خبرگزاری تسنیم ـ محمد ملکزاده*؛ اعتقاد به اصل امامت و پیروی از ولایت در فرهنگ سیاسی شیعه، یکی از مولفههای تاثیرگذار در اقتدار مکتب شیعه به شمار میآید و اساسا مکتب تشیع با اعتقاد به اصل امامت و ولایت شهرت یافته است. اصل ولایت فقیه در نظام اسلامی اگرچه ریشه در آموزههای دینی دارد، اما تاثیرگذاری آن به مراتب فراتر از حوزههای مذهبی شده و به یک قدرت اجتماعی مهم در ساختار جامعه ایران تبدیل شده است. بهطوریکه بسیاری از تحلیلگران انقلاب، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی و وجه امتیاز آن با سایر انقلابها را مدیون جایگاه ولی فقیه و پذیرش اقتدار آن از سوی مردم ایران دانستهاند. میشل فوکو با بینظیر دانستن نقش رهبری در انقلاب ایران در مقایسه با انقلابهای دیگر میگوید: «شخصیت آیتالله خمینی(ره) پهلو به افسانهها میزند. هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسیای حتی به پشتیبانی همه رسانههای کشورش نمیتواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین نیرومند دارند».(1)
با توجه به اهمیت جایگاه این اصل و کارکردهای متعدد ولایت فقیه در جامعه اسلامی ایران، دلایل حمله به این جایگاه از سوی دیکتاتورترین دشمنان انقلاب اسلامی به ویژه در اغتشاشات اخیر آشکار میگردد.
یکی از مهمترین کارکردهای ولایت فقیه، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده است. در طول تاریخ معاصر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ولایت فقیه با مقاومت در برابر مداخلات خارجی و حفظ منافع ملی، نقش مهمی ایفا کرده است.
ولی فقیه همواره بر اهمیت حمایت از اقشار ضعیف جامعه بر عدالت اجتماعی و رفع نابرابریها تأکید دارد؛ از این رو بسیاری از برنامهها و سیاستهای دولتهای مختلف در راستای حمایت از فقرا، نیازمندان و اقشار آسیبپذیر تدوین و اجرا شده است.
ولایت فقیه به عنوان یک قدرت اجتماعی، در ترویج ارزشهای اسلامی و حفظ هویت فرهنگی جامعه در برابر نفوذ فرهنگهای بیگانه نقش مهمی ایفا میکند. این ارزشها شامل احترام به سنتهای دینی و ترویج آموزههای اسلامی، در راستای فرهنگ ایرانی-اسلامی بوده است.
در دورههای مختلف، ولایت فقیه نقش مهمی در اختلافزدایی و انسجام ملی برای مقابله با سلطه قدرتهای غربی بر ایران ایفا کرده است. این در حالی است که ایران از اقوام و ملیتهای مختلف تشکیل شده است. بنابراین با توجه به تنوع قومی و زبانی در ایران، ولایت فقیه با تکیه بر وحدت جامعه حول هویت ملی و دینی، نقش مهمی در جلوگیری از تجزیه ایران بر عهده داشته است.
یکی از مهمترین کارکردهای سیاسی ولایت فقیه در ایران، هدایت کشتی انقلاب از میان امواج طوفانی و بحرانهای متعدد سیاسی است. در مواردی تراکم بحرانها و تنشها به حدّی بود که اگر هوشیاری، تدبیر و مصلحتاندیشی مقام معظم رهبری نبود، امروز معلوم نبود از نام و نشان انقلاب اسلامی ایران چه باقی میماند و سرنوشت این ملت و نظام و کشور چگونه رقم میخورد. گوناگونی بحرانها بر هر ناظر بیطرفی مسلم میسازد که به راستی کسی جز ایشان نمیتوانست اینگونه توانمندانه سکان کشتی انقلاب را در میان امواج توفانها و تندبادهای عظیم به سلامت به ساحل نجات رهنمون سازد.
با توجه به کارکردهای فوق، میتوان درک کرد که مهمترین دلیل دشمنی با ولایت فقیه و رهبری انقلاب اسلامی، تضعیف ایران و کاهش نفوذ و اقتدار آن در منطقه است و به همین دلیل، دشمنان از هر فرصتی برای انتقاد از ولایت فقیه و اهانت به ایشان استفاده میکنند. حمایت دولتهای تروریستی و دیکتاتورهایی همچون دولت آمریکا از اغتشاشگران و اهانت کنندگان به ولایت فقیه ذیل اتهام دیکتاتوری در حالی است که آنها در عمل، خشنترین رفتارهای دیکتاتوریوار از خود نشان دادهاند. محدود کردن آزادی بیان، آزادیهای سیاسی و مطبوعات در آمریکا، شلیک مستقیم به معترضان از سوی پلیس آمریکا به بهانه دفاع از خود، استفاده از قدرت نظامی برای سرنگونی دولتهای مستقل و مخالف سلطه غرب و حمایت همه جانبه از رژیم کودککش اسرائیل تنها بخشی از جنایات دولت تروریستی و مستبد آمریکا است. این در حالی است که نظام ولایت فقیه در ایران همواره آزادیهای قانونی را محترم شمرده و برخلاف منش دولتهای غربی در برابر اغتشاشگران نهایت رافت و مدارا را از خود نشان داده است. همین موضوعات، جایگاه ولایت فقیه را فراتر از یک قدرت سیاسی – اجتماعی، در قلب ملت ایران و آزادیخواهان جهان جای داده است.
1. نیکو سرخوش، ایران روح یک جهان بیروح و 9گفتوگوی دیگر با میشل فوکو، تهران، نشر نی، 1380، ص 64.
* عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
انتهای پیام/