به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، هر سال با فرارسیدن اربعین، میلیونها نفر از کشورهای مختلف در بزرگترین اجتماع دینی جهان اسلام گرد هم میآیند؛ رخدادی که در سالهای اخیر، افزون بر ابعاد معنوی و آیینی، بهعنوان پدیدهای اجتماعی، فرهنگی و حتی تمدنی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. این پرسش بیش از گذشته مطرح است که آیا اربعین صرفاً یادمان یک واقعه تاریخی و جلوهای از محبت به اهلبیت(ع) است یا میتواند الگویی برای بازاندیشی در نسبت دین، جامعه، عدالت، هویت و آینده تمدن اسلامی ارائه کند؟
حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن در گفتوگو با خبرنگار تسنیم با تکیه بر مفهوم «الهیات نجات» میکوشد خوانشی متفاوت از اربعین ارائه دهد؛ خوانشی که در آن، نجات تنها به رستگاری فردی محدود نمیشود، بلکه در پیوند با معرفت، ولایت، مسئولیت اجتماعی، عدالتخواهی و امتسازی معنا مییابد. به اعتقاد او، اربعین صرفاً یک آیین مذهبی نیست، بلکه الگویی زنده برای بازسازی حیات اجتماعی و پاسخی به بخشی از بحرانهای معنوی و تمدنی جهان معاصر است.
تسنیم: اگر بخواهیم بحث را از ایده اصلی آغاز کنیم، مسئله «نجات» در بستر اربعین چگونه قابل فهم است؟
مفهوم نجات در بسیاری از برداشتهای رایج، بیشتر بهعنوان امری فردی و اخروی فهم شده است؛ به این معنا که رستگاری انسان عمدتاً در نسبت با جهان پس از مرگ تفسیر میشود. اما اربعین، افق دیگری را پیش روی ما میگشاید. در این منظومه، نجات صرفاً یک امر فردی و درونی نیست، بلکه حقیقتی اجتماعی، تاریخی و تمدنی نیز به شمار میآید. بر این اساس، انسان نه در انزوا، بلکه در نسبت با امام، امت، مسئولیت، عدالت و حرکت جمعی به سوی حق، معنای کامل خود را پیدا میکند.
تسنیم: یعنی از نظر شما اربعین صرفاً یک مناسک دینی سالانه نیست؟
دقیقاً همینطور است. اربعین را نباید صرفاً یک آیین عاطفی یا مراسمی عبادی دانست. این رخداد، صحنه ظهور الگویی از زیست دینی و اجتماعی است؛ الگویی که در آن، انسان از فردیتِ بسته و منزوی فاصله میگیرد و وارد جهانی مبتنی بر همدلی، مواسات، خدمت، ایثار و هویت مشترک میشود. از همین رو، اربعین را میتوان جلوهای عینی از الهیات نجاتبخش دانست؛ جایی که مفهوم نجات از سطح انتزاع خارج میشود و در متن زندگی اجتماعی و روابط انسانی تحقق مییابد.
تسنیم: در این نگاه، نسبت میان نجات فردی و نجات اجتماعی چگونه تعریف میشود؟
یکی از مهمترین ویژگیهای منطق اربعین، پیوند عمیق میان نجات فردی و نجات اجتماعی است. در این منظومه، این دو از یکدیگر جدا نیستند. زائر اربعین، در حالی که به تزکیه نفس، توبه، معرفت و تحول درونی میاندیشد، همزمان در دل حرکتی جمعی قرار میگیرد که بر پایه خدمت، همبستگی، اخلاق، صبر و مسئولیتپذیری شکل گرفته است. به بیان دیگر، نجات فردی از مسیر مشارکت در نجات جمعی تحقق مییابد؛ «من» در نسبت با «ما» کامل میشود و مسیر آخرت از دل اصلاح دنیا و جامعه میگذرد.
تسنیم: جایگاه امام حسین(ع) در این الگوی نجات چیست؟
در این چارچوب امام حسین(ع) صرفاً موضوع محبت و احساس نیست، بلکه محور هدایت و الگوی نجات است. هنگامی که از ایشان با عنوان «سفینةالنجاة» یاد میشود، مقصود تنها یک تعلق عاطفی نیست، بلکه اشاره به مسیری است که انسان را به رهایی حقیقی میرساند؛ مسیری که از معرفت، ولایتپذیری، بصیرت، حقطلبی و ایستادگی در برابر طاغوت عبور میکند. پیادهروی اربعین نیز تمرینی عملی برای قرار گرفتن در همین مسیر است؛ مسیری که در آن، انسان درمییابد نجات بدون تعهد، آگاهی و حضور در جبهه حق، معنای کاملی نخواهد داشت.
تسنیم: شما بر عنصر «معرفت» در نجات حسینی نیز تأکید دارید. چرا این موضوع تا این اندازه اهمیت دارد؟
چون در منطق اربعین، نجات صرفاً در انجام مناسک خلاصه نمیشود، بلکه با آگاهی و معرفت پیوند خورده است. اگر کسی تنها در یک مراسم حضور یابد، اما نسبت خود را با حقیقت قیام حسینی، مسئله ظلم، ضرورت عدالت و مسئولیت تاریخی خویش درک نکند، هنوز به عمق این نجات راه نیافته است. در زیارت اربعین تعبیر بسیار مهمی آمده است که امام حسین(ع) جان خود را فدا کرد تا بندگان خدا را از «جهالت و حیرتِ گمراهی» نجات دهد. این فراز بهخوبی نشان میدهد که نجات حسینی، پیش از هر چیز، رهایی از جهل، بیبصیرتی و سرگردانی است. ازاینرو، معرفت نسبت به امام و فهم جایگاه تاریخی و الهی ایشان، شرط اساسی ورود به این ساحت از نجات به شمار میرود.

تسنیم: آیا میتوان گفت اربعین پاسخی به برخی از بحرانهای جهان معاصر نیز هست؟
بیتردید؛ انسان معاصر با بحرانهایی همچون تنهایی، ازخودبیگانگی، فردگرایی افراطی، مصرفزدگی و فروپاشی معنا روبهروست. اربعین در برابر این وضعیت، تجربهای متفاوت و بدیل پیش روی انسان قرار میدهد. در این فضا، انسان از منطق مصرف فاصله میگیرد و وارد عرصه بذل، بخشش و خدمت میشود؛ از انزوای وجودی عبور میکند و در دل یک اجتماع ایمانی، احساس تعلق، معنا و مسئولیت مییابد. به همین دلیل، اربعین صرفاً یک سفر زیارتی نیست، بلکه تجربهای برای بازسازی هویت انسانی و توحیدی در برابر بخشی از بحرانهای جهان مدرن است.
تسنیم: برخی معتقدند اربعین صرفاً یک تجربه معنوی است. آیا شما برای آن ابعاد اجتماعی و حتی اقتصادی نیز قائل هستید؟
قطعاً همینطور است. اربعین را نمیتوان به یک تجربه فردی و معنوی تقلیل داد. در این اجتماع عظیم، نوعی نظم اجتماعی، اخلاق خدمت، اقتصاد مبتنی بر مواسات و همیاری و شبکهای از همبستگی انسانی شکل میگیرد. میلیونها نفر، بدون آنکه منطق سود و منفعت شخصی بر رفتارشان حاکم باشد، گستردهترین شبکه خدمترسانی، اطعام، اسکان و یاریرسانی را پدید میآورند. این پدیده نشان میدهد که میتوان نوع دیگری از مناسبات اجتماعی را نیز تجربه کرد؛ مناسباتی که بر پایه کرامت انسانی، اخوت و ایثار استوار است. از این منظر، اربعین را میتوان پیشالگویی از جامعهای دانست که در آن، روابط انسانی نه بر محور رقابت منفعتطلبانه، بلکه بر اساس همدلی، اعتماد و تعهد متقابل سامان مییابد.
تسنیم: آیا این پدیده، بُعد سیاسی هم دارد؟
اگر سیاست را به معنای نسبت انسان با قدرت، عدالت، ظلم و مسئولیت اجتماعی بدانیم، پاسخ مثبت است؛ البته نه سیاست به معنای رقابتهای جناحی و روزمره. اربعین انسان را از بیتفاوتی در برابر ظلم خارج میکند. قیام امام حسین(ع) اساساً حرکتی در برابر انحراف، استبداد و سلطه بود. بنابراین، هر قرائتی که اربعین را صرفاً به یک احساس یا عاطفه فاقد پیام اجتماعی تقلیل دهد، از حقیقت آن فاصله گرفته است. اربعین به انسان میآموزد که رنج را به کنش، محبت را به تعهد و اشک را به مسئولیت تاریخی تبدیل کند.
تسنیم: در مقایسه با الهیاتهای رهاییبخش معاصر، تمایز اصلی اربعین را در چه میدانید؟
الهیاتهای رهاییبخش، بهویژه در سنت مسیحی، در توجه به ستمدیدگان و مبارزه با بیعدالتی، نکات ارزشمندی را مطرح کردهاند. با این حال، تمایز اساسی اربعین در آن است که رهایی در این منظومه بر پایه توحید، ولایت و هدایت الهی معنا پیدا میکند. در اینجا مبارزه صرفاً واکنشی اجتماعی در برابر فقر یا ظلم نیست، بلکه بخشی از یک سلوک الهی و ولایی به شمار میآید. انگیزه اصلی، تنها اعتراض به وضع موجود نیست، بلکه عشق به امام، تعهد به حق و حرکت در مسیر هدایت الهی است. از سوی دیگر، غایت این حرکت نیز صرفاً تحقق عدالت زمینی نیست، بلکه عدالت در افق قرب الهی، حیات طیبه و جامعه موعود معنا مییابد.
تسنیم: در این چارچوب، شهادت امام حسین(ع) چگونه تفسیر میشود؟
در این خوانش، شهادت امام حسین(ع) صرفاً یک واقعه تراژیک یا فداکاری عاطفی نیست، بلکه حقیقتی بیدارگر و نجاتبخش است. تفاوت اساسی اینجاست که نجات حسینی، نجاتی آگاهیبخش است. امام حسین(ع) با شهادت خود، حقیقت را در تاریخ آشکار کرد، مرز میان حق و باطل را روشن ساخت و انسان را از جهالت و سرگردانی رهایی بخشید. از همین رو، خون حسینی در این منطق، خون بیداری است؛ خونی که انسان را از انفعال بیرون میآورد و به او بصیرت، اراده و جهت میبخشد.
تسنیم: برخی صاحبنظران از اربعین بهعنوان یک پدیده تمدنی یاد میکنند. آیا شما با این تعبیر موافقید؟
بله! کاملاً موافقم. اربعین تنها یک تجمع بزرگ انسانی نیست، بلکه رخدادی تمدنی است. در این پدیده، مجموعهای از ارزشها، الگوهای رفتاری، نظم اجتماعی، هویت مشترک، حافظه تاریخی و افق آینده در کنار یکدیگر قرار میگیرند. اربعین نشان میدهد که چگونه میتوان از دل یک واقعه قدسی، فرآیند جامعهسازی و حتی تمدنسازی را آغاز کرد. این رخداد، ارادههای پراکنده را به ارادهای جمعی پیوند میدهد و انسانها را حول یک آرمان الهی گرد هم میآورد. از این منظر، اربعین ظرفیت آن را دارد که بهعنوان الگویی تمدنی، نهتنها برای جهان اسلام، بلکه برای جامعه بشری مورد توجه قرار گیرد.
تسنیم: اگر بخواهید تمام این بحث را در یک گزاره جمعبندی کنید، چه خواهید گفت؟
به گمان من، الهیات نجات در اربعین، منظومهای جامع است که آخرت را از مسیر دنیا و نجات فردی را از مسیر اصلاح جامعه تفسیر میکند. در این معنا، اربعین صرفاً یادبود یک حادثه تاریخی نیست، بلکه صحنه ظهور منطقی زنده از رهایی، معرفت، ولایت، عدالتخواهی، مسئولیتپذیری و امتسازی است؛ منطقی که همچنان ظرفیت اثرگذاری بر حیات فردی و اجتماعی مسلمانان را دارد.
تسنیم: افق پیشرو را چگونه میبینید؟
به نظر من، گام بعدی آن است که از مرحله توصیف اربعین عبور کنیم و به فهم ظرفیتها و کارکردهای تمدنی آن برسیم. اگر اربعین در مقیاسی عظیم، جامعهای مبتنی بر ایثار، برادری، خدمت و معنا را به نمایش میگذارد، باید اندیشید که چگونه میتوان این منطق را به عرصههای گستردهتر اجتماعی، فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و حتی حکمرانی منتقل کرد. اربعین این ظرفیت را دارد که بهعنوان بدیلی جدی در برابر بخشی از بحرانهای معنوی و ساختاری جهان معاصر مطرح شود. این همان افقی است که به باور من، نیازمند پژوهش، تأمل و نظریهپردازی عمیقتر است.
انتهای پیام/