بهبهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی فرصتی است برای بازخوانی پرونده انقلاب اسلامی؛ پروندهای که غالباً بر کنشهای مردانه و غریو تظاهرات خیابانی متمرکز بوده است، اما در این میان، نقش راهبردی زنان ــ بهویژه بانوان مذهبی طبقات متوسط و مستضعف شهری ــ کمتر با نگاهی ساختاری واکاوی شده است. حال آنکه بدون درک عمیق از «شبکههای زنانه» و «سنگرهای خانگی»، پازل فهم انقلاب 57 ناقص است.
نبرد دو سبک زندگی
در دهههای 40 و 50، زنان در محلات شهری در کانون تقابل دو الگوی متضاد قرار داشتند. از یکسو، دستگاه تبلیغاتی پهلوی با ابزارهایی چون «زن روز» و تلویزیون، تصویری از زن «مدرن»، بیحجاب و مصرفگرا را پمپاژ میکرد؛ نمادی از تجدد فرمایشی که هویت خود را در وابستگی به مد غربی میجست.
در مقابل زیست جهان زنان مذهبی در مداری متفاوت میچرخید؛ فضاهایی آمیخته با روضههای خانگی و جلسات قرآن. این محافل نه صرفاً آیینی، بلکه بستری برای «آگاهی جمعی» بودند. واعظان با بازخوانی سیره حضرت زهرا(س)، الگویی از زن مسلمان ارائه میدادند که در تضاد بنیادین با زنِ ویترینیِ طبقات مرفه بود.
ظهور الگوی سوم
در همین بستر، نقد «غربزدگی» جلال آلاحمد و طرح «بازگشت به خویشتن» دکتر شریعتی، پارادایم جدیدی ساخت. شریعتی با ترسیم چهرهای مبارز از حضرت زهرا(س)، دختران مذهبی را به میدان کنشگری فراخواند. همزمان، امام خمینی(ره) با تأکید بر کرامت زن، پتانسیل عظیم بانوان را آزاد کرد تا زن مسلمان انقلابی بهعنوان بازیگری متعهد به صحنه تاریخ بیاید.
شبکههای پنهان؛ کارآمدتر از ساواک
یکی از مغفولترین ابعاد انقلاب، کارکرد سیاسی محافل مذهبی زنان بود. این شبکهها که بر پایه «اعتماد» عمل میکردند، به رسانهای غیررسمی برای توزیع پیام امام و اخبار انقلاب بدل شدند. مدارس اسلامی دخترانه مانند «مکتب توحید» نیز به کانون کادرسازی نیروهایی چون مرضیه دباغ تبدیل شدند.
با تشدید خفقان در دهه 50، هیئتهای خانگی بهترین پوشش برای تکثیر نوار و اعلامیه شدند؛ اعلامیههایی که در سفرههای نذری جابجا میشدند. خانههای زنان انقلابی نیز به «پایگاه مقاومت» تغییر ماهیت داد؛ مکانی برای پناه دادن به مبارزان و هماهنگی تظاهرات.
حماسه حضور؛ از تبریز تا مشهد
در نهایت این پتانسیل متراکم در تظاهرات خیابانی تجلی یافت. زنان دوشادوش مردان و گاه پیشتر از آنان حرکت کردند. اوج این حضور حماسی را میتوان در قیام 29 بهمن تبریز مشاهده کرد. در چهلم شهدای قم، زنان غیور تبریزی نه تنها مرعوب فضای امنیتی نشدند، بلکه در حوالی بازار و مسجد قزللی، در میان دود و گاز اشکآور ایستادگی کردند. آنان با گشودن درِ خانههایشان به روی جوانان مبارز و پشتیبانی لجستیکی در دل درگیریها، هیبت گارد شاهنشاهی را در هم شکستند.
همچنین نخستین تظاهرات مستقل زنان در مشهد (17 دی 56)، نقطه عطفی بود که الگوی مبارزه را تکثیر کرد. بازخوانی این تجربه تاریخی اثبات میکند که انقلاب اسلامی تنها محصول خیابان نبود؛ بلکه ریشههای آن در اندرونی خانهها و شبکههای زنانه دوانده شده بود.
یادداشت از مائده مهدوی، فعال رسانهای
انتهای پیام/