خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: در کوران تحولات اجتماعی و سیاسی، گاهی صدای حق در اقلیت قرار میگیرد و مسیر درست در میان هیاهوی اکثریت گم میشود. اینجاست که تاریخ به ما نشان میدهد بزرگی یک مکتب نه در تعداد پیروانش، بلکه در عمق ایمان و استواری رهبران آن است. رهبران حق همواره در طول تاریخ، از طرد شدن توسط جریان غالب نترسیدهاند و شجاعت ایستادگی بر اصول را به نمایش گذاشتهاند.
رهبر معظم انقلاب که از جملهی این رهبران جریان حق بودند، با الگوگیری از سلوک علوی این اصل را به منصهی ظهور رساندند. ایشان در سخنانی با استناد به کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام یک اصل بنیادین ایمانی و مدیریتی را تبیین میکنند که سنگ بنای حرکتهای اصلاحی است. این اصل، وحشت نکردن از تنهایی در مسیر هدایت است. رهبر شهیدمان فرمودند: «امیرالمؤمنین، هرجا که گوهر انسانی وجودش لازم بود، حضور داشت؛ ولو هیچکس نبود. میفرمود: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ»؛ اگر در اقلّیّتید و همه یا اکثریت مردم دنیا با شما بدند و راهتان را قبول ندارند، وحشت نکنید و از راه برنگردید. وقتی راه درست را تشخیص دادید، با همهی وجود آن را بپیمایید.» (74/11/20)
این جمله گویای آن است که معیار سنجش حقانیت، کمیت افراد نیست، بلکه کیفیت و اصالت مسیر است. این آموزه، پناهگاهی برای هر کسی است که در مسیر هدایت الهی احساس غربت میکند. میتوان این مفهوم را در قالب یک رابطه نشان داد: حقیقت تابعی از تعداد نیست، بلکه تابعی از تطابق با اصول ثابت و الهی است.
در طول تاریخ، بسیاری از پیامبران و امامان در ابتدا تنها بودند یا با اندک یاران به مقابله با ساختارهای غلط برخاستند. حضرت نوح علیهالسلام سالها در میان قومش تنها ماند، امام حسین علیهالسلام با جمعیتی اندک در مقابل لشکری عظیم ایستاد. این امر نشان میدهد که هرگاه مأموریت الهی ایجاب کند، خداوند یاورانی را ولو کم، در کنار حق قرار میدهد تا مسیر هدایت مسدود نشود. این یک قانون الهی است: هر جا «تکلیف» باشد، «توفیق» نیز خواهد بود، اگرچه ممکن است در ظاهر، موازنه قوا به نفع حق نباشد.
همراهی با اکثریت زمانی خطرناک میشود که آن اکثریت در مسیر انحراف یا محافظهکاری از حق قرار گرفته باشند. قرآن کریم هشدار میدهد: «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ» (اگر از بیشتر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند). در چنین شرایطی، مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت و ترس از طرد شدن، سبب میشود انسان از صراط مستقیم منحرف شود و به جمع گمراهان بپیوندد. محاسبه سود و زیان در این زمینه، یک محاسبه مادی و خطاست. سود حقیقی در حفظ اصول است.
رهبر شهید انقلاب، با تأکید بر این آموزه، به مسئولان و آحاد جامعه این پیام را میدهد که تشخیص حق، اولین گام است و پیمودن آن با تمام وجود، گام دوم و حیاتی است، حتی اگر هزینهاش انزوا باشد. ایمان واقعی وقتی آشکار میشود که در میدان آزمایش، فرد حاضر باشد برای حفظ اصل، منفعتها را فدا کند. فرمول سادهای در اینجا حاکم است: استقامت با عمق ایمان رابطه مستقیم دارد.
تجربه تاریخی نشان داده است که حرکتهایی که با تکیه بر اصول و در ابتدا با تعداد کم آغاز شدهاند، به واسطه خلوص نیت، ماندگاری بیشتری داشته و در نهایت اکثـریت را با خود همراه کردهاند. انقلابهای بزرگ، جنبشهای فکری اصیل و نهضتهای الهی، همگی از نقطهای کوچک اما محکم آغاز شدهاند. این ایستادگی، بذری است که در زمان مناسب، ثمر میدهد. از منظر تاریخی-اجتماعی، میتوان گفت که نرخ رشد حرکت حقگرا در بلندمدت، از نرخ رشد حرکت مبتنی بر اکثریت زودگذر بیشتر است.
این کلام، امروز نیز همچنان زنده و راهگشاست. در برابر فشارهای فکری، فرهنگی یا سیاسی که ممکن است فرد یا نهادی را به پذیرش سازشهای ناخواسته وادار کند، تذکر به این اصل، نیروی لازم برای حفظ هویت و مسیر درست را فراهم میآورد. چه در عرصه مقابله با جنگ نرم، چه در حفظ ارزشهای دینی در فضای جهانی شده و چه در اتخاذ تصمیمات سخت مدیریتی، اصل «لا تستوحشوا» معیاری روشن ارائه میدهد.
در دنیای امروز که رسانهها و شبکههای اجتماعی ممکن است اکثریت مصنوعی بسازند، تفکیک «صدای بلند» از «راه درست» بیش از هر زمان دیگری نیازمند این بصیرت است.
انتهای پیام/