به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در چند روز اخیر، یک بار دیگر نام یائیر لاپید رهبر اپوزیسیون رژیم صهیونیستی به رسانههای ترکیه بازگشته است. ماجرا از این قرار است که لاپید، در حملات خود به بنیامین نتانیاهو، در عین حال به شکل غیرمستقیم به ترکیه نیز حمله کرده و به این موضوع پرداخت که نتانیاهو نتوانسته در برابر اقدامات رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، تصمیمات و برنامهریزی قابل دفاعی داشته باشد.
به طور کلی، رسانههای ترکیه موضوعات مربوط به رژیم صهیونیستی را به دقت دنبال میکنند و یک ارزیابی مشترک به وجود آمده که در دوران پسا نتانیاهو، منطقه باید خود را برای مقابله با سیاستها و افکار لاپید مهیا کند.
از دید تحلیلگران آنکارا، لاپید نماینده یک جریان صهیونیستی میانهرو-لیبرال است که از سبک و استراتژی نتانیاهو انتقاد میکند. تحلیلگران ترکیه معتقدند که در صورت به قدرت رسیدن لاپید، آنکارا باید با دقت موضوعاتی مانند محاسبات مدیترانه شرقی را دنبال کند.

پروفسور دکتر مهمت سیفالدین ارول رئیس و بنیانگذار «مرکز تحقیقات بحران و سیاست آنکارا» (ANKASAM) در یادداشتی مفصل به بررسی سخنان اخیر لاپید پرداخته است. بخشهایی از یادداشت او را با هم مرور میکنیم:
کدهای سخنرانی لاپید
سخنرانی 20 ژوئن 2026 یائیر لاپید در کنست و علیه بنیامین نتانیاهو مهم بود. او گفت: «نتانیاهو بدون در نظر گرفتن واکنش قابل پیشبینی ترکیه و نفوذ رئیس جمهور اردوغان در واشنگتن، طرح کُردی را تحمیل کرد. او قدرت منطقهای آنکارا و نفوذ آن بر تصمیمگیرندگان در واشنگتن را کاملاً دست کم گرفت. نتیجه چه شد؟ اردوغان عملاً به نتانیاهو درس عبرت داد و او را تنبیه کرد.»
این بیانیه لاپید نه تنها در سیاست داخلی اسرائیل، بلکه در سیاست خارجی نیز به عنوان یک نقطه عطف مهم تلقی میشود و شایسته تحلیل عمیقتری است. سخنان لاپید را میتوان بیش از هر چیز، جلوهای از درگیری در داخل اسرائیل، حتی در ساختار عمیق صهیونیستی دانست.
لاپید با این اقدام، هم نارضایتی ضد نتانیاهو در ارتش و سرویسهای اطلاعاتی را در سوابق پارلمانی ثبت کرد و هم کوتهبینی منطقهای دولت و نقصهای ساختاری در سیاستهای امنیتی منطقهای اسرائیل را علناً آشکار ساخت.

لاپید در سخنرانی خود به وضوح فاش کرد که در کنار شکاف عمیق در ساختار صهیونیستی و سیاست داخلی اسرائیل، فقدان دوراندیشی استراتژیک دولت نتانیاهو، ناتوانی آن در درک موازنههای منطقهای و بیتوجهی به جایگاه ترکیه در دیپلماسی منطقهای و جهانی و حتی نفوذ تصمیمگیری آنکارا بر واشنگتن، منجر به شکست دیپلماتیک و استراتژیک اسرائیل شده است.
لاپید همچنین اذعان کرد که توانایی تلآویو برای تغییر وضع موجود منطقهای از طریق نیروهای نیابتی و تضعیف رقبای خود از درون، ضربه سنگینی خورده است. بنابراین، واضح است که هدف اصلی سخنرانی لاپید تضعیف کاریزمای نتانیاهو و معرفی او به عنوان یک «جسد سیاسی» بوده است.
اظهارات لاپید نشان میدهد که چگونه تکبر و فقدان دوراندیشی در سیاست خارجی اسرائیل فرو ریخته و به دیوار قدرت واقعگرایی سیاسی منطقهای ترکیه و وزن دیپلماتیک آن در واشنگتن برخورد کرده است. مهمتر از همه، این اظهارات به وضوح نشان میدهد که بهای قطع کامل روابط با آنکارا و نادیده گرفتن حساسیتهای ترکیه، شکست استراتژیک است.
با یک تیر دو نشان
با توجه به جدلهای اخیر بین ترامپ و نتانیاهو، میتوان گفت که شمارش معکوس برای نتانیاهو آغاز شده و لاپید در اینجا دکمه را فشار داده است.
لاپید در سخنرانی خود همچنین این پیام را منتقل میکند که ایالات متحده به دلیل ظرفیت ترکیه برای تضمین ثبات و ایجاد موازنه در برابر ایران، به طور فزایندهای این کشور را به عنوان یک «شریک مذاکرهکننده» ضروری و «بازیگر مرکزی» در خاورمیانه جدید، برجسته خواهد کرد. لاپید این پیام را منتقل میکند که همکاری و هماهنگی بیشتر با ترکیه، اجتنابناپذیر است.
اعترافات لاپید و تروریسم دولتی
در حالی که لاپید نتانیاهو را هدف قرار داد، به نظر میرسد سابقه ضعیف دولت اسرائیل را نیز افشا کرده است. این واقعیت که این اظهارات از تریبون پارلمان بیان شده، رسوایی در سیاست خارجی اسرائیل و نقش آن در بیثباتی منطقهای را به وضوح نشان میدهد.
اظهارات لاپید نشان دهنده استفاده اسرائیل از گروههای کُرد و فعالیتهای تروریستی در منطقه به عنوان نیروهای نیابتی علیه ترکیه، سوریه، عراق و ایران است.
این سخنان، نقش مستقیم اسرائیل در عملیاتهای بیثباتسازی منطقهای و استفاده از کارت تروریسم به عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی را تأیید میکند. سخنان لاپید همچنین نشان میدهد که استراتژی مبتنی بر «نیروی نیابتی» اسرائیل ضربه بزرگی خورده و نتانیاهو و تیمش به دلیل عدم در نظر گرفتن یا دست کم گرفتن «واکنش قابل پیشبینی ترکیه» مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
بدون شک، فروپاشی طرح نتانیاهو برای استفاده از گروههای مسلح کُردی علیه ایران، ناامیدی و بیاعتمادی عمیقی را در میان نیروهای نیابتی که به چتر حمایتی اسرائیل متکی بودند، ایجاد کرده است.
این واقعیت که ترکیه و کردهای منطقه فریب بازی جنگ داخلی ایران را نخوردند، بارزترین نمونه این امر است. اعترافات لاپید از این جهت بسیار مهم است که تلآویو در مواجهه با فشار دیپلماتیک آنکارا عقبنشینی کرد و بار دیگر تأیید کرد که نیابتهای منطقهای میتوانند در هر لحظه در میز مذاکره قدرتهای بزرگ قربانی شوند و تعهدات اسرائیل در زمینه عملیاتی کافی نیست.
به همین خاطر اسرائیل در حال انجام اقداماتی برای بازسازی اعتماد با متحدان قدیمی خود است. در این زمینه، اسرائیل ضمن جستجوی راههایی برای تعمیق اتحادهای موجود خود در شرق مدیترانه (یونان-قبرس) برای ایجاد تعادل در نفوذ ترکیه و توسعه روابط با فرانسه و هند، تقویت همکاریهای امنیتی با برخی از کشورهای خلیج فارس، در درجه اول، امارات متحده عربی و کشورهای شمال شرقی آفریقا (به ویژه در امتداد دریای سرخ) را نیز تسریع خواهد کرد.
پیشبینی میشود که اسرائیل به عنوان بازیگران غیردولتی، تلاش خواهد کرد تا خطوط گسل قومی و فرقهای را در منطقه احیا کند، کارت کردها را دوباره به کار گیرد و کارتهای علویان و دروزیها را در سوریه و لبنان به طور جدیتری به کار گیرد.
اتهام جدی لاپید، دولت نتانیاهو را که از قبل با رسواییهای اطلاعاتی مواجه بوده، به سمت بحران مشروعیت در پارلمان سوق میدهد. افشای این شکست میتواند منجر به درگیری نهادی شود و بیاعتمادی و اتهامات متقابل بین دولت و ارتش (IDF) را که برنامهریزی نظامی آن در میدان به دلیل اشتباهات سیاستمداران از هم پاشیده، تشدید کند.
بنابراین، افشای این رسوایی در پارلمان میتواند باعث ایجاد شکاف در درون ائتلاف شود و فشار برای انتخابات زودهنگام بر دولت نتانیاهو را افزایش دهد.
در بوروکراسی امنیتی، بسیار محتمل است که روسای اطلاعاتی که برنامههای نظامی آنها شکست خورده، به طور جمعی تهدید به استعفا کنند و تقصیر را به گردن اراده سیاسی بیندازند و با چنین خدعهای اعتبار نهادی را حفظ کنند.

نتانیاهو بیکار نخواهد نشست
آن چه لاپید انجام داد، چیزی شبیه کودتا در تریبون کنست بود. اما نتانیاهو، فقط علیه او اقدام نخواهد کرد و ممکن است به جای درگیری مستقیم در میدان، به اقدامات پنهانی و نامتقارن علیه ترکیه متوسل شود.
او ممکن است کمپینهای اطلاعات نادرست را در رسانههای غربی افزایش دهد تا اردوغان را در سطح بینالمللی منزوی کند. او میتواند به طور ویژه اتحادهای ضد آنکارا در مدیترانه شرقی و دریای سرخ (و حتی بالکان) را تأمین مالی کند و از طریق عملیات اطلاعاتی سایبری سعی در خرابکاری در شبکههای دیپلماتیک منطقهای ترکیه داشته باشد.
در این مرحله، نتانیاهو ممکن است با لفاظیهای کلاسیک در مورد «نئوعثمانیگرایی»، با بسیج رسانههای منطقهای و جهانی، اندیشکدهها و البته نفوذ خود در کنگره به همراه لابی یهودی در ایالات متحده، سعی در قطع روابط ترکیه با غرب و تخریب جایگاه رو به رشد آن در جهان عرب داشته باشد.
او همچنین ممکن است با به تصویر کشیدن آنکارا به عنوان «شریک غیرقابل اعتماد» و به ویژه به دلیل روابطش با روسیه، به عنوان «بازیگری که از محور ناتو دور میشود»، تلاش کند تا پروژههای دفاعی ترکیه و آمریکا را خراب کند، تحریمها را تحریک کند و محدودیتهای مالی متمرکز بر اروپا را تشدید کند.
انتهای پیام/