به گزارش خبرگزاری تسنیم، با افزایش تقاضای جهانی برای مواد معدنی و کاهش عیار ذخایر در بسیاری از معادن، موضوع باطلههای معدنی به یکی از محورهای مهم آینده صنعت معدن تبدیل شده است. در دهههای اخیر، نگاه کشورها به باطلهها از «پسماند پرهزینه» به «منبع ثانویه قابل بهرهبرداری» تغییر کرده؛ چراکه این مواد علاوه بر داشتن ارزش بالقوه اقتصادی، نقش مهمی در کاهش فشار بر ذخایر اصلی و کاهش آثار زیستمحیطی معدنکاری دارند.
باطلههای معدنی شامل موادی هستند که در نتیجه استخراج و فرآوری از کانسنگ جدا میشوند و میتوانند در اشکال مختلفی مانند سنگ باطله، روباره، سرباره، گردوغبار صنعتی و باطله کارخانههای فرآوری تولید شوند. بخش قابل توجهی از این مواد، بهویژه در معادن بزرگ، حاوی مقادیر ارزشمندی از فلزات قابل بازیابی هستند و در برخی موارد عناصر همراه و استراتژیکی مانند عناصر نادر خاکی نیز در آنها مشاهده میشود.
سه عامل اصلی افزایش اهمیت باطلهها
کارشناسان سه عامل را دلیل افزایش اهمیت این حوزه میدانند:
*نخست، کاهش عیار ذخایر معدنی که باعث افزایش حجم باطلهبرداری به ازای تولید هر تن محصول شده است.
دوم، وجود عناصر همراه و محصولات جانبی ارزشمند که به دلیل نبود فناوری یا صرفه اقتصادی، وارد سدهای باطله میشوند.
سوم، بحران آب و ضرورت بازیابی آب از سدهای باطله، بهویژه در مناطق خشک کشور، که عدم توجه به آن میتواند پیامدهایی مانند افت آبهای زیرزمینی و آلودگی منابع آبی را تشدید کند.
هدفگذاری قانونی برای بازیابی آهن از باطلهها
در قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت کشور، موضوع بهرهبرداری از باطلههای معدنی به صورت مشخص وارد سیاستگذاری شده و استحصال بخشی از محتوای آهن موجود در باطله معادن و کارخانههای فرآوری به عنوان شاخص عملکردی تعیین شده است. این هدفگذاری نشان میدهد باطلهها دیگر یک مسئله حاشیهای نیستند، بلکه به یکی از الزامات حکمرانی معدن و صنعت فولاد تبدیل شدهاند.
واقعیت میدانی؛ ظرفیت بالا، بهرهبرداری محدود
در همین راستا، گزارش پژوهشی جدیدی با عنوان «راهکارهای مدیریت باطلههای معدنی» عنوان می کند که با وجود ذخایر بزرگ و حجم بالای تولید باطله در کشور، بهرهبرداری صنعتی از این منابع هنوز گسترده نشده و عمدتاً در سطح محدود یا پروژههای موردی باقی مانده است. در برخی مجتمعهای بزرگ معدنی، اقداماتی برای بازیابی آهن یا استفاده مجدد از باطلهها انجام شده اما این روند هنوز به یک مدل فراگیر و اقتصادی تبدیل نشده است.
برای نمونه در معادن سنگآهن، بخشی از باطلهها در فرآیند بازیابی هماتیت مجدداً وارد چرخه تولید میشوند. در مجتمعهایی مانند چادرملو، فرآوری مجدد باطلهها توانسته ارتقای عیار آهن و کاهش فسفر را ممکن کند. همچنین در مجتمع مس سرچشمه، حجم انباشت باطله بسیار بالاست و برنامههایی برای فرآوری مجدد و بازیابی مس و مولیبدن از سد باطله مطرح شده است.
چالشهای کلیدی؛ خلأ داده، ابهام مالکیت و ضعف سازوکار اقتصادی
مهمترین مانع توسعه این حوزه، نبود اطلاعات دقیق و نظاممند از ترکیب شیمیایی و کانیشناسی باطلههاست. در بسیاری از معادن، عناصر همراه به صورت کامل در گواهی کشف و پروانه بهرهبرداری ثبت نمیشوند و همین موضوع باعث میشود تصویر دقیقی از ارزش واقعی باطلهها در سطح ملی وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر، ابهام در مالکیت برخی باطلهها، نبود سازوکار شفاف برای اخذ حقوق دولتی از محصولات جانبی و نبود انگیزه اقتصادی کافی برای بهرهبرداران، زمینه را برای قفلشدگی این ظرفیت فراهم کرده است. همچنین هزینهبر بودن فناوریهای فرآوری و کمبود زیرساخت صنعتی باعث شده بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان کمتر وارد این حوزه شوند.
راهکارهای پیشنهادی؛ از اصلاح قانون تا بانک اطلاعاتی باطلهها
کارشناسان معتقدند نخستین اقدام ضروری، اصلاح قانون معادن و تعریف شفاف «کانه اصلی» و «کانه همراه» است تا امکان سیاستگذاری دقیق و اخذ حقوق دولتی از عناصر همراه فراهم شود. همچنین ایجاد بانک اطلاعاتی ملی باطلههای معدنی، شامل اطلاعات حجمی، مکانی، ترکیب عنصری و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی، میتواند بستر اصلی برای جذب سرمایهگذاری و تصمیمگیری اقتصادی در این بخش باشد.
علاوه بر این، اصلاح نظارت بر فعالیتهای اکتشافی، افزایش کیفیت دادههای آزمایشگاهی و شفافسازی مالکیت باطلهها در قراردادهای دولتی از دیگر اقدامات کلیدی محسوب میشود.
باطلههای معدنی در ایران میتوانند به یکی از منابع جدید خلق ثروت، تأمین مواد معدنی راهبردی و کاهش فشار بر معادن فعال تبدیل شوند؛ اما تحقق این هدف نیازمند حکمرانی دقیق، شفافیت اطلاعات، اصلاح قوانین و توسعه فناوریهای فرآوری است. در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از ثروت معدنی کشور همچنان در سدهای باطله دفن خواهد شد.
انتهای پیام/