به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رمان «قلعه مالویل»، نوشته روبر مرل با ترجمه محمد قاضی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ هشتم رسید. اولین چاپ این ترجمه توسط امیرکبیر مربوط به سال 1356 است که حالا نسخههای چاپ هشتم آن به بازار آمده است.
روبر مرل، نویسنده فرانسوی و الجزایریالاصل این کتاب، متولد سال 1908 و درگذشته به سال 2004 است که رمان دیگر «مرگ کسب و کار من است» با ترجمه احمد شاملو در ایران شناخته شده است. «قلعه مالویل» درباره قدرت، اخلاق، ایمان و انسان است. چالش رسیدن به فضایل اخلاقی در شرایط بحرانی یکی از موضوعات محوری محتوای این کتاب است.
«قلعه مالویل» یک رمان فلسفی و آخرالزمانی است که داستانش در مناطق روستایی فرانسوی جریان دارد. مقطع زمانی اتفاقات رمان هم اواخر قرن بیستم است. شخصیت اصلی داستان مردی به نام امانوئل کمت است که پیشتر مدیر مدرسه بوده و در زمان روایت داستان، مشغول مزرعهداری است. او صاحب قلعهای تاریخی به نام مالویل است که در منطقهای توریستی در روستای مجاور قرار دارد.
در طول داستان این کتاب، یک جنگ و فاجعه هستهای رخ می دهد که امانوئل و چندتن از دوستانش، در هنگام وقوع جنگ در انبار شراب قلعه مالویل هستند. به همین دلیل آسیبی نمیبینند اما محیط اطراف قلعه تبدیل به خاکستر و هیچ میشود. امانوئل روحیات رهبری و مدیریت دارد؛ به همین دلیل دوستانش تصمیم میگیرند پس از رخداد فاجعه، با رهبری او، به بازسازی اماکن پیرامون خود بپردازند.
آنها متوجه میشوند اهالی و حیوانات روستاهای مجاور هم زنده مانده و جان به در بردهاند. سپس نجاتیافتگان بیشتری پیدا میشوند اما با خود مرگ و ویرانی میآورند و ... .
رمان «قلعه مالویل» برای اولینبار سال 1972 چاپ شد. این اثر در 18 فصل نوشته شده است. در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
شب بعد از انتخاب من باران سیل آسا میبارد، چنان که من ساعتها بیدار میمانم، نه برای صدایی که میکند، بلکه به خاطر احساس حق شناسی تقریبا شخصی که نسبت به آن در دل دارم. من همیشه آب جاری را دوست داشتهام، ولی عشق من به آن عشقی سرسری بوده است. آدم با چیزهایی که مایه حیاتش هستند خو میگیرد، چندان که با آنها خودمانی میشود و آنها را جزو حتمیات میانگارد و این درست نیست؛ هیچچیز را برای همیشه نمیدهند و همه چیز زوالپذیر است. این است که علم بر این موضوع و دیدن مجدد آب در من این احساس را برمیانگیزند که در دوران نقاهت هستم.
من این اتاق را که در آن هستم از این جهت برای خواب خود انتخاب کردهام که پنجره میله دار آن از مشرق به رودخانه رون و قصر باصفای «روزی» مشرف است، قصری که در حال حاضر در آن سوی دره ویران افتاده است. از همین پنجره است که صبح روز بعد نور خورشید وارد میشود و مرا بیدار میکند. با دو چشمم میبینم و باور نمیکنم. همانطور که پسو پیشبینی کرده است همه چیز با هم میآید. از جا برمیخیزم، توما را به شدت تکان میدهم و با هم به نخستین خورشید خود بعد از دوماه نگاه می کنیم. به یاد یک گردش بیست و پنج کیلومتری شیانه با دوچرخه میافتم که با رفقای «گروه» کرده بودیم و بعد، یک ساعت و نیم برای صعود به بلندترین قله ولایت (به ارتفاع 512 متر) و دیدن طلوع خورشید راه رفته بودیم. این از آن نوع کارهاست که آدم در 15 سالگی با سرمستی خاصی میکند، ولی بعدها این سرمستی را از دست میدهد؛ و به راستی که حیف! آدم میبایست با توجه بیشتری به زندگی، زندگی کند، چون عمر چندان دراز نیست. ...
چاپ هشتم این کتاب با 566 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت یک میلیون و 290 هزار تومان عرضه شده است.
انتهای پیام/