به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عباس مریدی کارشناس دیپلماسی فرهنگی در گفتوگوی اختصاصی درباره مسئله اپستین اظهار داشت: در خصوص مسئله اپستین باید گفت همانگونه که سالها برخی محققان و کارشناسان اعلام کرده بودند، در پسِ پرده برخی تصمیمسازیها جانیان ترسناک و دهشتناکی حضور دارند که واقعاً در حال پیش بردن طرحها و برنامههای خود به سمتی هستند که جنایات عادیسازی شود و حتی با ابزار رسانه در حال عادیسازی این جنایات هستند؛ تا جایی که تغییر فطرت را نیز در دستور کار خود قرار دادهاند. به واقع این موضوع یک استثنا نیست بلکه نشاندهنده یک جریان پشتپرده است. ما در سریالها و فیلمهای مختلف نیز میدیدیم که چگونه در پسِ صحنه سیاست، اقتصاد و فرهنگ، جریانهای مخوف در حال اقدام هستند.
وی ادامه داد: این جنایات به ابزارهایی نیاز دارد که در سراسر دنیا جاری و ساری باشد؛ از جمله سرقت انسانها و قاچاق اعضای بدن که به بسترها و زیرساختهای مشخصی احتیاج دارد. بخشی از این مسئله دستیابی به پولی غیرقابل رهگیری است. پیشتر درباره بخش تاریک اینترنت یا دارکوب شنیده بودیم و محققان و کارشناسان نکاتی را مطرح کرده بودند مبنی بر اینکه این بخش تیره اینترنت در حال سازماندهی جریانهای خطرناک و ارتباطات مخوف و دهشتناک در شهرها و کشورهای مختلف است. اما واقعیت این است که همه اینها به پولی غیرقابل رهگیری نیاز داشت و اکنون با ارزهای دیجیتال، به نظر من، این پایه و ستون جنایتهای سیستماتیک تکمیل شده است. متأسفانه برخی از هموطنان ما نیز با تصور سرمایهگذاری پرسود، در بستری قرار گرفتهاند که در واقع نوعی آب ریختن به آسیاب دشمن انسان و دشمن بشریت است؛ زیرا با دامن زدن به این اقتصاد سیاه و جریانهای مالی خطرناک به پولشوییهای کلان کمک میشود.
مریدی گفت: اپستین تنها بخشی از فساد پشتپرده برخی سیاستمداران آمریکایی را به تصویر کشید و واقعیت این است که این جریان سرهای متعددی دارد و باید در جاهای دیگر نیز به دنبال آن بود.
وی در ادامه با اشاره به مسئله حقوق زنان و کودکان اظهار داشت: آنچه در ویترین کشورهای اروپایی مانند آلمان، ایتالیا و بهطور کلی اروپا دیده میشود این است که گفته میشود مراتب حقوقی بهگونهای است که ابتدا زن، سپس کودک، بعد حیوان و در نهایت مرد قرار میگیرد. در ظاهر این موارد با شعارهای شیک،ژورنالیستی و تیترهای جذاب همراه است، اما به نظر من به دلیل افراط و تفریط در قانوننویسی، گاه نتایجی بهوجود میآید که با واقعیات انسانی فاصله دارد. برای مثال ممکن است صرف یک ادعا درباره آزار، بدون ارائه سند و مدرک، پیامدهای جدی داشته باشد و وقتی قوانین از یک سو بسیار سختگیرانه باشد، از سوی دیگر برخی افراد عصیانگر یا دارای انحرافات فکری و جنسی تلاش کنند هیچ ردی از جنایت خود بهجا نگذارند، زیرا تصور میدانند در هر صورت محکوم خواهند شد و همین امر میتواند به خشونتهای شدیدتر منجر شود.
مریدی افزود: وقتی قوانین بر پایه واقعیات انسانی نوشته نشود نوعی حقوق بشر کاریکاتوری شکل میگیرد؛ به این معنا که یک سوی ماجرا کاملاً مورد توجه قرار میگیرد و سوی دیگر نادیده میماند. بهعنوان مثال، با سختگیریهایی که در برخی کشورها درباره ازدواج رسمی وجود دارد، بسیاری از زنان و مردان به سمت ازدواج سفید میروند و در ای میان اغلب حقوق زنان بیش از دیگران آسیب میبیند؛ زیرا وقتی رابطه چارچوب قانونی ندارد، ممکن است مرد بهراحتی از ادامه رابطه صرفنظر کند و هیچ حقی برای طرف مقابل قائل نشود.
وی در ادامه با اشاره به وضعیت اجتماعی کشور اظهار داشت: جامعه ما نیز به دلیل نبود بررسیهای جامعهشناختی کافی متأسفانه در حال حرکت به همان سمتوسو است؛ حتی در برخی جهات دفرمهتر از غرب. یکی از دلایل این ادعا، آمارها و ارقام موجود در حوزههایی مانند جرم و جنایت، طلاق و سایر آسیبهای اجتماعی است که نشان میدهد شیب خطرناکی از سقوط شکل گرفته و گسترش خانوادههای تکنفره و تجردهای قطعی میتواند سرریزهای شدید روانی و عصبی برای جامعه امروز و همچنین جامعه فردا به همراه داشته باشد.
مریدی گفت: بخش مهمی از این وضعیت ناشی از کپیبرداری ناقص و دفرمه از جریانهای کنونی غرب است؛ مسیری که آنها طی کردهاند و ما متأسفانه حتی در تقلید از آن نیز تصویری نادرستتر را به اجرا میگذاریم.
وی درباره نسبت دین، قدرت و فساد نیز بیان کرد: حتی یهودیتِ تحریفشده هم اجازه چنین جنایاتی را نخواهد داد؛ زیرا ساحت قدسی ادیان بهگونهای است که حتی اگر بخشی از آن دچار تحریف شده باشد، فردی که منصفانه مطالعه کند و مفاهیم و مبانی دینی را بهدرستی به کار گیرد، در جایی دچار تضاد میشود و به این حد از شنیع بودن انسانی نخواهد رسید. بیش از هر چیز، من این مسائل را ناشی از کِبر فردی و گروهی و جریانهای پنهانی میدانم که برای توجیه جنایات خود به دنبال محملی بودهاند؛ خواه این محمل از آیینی در یهودیت باشد یا مسیحیت و حتی در میان افراطیون مسلمان. شاهد مثال من این است که افراطیون جهان، در نهایت در یک نقطه به هم میرسند، اگر نقطه اشتراک میان آوانجلیستهای تندرو، جریانهای افراطی یهود، داعشیها و گروههای سلفی را بررسی کنیم، میبینیم که این گروهها با وجود اختلافات شدید و حتی تکفیر یکدیگر، در یک نقطه مشترک با هم میایستند.
مریدی ادامه داد: بخش ترسناک ماجرا این است که در این حالت دین و شریعت رنگ میبازد و دیگر نمیتوان تعبیر واقعی دین را به کار برد. این رفتارها ناشی از کبر و عصیانگری است و حتی به جرأت میتوان گفت، همانگونه که حضرت امام نیز اشاره کردهاند، این افراد به جایی میرسند که تغییر بخشی از فطرت خود را تجربه میکنند و آلودگی، سیاهی و تباهی برایشان نقطهای از تسکین میشود؛ به طوری که خوبی و بدی را برای خود جابهجا میکنند.
کارشناس دیپلماسی فرهنگی به سکوت نخبگان ایرانی اشاره کرد و گفت: ابتدا باید دید تعریف ما از نخبگان چیست. در فضای فکری و اندیشهای کشور، اندیشهورزان ما با نارساییهایی روبهرو هستند. بخشی از روشنفکران که کعبه آمال خود را غرب و بهویژه آمریکا میدانند ترجیح میدهند سکوت کنند و حتی در عمل هیچ سخنی نگویند؛ در واقع آنها در حال اطاعت از قبله آمال خود هستند. بخش دیگری از نخبگان نیز در تبیین و تشریح موضوع عملکرد ناقصی داشتهاند و از ترس برچسبهای سیاسی بهویژه اینکه پرونده مرتبط با افراد و جریانهای معارض با ایران و جمهوری اسلامی است وارد بحث نشدهاند. در حالی که پس از انتشار هزاران فایل ویدئویی و اسامی مرتبط، جهان دچار یک شوک خبری شد، اما جامعه ایرانی به دلیل نبود واکنش نخبگان و روشنفکران که در تعبیر زیبایی گفته میشود «نخبگان جامعه موذنان مردم هستند و با اذان آنهاست که مردم بیدار میشوند»، کمتر از این موج بهرهمند شد.
وی در پایان گفت: متأسفانه بخش قابل توجهی از نخبگان ما ترجیح دادند سکوت کنند و اجازه ندادند دیگران قضاوت کنند یا ورود به موضوع انجام شود؛ حتی اگر فقط بهصورت آینهوار، جریانهای ایجادشده در جامعه جهانی و خطوط خبری مرتبط با این موضوع را بازتاب میدادند. امروز در افکار عمومی ما واکنشهای تندتری نسبت به سکوت و بیخبری مشاهده میشود.
انتهای پیام/