خبرگزاری تسنیم ـ موسی آقایاری*؛ آغاز سال تحصیلی حوزههای علمیه صرفاً یک مناسبت آموزشی و تقویمی نیست. این مراسم، فرصتی برای بازخوانی هویت، رسالت و آینده حوزه است؛ اینکه حوزه از کجا آمده، امروز در چه موقعیتی قرار دارد و برای فردای جامعه اسلامی چه مسئولیتی بر عهده دارد.
سخنان آیتالله اعرافی و آیتالله العظمی سبحانی در آغاز سال تحصیلی امسال را از همین منظر باید خواند. در سخنان آیتالله اعرافی، بر رسالت اجتماعی، انقلابی، تبلیغی و جهانی حوزه تأکید بیشتری دیده میشود و در سخنان آیتالله العظمی سبحانی، بر حفظ ستونهای علمی و آموزشی حوزه، بهویژه فقه و اصول. این دو نگاه نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در حقیقت دو ضلع یک مسئلهاند: حوزهای که قرار است اثرگذار باشد، ابتدا باید از استحکام علمی و معنوی برخوردار باشد.
حوزه پیش از هر چیز باید بداند برای چه وجود دارد. انتخاب آیه شریفه « قُلْ هَٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی » از سوی آیتالله اعرافی، انتخابی معنادار است. این آیه دو عنصر اساسی را کنار یکدیگر قرار میدهد: دعوت و بصیرت. دعوت بدون بصیرت ممکن است به احساسات، شعار و کنشهای سطحی تبدیل شود و بصیرت بدون دعوت نیز ممکن است در محدوده دانش نظری متوقف بماند. حوزه مطلوب باید هم عالم باشد و هم دعوتگر؛ هم اهل تحقیق و اجتهاد باشد و هم بتواند یافتههای علمی خود را به زبان قابل فهم برای جامعه عرضه کند.
از این جهت، تعریف هویت طلبه صرفاً به عنوان کسی که چند کتاب درسی را میخواند، تعریف ناقصی است. طلبه باید فقه بداند، اصول بداند، قرآن و حدیث بشناسد، قدرت تحلیل داشته باشد، مسائل زمان خود را بفهمد و بتواند میان میراث علمی حوزه و مسائل واقعی مردم ارتباط برقرار کند.
تأکید آیتالله العظمی سبحانی بر فقه و اصول، یک تذکر بنیادین است. در کنار سخنان آیتالله اعرافی، تأکید آیتالله العظمی سبحانی بر اینکه فقه و اصول باید محور اصلی آموزش حوزه باقی بماند، اهمیت ویژهای دارد. این تأکید را نباید به معنای مخالفت با علوم جدید، مطالعات اجتماعی، فلسفههای مضاف، فضای مجازی یا فناوریهای نوین تلقی کرد. مسئله بسیار بنیادیتر از این است.
حوزه اگر بخواهد در موضوعات جدید سخن معتبر داشته باشد، باید از یک مرکز ثقل علمی برخوردار باشد. فقه و اصول برای حوزه صرفاً دو درس در میان مجموعهای از دروس نیستند؛ بلکه بخش مهمی از هویت علمی و روششناسی حوزه را تشکیل میدهند. حوزهای که فقه و اصول آن ضعیف شود، حتی اگر در دهها عرصه جدید نیز حضور پیدا کند، به تدریج ویژگی متمایزکننده خود را از دست خواهد داد. بنابراین توسعه علوم و عرصههای جدید باید بر پایه تقویت بنیه سنتی و اجتهادی حوزه صورت گیرد، نه به قیمت تضعیف آن.
تحول واقعی، به معنای عبور از سنت نیست. یکی از نکات قابل توجه در سخنان آیتالله اعرافی، تأکید همزمان بر استفاده از فناوریهای نوین و حفظ مبانی اجتهادی است. این نگاه، به نظر میرسد راه درست مواجهه حوزه با جهان جدید باشد. تحجر، بیاعتنایی به تحولات زمان است؛ اما تجددزدگی نیز به معنای کنار گذاشتن مبانی اصیل برای همراه شدن با هر موج جدید است. حوزه نه میتواند خود را از تحولات جهان کنار بکشد و نه باید برای اثبات بهروز بودن، سرمایه علمی و هویتی خود را قربانی کند. هوش مصنوعی، علوم شناختی، فضای مجازی، فلسفههای مضاف و مطالعات اجتماعی، ابزارها و عرصههایی هستند که حوزه باید آنها را بشناسد؛ اما شناخت آنها زمانی ارزشمند است که در خدمت مأموریت علمی و دینی حوزه قرار گیرد. حوزه باید فناوری را به خدمت اجتهاد و تبلیغ و پژوهش بگیرد، نه اینکه خود را در برابر فناوری تعریف کند.
علم، مقدم بر همه نقشهای دیگر طلبه است. یکی از مهمترین بخشهای سخنان آیتالله اعرافی، تأکید بر جبران عقبماندگیهای علمی بود. این نکته باید بسیار جدی گرفته شود. در فضای امروز ممکن است یک طلبه در عرصههای رسانهای، اجتماعی و سیاسی فعال باشد و حتی مخاطبان فراوانی پیدا کند؛ اما اگر بنیه علمی او متناسب با مسئولیتی که بر عهده گرفته رشد نکرده باشد، این فعالیت دیر یا زود با مشکل مواجه خواهد شد. طلبهای که قرار است درباره دین سخن بگوید، باید بیش از دیگران برای علمآموزی جدیت داشته باشد.
حوزه نباید میان فعالیت علمی و حضور اجتماعی، یکی را انتخاب کند. اما اگر قرار باشد میان این دو ترتیب اولویت تعیین شود، قدرت علمی و فقهی باید ستون اصلی باقی بماند. سخنرانی، تبلیغ، رسانه، جهاد تبیین و فعالیت اجتماعی، هرچه قدرتمند باشند، بدون پشتوانه علمی پایدار نخواهند بود. حوزه باید مردم را ببیند، نه فقط مسائل را. تأکید آیتالله اعرافی بر ارتباط مستمر حوزه با مردم و نسل جوان بود ، ایشان بیان کردند که از مسائل مهم همین است که نباید در حد یک توصیه کلی باقی بماند. جامعه امروز پرسشهای متفاوتی دارد. جوان درباره هویت، دین، آزادی، عدالت، خانواده، معنای زندگی، سیاست، اقتصاد، فناوری و آینده خود سؤال میکند. اگر طلبه در متن این پرسشها حضور نداشته باشد، طبیعی است که پاسخهای خود را از جای دیگری دریافت کند.
حوزه نباید فقط زمانی به سراغ مردم برود که برای تبلیغ مناسبتی به آن نیاز دارد. ارتباط با مردم باید بخشی از سبک زندگی طلبه باشد. طلبه باید مردم را بشناسد، مشکلات آنان را لمس کند، با زبان آنان سخن بگوید و در عین حال اسیر پسند عمومی نشود. میان مردمی بودن و عوامزدگی فاصله مهمی وجود دارد. روحانیت باید به مردم نزدیک باشد؛ اما معیار حق را از دست ندهد.
جهاد تبیین بدون جهاد علمی ممکن نیست. آیتالله اعرافی، جهاد تبیین را وظیفه شبانهروزی حوزه دانستند. این سخن، اگر درست فهم شود، مسئولیت سنگینی بر دوش حوزه میگذارد. تبیین، صرفاً به معنای تولید محتوا یا پاسخ دادن سریع به یک شبهه در فضای مجازی نیست. تبیین واقعی نیازمند فهم دقیق مسأله، شناخت مخاطب، شناخت ادبیات رقیب و برخورداری از مبانی علمی است. نمیتوان با مطالعه سطحی، به پرسشهای عمیق نسل جدید پاسخ داد.
اگر شبههای فلسفی است، پاسخ آن نیازمند توان فلسفی است. اگر مسئلهای اقتصادی است، باید اقتصاد را شناخت. اگر موضوعی اجتماعی است، باید جامعه و تحولات آن را فهمید. اگر پرسش مربوط به سیاست و حکومت است، باید مبانی فقه سیاسی، فلسفه سیاسی و واقعیتهای سیاسی را همزمان مورد توجه قرار داد. از این منظر، جهاد تبیین در حقیقت محصول جمع میان علم، بصیرت و قدرت ارتباط است.
حوزه انقلابی، پیش از آنکه سیاسی باشد، باید علمی و اخلاقی باشد. در سخنان آیتالله اعرافی، بر حفظ ارتباط حوزه با انقلاب اسلامی، امام راحل، شهدا، مرجعیت و ولایت فقیه تأکید شده است. این مسئله برای حوزه پس از انقلاب اسلامی، یک بحث حاشیهای نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ معاصر حوزه است. با این حال، انقلابیگری حوزوی اگر از علم و اخلاق جدا شود، ممکن است به فعالیت سیاسی صرف تقلیل پیدا کند. حوزه انقلابی باید هم در میدان حضور داشته باشد و هم در مدرسه و پژوهشگاه تولید علم کند؛ هم از آرمانهای انقلاب دفاع کند و هم در برابر ضعفها و کاستیها، عالمانه و منصفانه سخن بگوید؛ هم روحیه جهادی داشته باشد و هم تقوای علمی. حوزه زمانی میتواند در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی موفق باشد که خود در علم، اخلاق، عدالت، سادهزیستی و خدمت به مردم الگوی قابل دفاعی ارائه کند.

اشاره آیتالله اعرافی به میراث هزارساله حوزه و جمعآوری گسترده اسناد تاریخی حوزه علمیه قم، اهمیت یک نکته را یادآوری میکند: حوزه بدون حافظه تاریخی، بخشی از هویت خود را از دست میدهد. به عبارتی میراث هزارساله حوزه، سرمایه است نه موزه. شناخت شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی، شهید اول، محقق کرکی، وحید بهبهانی، شیخ انصاری، آخوند خراسانی، میرزای نائینی، امام خمینی، علامه طباطبایی و دیگر بزرگان، صرفاً آشنایی با چند نام تاریخی نیست.
طلاب باید بدانند حوزه چگونه در طول قرنها با مسائل جدید مواجه شده، چگونه نظام اجتهاد را توسعه داده، چگونه در برابر انحرافات ایستاده و چگونه در دورههای مختلف میان حفظ سنت و پاسخگویی به نیازهای جدید جمع کرده است. تاریخ حوزه، اگر درست خوانده شود، برای آینده حوزه درسهای فراوانی دارد. گسترش مراکز تخصصی، فلسفههای مضاف، نظامات اجتماعی، فضای مجازی، علوم شناختی و دیگر عرصههای جدید، ضرورتی انکارناپذیر است. اما این توسعه نباید به جزیرهای شدن حوزه منجر شود. در واقع مسئله اصلی آینده حوزه، جمع میان تخصص و جامعیت است.
طلبه متخصص فقه، باید از جهان اجتماعی خود بیخبر نباشد. پژوهشگر اجتماعی حوزه باید با مبانی دینی بیگانه نباشد. فعال رسانهای باید از حداقل دانش حوزوی برخوردار باشد. فیلسوف حوزوی باید با فقه و کلام و معارف دینی ارتباط داشته باشد. تخصص لازم است، اما تخصصِ بیریشه خطرناک است و جامعیتی که به هیچ تخصصی منتهی نشود نیز کارآمد نخواهد بود. به نظر میرسد آینده حوزه به تربیت نیروهایی نیاز دارد که در یک حوزه متخصص باشند، اما از منظومه معرفتی اسلام و مسائل زمان نیز فهمی قابل قبول داشته باشند.
اگر بخواهیم پیام مشترک دو سخنرانی آغاز سال تحصیلی امسال حوزه های علمیه را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت : حوزه آینده باید اصالت خود را حفظ کند و در عین حال، از زمانه خود عقب نماند. به عبارتی حوزه مطلوب، هم اصیل است و هم پاسخگو. اصالت بدون پاسخگویی، حوزه را از جامعه دور میکند و پاسخگویی بدون اصالت، هویت علمی حوزه را تضعیف خواهد کرد. فقه و اصول باید ستونهای اصلی آموزش باقی بمانند؛ اما در کنار آن، فلسفه، کلام، تفسیر، علوم انسانی، مطالعات اجتماعی، رسانه و فناوریهای نوین نیز باید به صورت عالمانه و هدفمند مورد توجه قرار گیرند.
طلبه باید عالم باشد؛ اما در کتابخانه محصور نماند. باید در میان مردم باشد، اما در گرداب مسائل روزمره حل نشود. باید انقلابی باشد، اما انقلابیگری او با علم و اخلاق همراه باشد. باید از فناوری استفاده کند، اما مبانی اجتهادی خود را قربانی فناوری نکند. شاید مهمترین پرسشی که در آغاز هر سال تحصیلی باید پیش روی خود قرار دهیم همین باشد: آیا حوزهای که امروز میسازیم، میتواند دهها سال بعد نیز پاسخگوی پرسشهای دینی، فکری، اجتماعی و معنوی جامعه اسلامی باشد؟ اگر پاسخ این پرسش را جدی بگیریم، روشن میشود که تحول حوزه فقط با تغییر برنامههای آموزشی یا تأسیس مراکز جدید محقق نمیشود. تحول حقیقی از طلبهای آغاز میشود که علم را جدی میگیرد، اخلاق را فراموش نمیکند، جامعه را میشناسد، زمانه را میفهمد، میراث حوزه را میشناسد و در برابر آینده احساس مسئولیت میکند. این همان نقطهای است که سخن از حوزه پیشرو و سرآمد، از یک شعار سازمانی فراتر میرود و به یک مطالبه واقعی تبدیل میشود.
* استاد حوزهی علمیه
انتهای پیام/