به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پدافند رسانهای در شرایط جنگی یعنی بتوانیم همزمان اطلاعات درست را سریعتر تشخیص دهیم هیجان و ترس را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم شایعه و عملیات شناختی - روانی، تصمیمهای فردی و جمعی ما را به هم بریزد. در جنگ، خبر فقط خبر نیست؛ بخشی از میدان نبرد است. بنابراین فعالسازی پدافند رسانهای از خانه و گوشی هر شهروند شروع میشود: با چند عادت ساده اما دقیق در مصرف، بازنشر و تحلیل محتوا.
قدم اول، ساختن یک پروتکل شخصی خبر است. یعنی برای خودتان تعیین کنید خبر را فقط از چند منبع مشخص، معتبر و قابل پیگیری دنبال میکنید و از پراکندهخوانی در کانالها و صفحات ناشناس پرهیز میکنید. هر خبری که منبع روشن ندارد، نام خبرنگار/سازمان مشخصی پشت آن نیست، یا با عبارتهایی مثل شنیده شده، منبع آگاه، فوریِ بدون سند منتشر میشود را تا زمان تأیید، خبر محسوب نکنید. بهتر است یک قاعده ثابت داشته باشید: اول تأیید، بعد باور؛ اول باور، بعد عمل؛ و آخر از همه بازنشر.
قدم دوم، مدیریت بازنشر است؛ چون در جنگ، هر بازنشرِ عجولانه میتواند مثل تکثیر آتش عمل کند. قبل از ارسال یک پیام در گروه خانواده یا دوستان، سه سؤال کوتاه بپرسید: منبعش کجاست؟ زمان و مکان دقیقش چیست؟ آیا با عقل و شواهد دیگر میخواند؟ مخصوصاً درباره ویدئوها و عکسها، به نشانههای قدیمی بودن محتوا دقت کنید (کیفیت، لباسها، لهجه، پلاکها، تابلوها، آبوهوا) و اگر توانستید یک جستوجوی سریع انجام دهید یا از افراد مطلع بپرسید. اگر نتوانستید راستیآزمایی کنید، بهترین کار منتشر نکردن است، نه با تردید فرستادن.
قدم سوم، کنترل هیجان و حفظ بهداشت روان رسانهای است. در شرایط جنگی، دشمن روی ترس، خشم و بیاعتمادی سرمایهگذاری میکند تا جامعه را عصبی و واکنشمحور کند. برای همین لازم است مصرف خبر را زمانبندی کنید: مثلاً روزی چند نوبت کوتاه و مشخص، نه اسکرول بیپایان. اعلانهای غیرضروری را خاموش کنید، از دنبال کردن کانالهای ملتهب و تحریککننده فاصله بگیرید و اگر یک محتوا ضربان قلب شما را بالا میبرد، قبل از هر واکنش چند دقیقه مکث کنید. آرامش یک مهارت فردی نیست؛ یک سپر جمعی است.
قدم چهارم، توجه به الگوهای عملیات روانی است تا فریب روایتها را نخوریم. خبرهای جنگی معمولاً با چند تکنیک تکراری منتشر میشوند: دو قطبیسازی و تحریک اختلافات داخلی، بزرگنمایی شکستها و کوچکنمایی موفقیتها، القای بیپناهی و بیفایده بودن مقاومت و شایعاتی که مردم را به رفتارهای پرخطر سوق میدهد (هجوم برای خرید، تجمعهای بیمورد، انتشار موقعیتها). هرجا دیدید یک محتوا شما را به عجله، نفرت، تحقیر دیگران یا قطع ارتباط و اعتماد دعوت میکند، احتمالاً بخشی از جنگ شناختی است. در مقابل، به دنبال اطلاعات قابل اقدام و دقیق باشید: توصیههای ایمنی، مسیرهای درست، هشدارهای رسمی، و راههای کمکرسانی.
قدم پنجم، رعایت امنیت ارتباطی و مسئولیت اجتماعی است. در جنگ، انتشار تصاویر و اطلاعات مکانی میتواند جان افراد را به خطر بیندازد؛ بنابراین از ارسال عکس/ویدئو از نقاط حساس، جابهجاییها، محل تجمعها، یا هر چیزی که موقعیت و زمان را لو دهد خودداری کنید. اگر مجبور به اطلاعرسانی هستید، کلیگویی کنید و جزئیات مکانی را حذف کنید. در گروههای خانوادگی یک نفر را بهعنوان فیلتر خبر تعیین کنید تا هر مطلب قبل از انتشار بررسی شود. همچنین اگر شایعهای را تشخیص دادید، با آرامش و بدون تحقیر دیگران، همانجا اصلاح کنید و منبع معتبر جایگزین بدهید؛ برخورد تند فقط شایعه را مقاومتر میکند.
در نهایت، پدافند رسانهای زمانی فعال میشود که هرکدام از ما نقش خود را جدی بگیریم: کمتر هیجانی شویم، کمتر بازنشر کنیم، بیشتر راستیآزمایی کنیم و بیشتر به انسجام اجتماعی کمک کنیم. در جنگ، اطمینان کاذب و ترس افراطی هر دو خطرناکاند؛ هدف پدافند رسانهای این است که جامعه در میانه فشار خبری، عقلانی و همدل بماند. اگر این چند عادت ساده به فرهنگ روزمره تبدیل شود، بخش مهمی از حملات شناختی خنثی میشود؛ بیآنکه نیاز به ابزار پیچیدهای باشد.
یادداشت از: سیدعلیرضا آلداود
انتهای پیام/