به گزارش خبرگزاری تسنیم از بجنورد٬ دیشب دل توی دل هیچ کس نبود. سنگینی این غم بر تمام شهر پاشیده شد و هوای ابری بجنورد نیز نشان از قلب گریان آسمان داشت. هوا کمی سرد بود اما کسی دلسرد نبود و همه به خیابانها آمدند تا امضای حضور خود را ثبت کنند.
برخیها که هنوز باورشان نیامده است چه عزیزی را از دست دادهایم٬ مقابل درب مغازههایشان ایستاده و مات و مبهوت به چهرهی گریان عزاداران نگاه میکردند.
از طرفی برخی دیگر با پرچم ایران آمدند و انگار نه انگار که فرماندهی معرکهی جنگ به شهادت رسیده است. آنقدر رفتارشان آگاهانه است که گویی در وجود هر کسی یک مقر فرماندهی مستقل، بهپاست و معرکه را فرماندهی میکند.
چقدر زیبا امام خمینی(ره) از سربازان در گهوارهاش میگفت و حالا آن سربازان به سن مطلوب یاری رساندن به انقلاب رسیدهاند و در خیابانها رجزخوانی میکنند.
سرمان از غم خم شد ولی کمرمان نه.
راست قامتان خطه خراسان دلخوشند به همان یک مصراع شعری که میگوید:«دلبستهی یاران خراسانی خویشم» ما یاران خراسانی مگر میشود که در شام غریبان امام شهید در خانه بمانیم و به خیابانها نیاییم؟ هیهات از این فکر باطل.
راهپیمایی که شروع شد شاید بلندگوها پاسخگوی جمعیت نبودند اما هر صدا خودش بلندگویی شده بود و شعار میداد و دیگران پشت سر او تکرار میکردند. کسی منتظر مداح نمیماند و خودش دست به کار میشد.
آقایی شعار میداد. همسرش برای او جملاتی پیدا میکرد و او بلند فریاد میزد و همه تکرار میکردند.
پدر که خسته شد پسرش شعار دادن را آغاز کرد. پسربچهای میدان را به دست گرفت و شعار داد و دیگران تکرار میکردند.
برخی هم بوسه بر پیشانی این کودک شجاع زدند و همه این شعار دادن خانوادگی را تحسین کردند.
خانوادههای خراسانی سنگ تمام گذاشتند و شهر را معطر به حضور خود کردند.
این یک پیام روشن به دشمن است که حتی اگر به راهپیمایی هم بیاییم خانوادگی و شبانه میآییم. ما در میدان نبرد شب و روز نمیشناسیم. این حضورمان تا چهلم امام شهید ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام/311