به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، خداوند در سوره مائده آیه 54 خطاب به اهل ایمان میفرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ؛ ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمیرساند] خدا به زودی گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنانْ فروتناند، و در برابر کافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.»
حجتالاسلام محمدرضا جوان آراسته، کارشناس دینی، طی سخنانی به تشریح این آیه پرداخته است:
.
در عین حال بر اساس تفاسیر قرآن نکاتی در این آیه وجود دارد که باید به آن توجه داشت. این آیه شریفه تصویری واقعگرایانه و در عین حال امیدبخش از جامعه ایمانی ارائه میدهد؛ تصویری که نه بر توهم مصونیت از لغزش استوار است و نه بر هراس از آینده، بلکه بر سنت جایگزینی، محبت متقابل و صلابت در مسیر حق تکیه دارد.
نخستین پیام این آیه، هشدار به خودِ مؤمنان است؛ ایمان یک موقعیت تثبیتشده و تضمینشده نیست. خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ» یادآور میشود که حتی مؤمن نیز باید نگران عاقبت خویش باشد. ارتداد، صرفاً یک پدیده تاریخی نیست؛ امکانی است که در صورت سستی معرفت و ضعف محبت، میتواند هر جامعهای را تهدید کند. از همینرو، رهبر روشنضمیر نیز باید احتمال بازگشت و ریزش پیروان خود را بدهد و راهبردهای تربیتی و معرفتی خود را بر این واقعبینی بنا کند.
اما در برابر این هشدار، یک اصل بنیادین قرار دارد: کفر یا ارتداد گروهی از مؤمنان هرگز به راه خدا ضربه نمیزند. «فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ…» منطق جایگزینی را مطرح میکند. خداوند نیازمند ایمان ما نیست؛ اگر نسلی روی برگرداند، نسل دیگری با ویژگیهایی والاتر برخواهد خواست. این نگاه، هم ترمز غرور است و هم مانع یأس. نه میتوان به گذشته دل بست و نه از آینده ترسید.
زمینه ارتداد، فقدان معرفت و محبت است. در مقابل، جامعه مطلوب قرآنی جامعهای است که اعضایش در یک رابطه دو سویه با خدا تعریف میشوند: «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ». مؤمن واقعی تنها مطیع نیست، عاشق است و در عین حال محبوب. این دوستی متقابل، از عالیترین کمالات بشر است و سرمایهای نرم برای هر جامعه دینی به شمار میآید. دلی که از محبت خدا تهی شود، بیمار و وابسته میشود؛ اما دلی که از مهر الهی سرشار است، نه احساس حقارت میکند و نه به دشمن تکیه میزند: «أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ».
رفتار اجتماعی مؤمن نیز در این آیه با دقت ترسیم شده است: «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ». نه خشونت مطلق ارزش است و نه نرمش بیقید؛ معیار، نسبتهاست. در درون جامعه ایمانی، تواضع و مهربانی؛ در برابر جبهه خصم، صلابت و عزت. چنین جامعهای در میدان جهاد نیز فعال است: «یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ جهادی که تنها نظامی نیست، بلکه شامل مقاومت فرهنگی، ایستادگی هویتی و شکستن سنتهای غلط نیز میشود.
در این مسیر، یک خطر همواره وجود دارد: جنگ روانی. «لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» یعنی مؤمن واقعی اسیر فضاسازی، هوچیگری و تبلیغات سوء نمیشود. او معیارش رضایت الهی است، نه تشویق و سرزنش افکار عمومی. جامعهای که از ملامت نهراسد، از موجها عبور میکند و در جوّسازیها حل نمیشود.
آیه با تعبیر «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ» افق تازهای میگشاید. فضل الهی تنها در مال و مقام خلاصه نمیشود؛ محبت خدا، توفیق جهاد، روحیه عزت و صلابت در دین نیز جلوههای فضلاند. این فضل، بیحساب و کورکورانه توزیع نمیشود؛ «واسِعٌ عَلِیمٌ» است. گسترده است، اما آگاهانه و حکیمانه عطا میشود.
پیام نهایی آیه، منطق امید است. با نوید جایگزینی دیگران، باید جلو یأس و ترس را گرفت. اسلام رو به گسترش است؛ نباید تنها به ریزشها خیره شد، بلکه باید رویشها را نیز دید. در آینده، پرچم دین در دست کسانی خواهد بود که عاشق خدا، مجاهد در راه او و برخوردار از عزت و استقامتاند.
این آیه، نقشه راه یک جامعه پویاست: خودنظارتی به جای خوداطمینانی، امید به جای هراس، محبت به جای وابستگی، و عزت به جای انفعال. جامعهای با چنین مختصاتی، نه از ارتداد چند نفر فرو میریزد و نه در برابر طوفان تبلیغات دشمن تسلیم میشود؛ چراکه تکیهگاهش نه افراد، بلکه سنت الهیِ «فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ» است.
انتهای پیام/