به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، مینا صدیقیان، فعال رسانهای به مناسبت فرارسیدن 29 دیماه که در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز غزه نامگذاری شده، در یادداشتی آورده است:
بیست و نهم دیماه، تنها یک تاریخ در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران نیست؛ این روز، حکایت از تولد یک آرمان و جوشش یک احساس عمیق در قلب ملتهای آزاده جهان دارد؛ «روز غزه». غزه، در نگاه ما، فراتر از مختصات جغرافیایی محصورشده در میان سواحل مدیترانه و دیوارهای آهنین، نمادی از مقاومت در برابر ظلم و استقامت بیبدیل است.
این سرزمین کوچک، امروز به مثابه قلب تپندهای است که با هر تپش خود، فریاد مظلومیت، پایداری و مقاومت در برابر ظلم جهانی را سر میدهد. در این روز، ما نه تنها به یادبود رنجهای طاقتفرسای مردمی میپردازیم که زیر چکمههای اشغالگری له شدهاند، بلکه عظمت روحی ملتی را جشن میگیریم که در برابر استکبار جهانی، کمر خم نکرده است.
غزه، امروز نماد شکستناپذیری اراده انسان متعهد در برابر ماشین جنگی بوده و تاریخ آن، حکایتی دیرینه و پرفراز و نشیب است؛ از زمانی که این سرزمین مهد تمدنهای کهن بوده و دروازهای حیاتی در مسیر تجارت و فرهنگ به شمار میآمد تا امروز که تبدیل به بزرگترین زندان روباز تاریخ بشر شده است. این مقاومت ادامهدار، پیامی روشن برای وجدان جهانی دارد.
این تغییر مسیر تاریخی، هرچند با رنجهای فراوان همراه بوده اما نتوانسته هویت اصیل ساکنان آن را خدشهدار کند. مردم غزه، وارثان صبر انبیا و استقامت اولیا و ملتی هستند که قرنهاست زیر سایه تهدید، محاصره و حملات مداوم زندگی کردهاند، اما ایمانشان به حقانیت مسیرشان هرگز سست نشده است. آنها همچنان امید را زنده نگه داشتهاند.
بزرگترین رنج مردم غزه، مفهوم «آوارگی اجباری» است. نسلهاست که بسیاری از آنها چشم به افق دوختهاند؛ چشم به بازگشت به خانههایی که هویتشان در آجرهای فروریخته آنها جا خوش کرده است. این آوارگی، یک رنج فیزیکی نیست، بلکه زخمی عمیق بر پیکر ملت است که هر روز با تداوم محاصره و بمبارانهای بیوقفه، عمیقتر میشود.
با این وجود، غزه نماد حفظ کرامت انسانی در شرایط سخت است. در محاصرهای که هدف آن، درهم شکستن روح و اراده است، مردم غزه با ایستادگی خود نشان دادند که سلاح اصلی آنها، نه موشکها، بلکه ایمان و ارادهای است که از عمق تاریخ برخاسته است. آنان به جهان ثابت کردند که تمدن واقعی، در قدرت نظامی نیست، بلکه در ثبات قدم بر سر اصول و ارزشهاست.
محاصره ناعادلانه، نه تنها آنها را تضعیف نکرد، بلکه آنها را تبدیل به سنگی محکم در برابر امواج متلاطم سیاستهای جهانی کرد. چرا غزه، امروز کانون توجه جهانیان است؟ پاسخ در یک تضاد آشکار نهفته است؛ رویارویی قدرت نظامی بیچون و چرای ائتلاف جهانی استکبار در برابر اراده آهنین مردمی که تنها یک سنگر کوچک و یک ایمان راسخ در سینه دارند.
غزه تبدیل به یک «آزمایشگاه اخلاق» برای بشریت معاصر شده است. این صحنه، مرز میان حق و باطل را نه با شعارهای سیاسی، بلکه با واقعیتهای خونین و تصاویر بیواسطه آشکار میسازد. جهانیان نظارهگر هستند که چگونه ماشین جنگی، کودکانی معصوم را هدف قرار میدهد و در مقابل، این کودکان و خانوادههایشان، با حفظ کمال انسانیت، همچنان بر مقاومت تأکید دارند.
نقش زنان غزه در این پایداری، نقشی حیاتی و قابل ستایش بوده و نقش کودکان که در عین خردسالی، با ترسهای بزرگ مواجه هستند و همچنان در رؤیاهایشان خانه و آزادی را جستجو میکنند، سند محکمی بر جنایتهای جنگی است. غزه، در این نبرد نابرابر، به مثابه یک درخت زیتون مقاوم در سنگلاخهای زمان است.
ریشههایش در خاک مقدس فرو رفته و شاخههایش علیرغم طوفانها، به سوی آسمان ایمان، سر به بالا نگه داشتهاند. این پایداری، مانند فانوسی است که در تاریکترین شب جهان، راه را به میلیونها انسان مظلوم نشان میدهد و اثبات میکند که زور، هرگز بر حق پیروز نخواهد شد. پایداری غزه، یک استراتژی نظامی نیست، بلکه یک حقیقت وجودی است.
پذیرش شهادت در راه عزت، به معنای نفی زندگی تحت سلطه و سرافکندگی است. نامگذاری 29 دیماه به عنوان «روز غزه» در تقویم رسمی، یک اقدام صرفاً نمادین نیست؛ این روز، یک مانیفست زنده است. هدف اصلی این نامگذاری، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدایی است که خونشان آبیاری کننده درخت مقاومت است.
این روز در عین حال، یادآوری مستمر جنایتهای بیوقفهای است که تحت پوششهای بینالمللی صورت میپذیرد. این روز، نباید تنها در ایران محصور بماند؛ بلکه باید به فریادی جهانی تبدیل شود که سکوتها را بشکند و وجدانهای خفته را بیدار سازد. در گفتمان جمهوری اسلامی ایران، مسئله فلسطین و مقاومت غزه، همواره در رأس محوریت سیاست خارجی قرار داشته است.
این تمرکز، نه از روی دلسوزی صرف، بلکه از درک عمیق ماهیت پروژه استکباری در منطقه نشأت میگیرد. آزادی فلسطین، گام نخست در رهایی کل منطقه از چنگال سلطهجویی است. این روز، فراخوانی است به امت اسلامی و تمامی وجدانهای بیداری که هنوز صدای انسان بودنشان خاموش نشده است.
فراخوانی برای شکستن حلقه محاصره اقتصادی، نظامی و رسانهای که بر غزه اعمال شده است. ما باید آگاه باشیم که سکوت در برابر ظلمی به این وضوح، به مثابه مشارکت در آن ظلم بوده و مسئولیتپذیری در قبال غزه، تنها با محکومیتهای لفظی کفایت نمیکند؛ بلکه نیازمند اقدام عملی و یکپارچگی در تمامی سطوح است.
باید رسانهها، دانشگاهها و دولتها، نقش خود را در حمایت از حق و عدالت ایفا کنند زیرا در پایان این نبرد تاریخی، پیروزی نهایی متعلق به صاحبخانه، یعنی مردم اصیل فلسطین و نیروهای مقاومت خواهد بود. با وجود تمام سختیها و سیاهیهایی که هر شب بر غزه سایه میافکند، ایمان به آینده در قلب ساکنان آن هرگز نمرده است.
چشمانداز امید، نه بر اساس خوشبینیهای سادهانگارانه، بلکه بر اساس سنتهای الهی و فهم ماهیت نهایی این نبرد شکل میگیرد. ما باور داریم که این تاریکترین شب، به زودی سپیدهاش را نشان خواهد داد. آزادی، در قاموس مقاومت، یک رؤیای دستنیافتنی نیست؛ بلکه وعدهای بوده که تحقق آن نیازمند استقامت در این مقطع حساس است.
بازگشت آوارگان به خانههای ویرانشده و احیای زیرساختهایی که هدف قرار گرفتهاند، بخشی از فرآیند این پیروزی اما مهمتر از آن، احیای عزتی است که سالها توسط اشغالگران لگدمال شده بود. غزه، با این مقاومت عظیم، مسیری را ترسیم کرده که نه تنها برای فلسطین، بلکه برای کل منطقه و همه ملتهایی که طعم استعمار را چشیدهاند، مسیر آزادی و عزت را روشن میسازد.
غزه، هرگز فراموش نخواهد شد، زخمهایش بر پیکر تاریخ ثبت و نام قهرمانانش در سینه زمان حک خواهد شد. این مقاومت، یک واقعه زودگذر نیست؛ بلکه نقطه عطفی است که موازنه قدرت را در قرن بیست و یکم به سود مستضعفین تغییر خواهد داد. غزه، نه تنها یک سرزمین اشغالشده بلکه مدرسهای است که درس ایستادگی را به کل بشریت آموخت.
انتهای پیام/