به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، یکشنبه شب 27 سپتامبر 2026 رسانههای عبری زبان از سفر محرمانه و مهم بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به ابوظبی پایتخت امارات عربی متحده خبر دادند. این سفر از آن جهت حائز اهمیت است که مذاکرات جاری میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به دلیل «زیاده خواهی» و «برآورد اشتباه» دولت ترامپ از وضعیت میدان دچار «بن بست» شده و ناظران شانس اندکی برای توافق بین طرفین قائل هستند.
در این میان حاکمان بلندپرواز و جاه طلب ابوظبی نیز به جای دوراندیشی و نگرانی نسبت به پیامدهای همراهی و شراکت با سنتکام و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ احتمالی با ایران، انتخاب خود را انجام داده و آینده توسعه اقتصادی در این کشور را وارد قماری خطرناک کردهاند! در همین راستا کانال 14 تلویزیون اسرائیل شب گذشته مدعی شده است که نتانیاهو در جریان سفر به ابوظبی تنها با مقامات اماراتی دیدار نداشته بلکه برخی مقامات مسئول از پادشاهی عربستان سعودی، قطر، اردن و چند کشور دیگر نیز در این نشست حضور داشتند. با فرض صحت اخبار منتشر شده از سوی رسانههای نزدیک به رژیم صهیونیستی و امارات، سوال اساسی آن است که آیا توطئه جدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران در ابوظبی شکل گرفته است؟ اگر پاسخ به این سوال مثبت است این فضای جدید چه پیامدهایی برای آینده درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل و امنیت کشورهای منطقه خواهد داشت؟
در حالی کشورهای جنوب خلیج فارس و برخی دولتهای منطقه فارس به دنبال «گدایی امنیت» از اسرائیل هستند که تجربه «جنگ رمضان» به روشنی محدودیتها، نقاط ضعف و مشکلات بزرگترین ارتش جهان را برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آشکار ساخت. در شرایطی که تهران با وجود به اثبات رسیدن مشارکت کشورهای عرب منطقه در جریان تجاوز به ایران اسلامی، دست آشتی و همزیستی به سمت آنها دراز کرده بود، دولتهای عرب منطقه به جای شرکت در نشست هماهنگی «مسقط» و همراهی با توافق اخیر میان ایران و سلطنت عمان، تصمیم گرفتند به «ابوظبی» سفر کرده و از نخست وزیر جنایتکار اسرائیل استقبال کنند.

پرسش اساسی از استراتژیستهای کشورهای عربی آن است که این کشورها چگونه میخواهند سیستمهای دفاعی اسرائیل را به خدمت خود درآورند در حالی که ارتش رژیم در صورت وقوع جنگ نمیتواند کمک شایانی به این کشورها انجام دهد. شاید پاسخ دقیق تر آن باشد که «بی بی» در زمانی که سنتکام مشغول بازسازی خرابیهای جنگ و بازیابی توان دفاعی خود پس از ضربات مهلک و کوبنده ایران است، قصد دارد تا لایه نخست راداری- پدافندی در برابر حملات ایران و اعضای محور مقاومت را تقویت کند تا کشورهای عرب به استخدام سیستمهای دفاعی اسرائیل درآیند!
تاریخ روابط بین الملل سرشار از شواهد عینی و ثبت شده در خصوص خرابیهای ناشی از جنگ در بزنگاه اوج گیری نزاع میان واحدهای سیاسی است. انگلیس، فرانسه و روسیه در حالی در زمره طرف پیروز جنگ جهانی دوم قرار داده میشوند که فیلمها، عکسها و نوشتههای بر جا مانده از آن دوران نشان دهنده اوج خسارات و زیانهای انسانی، صنعتی و نظامی آنها در مسیر پیروزی بر آلمان نازی بوده است.
با وجود نامطلوب بودن گزینه «آغاز جنگ زیرساختی» میان ایران با محور آمریکا- رژیم صهیونیستی اما این امکان وجود دارد که نخست وزیر کنونی اسرائیل برای پیروزی مجدد در انتخابات پیش رو کنست و باقی ماندن در قدرت، تمام منطقه را به سمت لبه پرتگاه هدایت کرده و اصطلاحا درب جعبه پاندورا را باز کند! با آغاز «بازی حاصل جمع صفر» با آنکه زیرساختهای اقتصادی و نظامی ایران نیز در معرض خطر قرار میگیرند اما زیرساختهای اقتصادی آمریکا، کشورهای اروپایی و صدالبته کشورهای عربی نیز در معرض حملات مستقیم ایران قرار دارند. علی رغم آنکه نیروهای مسلح ایران برنامه جدیدی برای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی در اسرائیل را مدون و آماده اجرا کردند اما همدستان با این رژیم متجاوز نیز از این معرکه جان سالم به در نخواهند برد.
همکاری با اسرائیل، اشتباه تاریخی کشورهای عربی خلیج فارس
بنیامین نتانیاهو با تکیه بر تسلیحات مدرن و سیستم امنیتی به اصطلاح هوشمند خود که کارآمدی آن در خلال عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 نمایان شد، سعی دارد این تصویر را برای کشورهای عربی ایجاد کند که با تغییر سیاست ایالات متحده آمریکا در قبال تداوم حضور در منطقه خاورمیانه و افزایش تمرکز این کشور بر محیط پیرامونی چین، این اسرائیل است که میتواند به عنوان مهمترین شریک دفاعی- امنیتی واشنگتن چتر امنیتی جدیدی برای کشورهای عربی در قالب پیمان ابراهیم و توافقات دفاعی احتمالی مانند «ناتوی خاورمیانه» ایجاد کند.

تلآویو در عین حال قصد دارد تا با ایجاد و تثبیت این تصویر برساخته، خود را به عنوان معمار نظم جدید امنیتی در منطقه معرفی کند که تامین کننده امنیت زنجیرههای تامین ارزش جدید مانند آیمک، جاده توسعه و حتی کریدور میانی است! این تصویر را نتانیاهو بارها در مجمع عمومی سازمان ملل برای کشورهای منطقه ترسیم کرده و سعی دارد تا نظم منطقه را نه براساس اجماع، تعریف منافع و امنیت مشترک و همکاری متقابل بلکه براساس راهبرد «هژمون طلبی اسرائیل» به کشورهای عرب منطقه تحمیل کند. در آن روی دیگر سکه اما واقعیت تلخ برای کشورهای منطقه آن است که جمهوری اسلامی ایران اراده جدی برای پاسخ به کشورهای جنگ طلب و شرکای آنها دارد و اقدامات دفاعی نیروهای مسلح ایران میتواند بقای رژیمهای سیاسی و آینده توسعه کشورهای خائن به امت اسلامی را در هالهای از ابهام قرار دهد.
در مجموع به نظر میرسد ترس دونالد ترامپ از برآورد اشتباه شورای امنیت ملی آمریکا در خصوص واقعیت جاری در پرونده ایران و انگیزه نتانیاهو برای آغاز جنگ در منطقه سبب شده تا شمارش معکوس در خصوص آغاز دور جدید درگیری میان محور مقاومت و محور آمریکا- اسرائیل آغاز شود. در این معرکه شاید عاقلانهترین سیاست برای کشورهای عربی آن باشد تا به پایان یافتن جنگ میان ایران و آمریکا کمک کرده، سبد متحدان دفاعی خود را متنوع تر کنند و با درس گرفتن از تجربه جنگ رمضان، به سمت توسعه روابط با تهران حرکت کنند اما نشست ابوظبی نشان داد که دست کم برخی کشورهای عربی انتخاب خود را انجام داده و طبیعتا باید با مسئولیت پذیری کامل با پیامدهای آن نیز مواجه شوند!
نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/