افزود: کسانی که در انقلاب رویش پیدا کردند، از کسانی که ریزش کردند، محکمتر، استوارتر، باصلابتتر و مستقیمتر در مسیر انقلاب ایستادند. علاوه بر این، از نظر تعداد نیز رویشهای انقلاب بسیار بیشتر از ریزشهای آن بوده است. ما هر مقدار که ریزش داشتهایم، بهمراتب بیشتر از آن رویش داشتهایم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: این صد روز پس از شهادت مقام معظم رهبری، دقیقاً فصل رویش انقلاب بود. در نتیجه همین جلسات و میدانهایی که شما برپا کردید، نیرو برای انقلاب تربیت شد و جوانان جدیدی وارد عرصه انقلاب شدند. اینها رویشهای انقلاب هستند؛ یعنی زمینهای فراهم شد که از دل آن، تکثیر و گسترش نیروهای انقلابی صورت گیرد و جریان انقلاب رویش پیدا کند.
وی اظهارکرد: بر اساس گزارشهایی که به من دادهاند، در شبهای نخست برگزاری این اجتماعات، در کنار شما خواهران، تعدادی از بانوانی حضور پیدا میکردند که یا بدحجاب بودند یا حجاب کاملی نداشتند. حتی برخی نسبت به حضور آنان اعتراض میکردند و میگفتند این حرکت برای انقلاب و اسلام است و چرا چنین افرادی در آن شرکت میکنند.
آیتالله علمالهدی افزود: اما همین افراد آمدند، همراه شدند و در این فضا حضور پیدا کردند. اکنون گزارش رسیده است که بسیاری از همان افرادی که در روزهای نخست در این جلسات شرکت میکردند، به رویشهای انقلاب تبدیل شدهاند. آنان در متن انقلاب رویش پیدا کردند و مسیر زندگی خود را تغییر دادند.
وی ادامه داد: وقتی این افراد با نام حضرت زینب(سلاماللهعلیها) آشنا شدند، تحت تأثیر فرهنگ اهلبیت(علیهمالسلام) قرار گرفتند. خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) این ویژگی را دارند که تنها نام آنان و یاد آنان در دل انسانها جای میگیرد. نام حضرت زینب(سلاماللهعلیها) در دل این خواهران جای گرفت و آنان را دلباخته و شیفته آن بانوی بزرگ اسلام کرد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: این دلدادگی به جایی رسید که با خود گفتند چرا من چادر زینب(سلاماللهعلیها) را بر سر نکنم؟ چرا من نیز به پوشش و سیره آن بانوی بزرگ اقتدا نکنم؟ چرا من نیز به لباس زینب(سلاماللهعلیها) متلبس نشوم؟
وی خاطرنشان کرد: بر اساس گزارشهایی که به ما رسیده، بسیاری از افرادی که در شبهای نخست بدون حجاب کامل در این جلسات حضور پیدا میکردند، امروز در شمار بانوان محجبه قرار گرفتهاند و به همین جمع مؤمن و انقلابی پیوستهاند.
آیتالله علمالهدی تأکید کرد: این همان رویش انقلاب است. رویش یعنی اینکه یک خواهر به یک بانوی مؤمنه، متدینه، محجبه و عفیفه تبدیل شود؛ بانویی که در عین پایبندی کامل به دین، شریعت و ارزشهای اسلامی، با قدرت در مسیر انقلاب ایستاده، در خط مقاومت حضور دارد و در برابر دشمن مبارزه میکند. این معنای واقعی رویش در انقلاب اسلامی است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در ادامه سخنان خود اظهار داشت: برادران و خواهران عزیز، آنچه امروز وظیفه شما و ماست ــ هرچند مسئولیت ما در این زمینه سنگینتر از شماست ــ این است که از این موقعیت برای ایجاد رویش در انقلاب استفاده کنیم. عدهای ریزش کردند و از این مسیر کنار رفتند؛ نبودن آنان مسئلهای نیست، زیرا چندین برابر آنان نیروهای تازهای وارد عرصه انقلاب شدهاند.
وی افزود: این شما هستید؛ شما خواهران و برادران انقلابی که باید همت خود را صرف این مسئله کنید. افزون بر حضور خودتان در این عرصه، افرادی را که به انقلاب، اسلام، نظام، محبت رهبر و مظلومیت ایشان گرایش پیدا کردهاند، جذب کنید. آنان را در جمع خود بیاورید، با آنان ارتباط برقرار کنید، دوستی و صمیمیت ایجاد کنید و از آنان نیروهایی برای انقلاب بسازید. شما باید رویشهای جدیدی برای انقلاب پدید آورید.
فرصت امروز؛ زمینهساز رویشهای جدید انقلاب
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: اگر بتوانید با حرکت، فعالیت، تبلیغ، مهربانی و صمیمیتی که در اختیار دارید این افراد را وارد این مسیر کنید، در حقیقت به کربلای امام حسین(علیهالسلام) کمک کردهاید و به عاشورای اباعبدالله(علیهالسلام) خدمت کردهاید.
وی تصریح کرد: امروز هر کسی که وارد این میدان میشود، با عشق آمده است؛ هر که باشد و هر پیشینهای داشته باشد، عشق او را به اینجا کشانده است. او با خود اندیشیده که چگونه رهبری در برابر دشمن ایستاد، خود را پنهان نکرد، به پناهگاه نرفت، از میدان فرار نکرد و با تمام وجود در برابر دشمن سینه سپر کرد؛ خود و خانوادهاش را فدای مردم و انقلاب ساخت.
آیتالله علمالهدی افزود: طبیعی است که انسان به چنین رهبری علاقهمند شود؛ رهبری که دهها سال مردم را هدایت کرده و در پایان راه نیز مردانه و با تمام وجود خود و خانوادهاش را فدای آرمانهایش کرده است.
وی در ادامه با نقل خاطرهای اظهار داشت: خداوند جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای محمدی گلپایگانی را حفظ کند. ایشان نقل میکرد که نوه خردسالش در محضر رهبر معظم انقلاب حضور داشت. آن کودک دختر بچهای حدود یکسالونیمه و بسیار شیرینزبان بود. ایشان میگفت خواستم او را در آغوش بگیرم، اما از آغوش آقا جدا نشد و صورتش را به سینه ایشان چسبانده بود.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: ایشان به رهبر معظم انقلاب عرض کرده بود که اینقدر دعا نکنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند. این فرزندان و نوهها اینقدر به شما علاقه دارند و زیر سایه شما رشد میکنند؛ خداوند به شما عمر طولانی عطا کند تا از وجودتان بهره ببرند.
وی افزود: آقای محمدی گلپایگانی نقل میکرد که رهبر معظم انقلاب در پاسخ فرمودند: «من تنها شهید نمیشوم، با خانوادهام شهید میشوم.» سپس آن کودک را به سینه چسباندند و این جمله را تکرار کردند.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: عزیزان، امروز شما صحنهای شبیه کربلا را در کشور مشاهده میکنید. افرادی که شاید از لحاظ فکری، فرهنگی یا اجتماعی اشتراک کاملی با شما نداشته باشند، در این مسیر با شما همراه شدهاند؛ زیرا عشقی نسبت به این رهبر در دل آنان شکل گرفته است.
وی ادامه داد: این افراد هرچه درباره کربلا شنیده بودند، از علیاصغر(علیهالسلام)، علیاکبر(علیهالسلام) و فداکاریهای عاشورا شنیده بودند و همواره در ذهن خود به دنبال نمونهای عینی از این حقایق میگشتند. هنگامی که نمونهای از آن را در زندگی رهبر خود مشاهده کردند، به این مسیر علاقهمند شدند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار داشت: درباره حضرت علیاکبر(علیهالسلام) نقل کردهاند هنگامی که برای رفتن به میدان آماده شد، به دستور سیدالشهدا(علیهالسلام) وارد خیمهها شد تا با اهل حرم وداع کند. او با شجاعت وارد شد، اما هنگام خروج، اشک در چشمانش حلقه زده بود و بر گونههایش جاری بود.
امام جمعه مشهد افزود: از او پرسیدند با آن همه شجاعت، چرا اشک میریزی؟ حضرت علیاکبر(علیهالسلام) فرمود: من خواهر کوچکی به نام رقیه دارم. هنگامی که میخواستم از خیمه خارج شوم، زنان حرم مرا در آغوش میگرفتند و میگفتند به میدان نرو، اما رقیه آمد و دامن مرا گرفت و گفت: «یا علی، انصر ابی الغریب»؛ برادر، برو و پدر غریبم را یاری کن. این سخن رقیه بود که مرا متأثر کرد.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: انسان وقتی این نمونهها را در تاریخ میشنود و سپس جلوهای از آن را در زندگی رهبران الهی و انقلابی خود مشاهده میکند، طبیعی است که محبت و علاقه او چندین برابر شود.
وی ادامه داد: همه آنچه شما در طول زندگی درباره مصائب یک دختر بچه در کربلا شنیدهاید، مربوط به یک نفر است؛ همان دختر سهساله سیدالشهدا(علیهالسلام). همان دختری که در دروازه کوفه، در مسیر شام، در خرابه شام و در همه آن مصائب حضور داشت و اوج مظلومیت را به نمایش گذاشت.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: وقتی انسان نمونههای عینی فداکاری، مظلومیت و ایثار را در زندگی رهبران خود مشاهده میکند، طبیعی است که به آنان دلبسته شود و محبت آنان در دلش ریشه بدواند.
وی تأکید کرد: اکنون باید از این ظرفیت استفاده کرد. برادران و خواهران عزیز، از این فرصت برای ایجاد رویش در انقلاب و توسعه اسلام بهره ببرید. این جوانانی که امروز وارد میدان شدهاند را حفظ کنید. برادران جوان و خواهران جوانی که به این عرصه آمدهاند باید نگه داشته شوند تا به رویشهای ماندگار انقلاب تبدیل شوند.
آیتالله علمالهدی در پایان خاطرنشان کرد: امید است که این رویشهای انقلاب، دهها برابر بیش از ریزشها اثرگذار باشند، برای انقلاب و نظام اسلامی ثمره داشته باشند، وسیله عزت اسلام و مسلمین شوند و زمینه را برای ظهور وجود مقدس بقیةالله الاعظم(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) فراهم سازند.
انتهای پیام/282