به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «محفل شعر امین»، به یاد جلسات شعر نیمه رمضان که هرساله با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار میشد، با حضور جمعی قابل توجهی از شاعران کشور در 31 استان کشور در حال برگزاری است.
در تهران این مراسم با اجرای علیرضا قزوه و شاعرانی چون احمد بابایی، ناصر فیض، رضا اسماعیلی، محمود حبیبی کسبی، جواد محقق، محمدرضا سنگری، حامد عسکری، سعید حدادیان، عبدالرحیم سعیدیراد، علی داوودی، محمد رسولی، افشین علا و ... در مسجد امام خامنهای حوزه هنری در حال برگزاری است. شاعران در این مراسم از شهادت رهبر معظم انقلاب گفتند و ضمن ارائه اشعاری در رثای ایشان، به ضرب شستی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان دادهاند، حماسهسرایی کردند.
اگر از آسمان سنگ هم ببارد، هستیم
علیرضا قزوه در ابتدای این مراسم با کسب اجازه از محضر رهبر شهید انقلاب، گفت: هر سال خدمت شما میرسیدیم، میگفتید برای من شعر نخوانید. امسال دوستان همه شعرهایشان را برای شما گفتند.

او با اشاره به غزلی که سال گذشته به یاد شهیدان باکری و کاظمی. اشک رهبر انقلاب را درآورده و ایشان را متاثر کرده بود، افزود: سلام ما را به آنها برسانید. امسال اجرای برنامه را به تنهایی انجام میدهم، آقای امیری اسفندقه گفت که اشک امانم را نمیدهد. من گفتم اگر سنگ هم از آسمان ببارد، ما اینجا هستیم.
شعرخوانی یوسفعلی میرشکاک با اشک در رثای رهبر شهید
.
محمود حبیبی کسبی:
شبیه نخل رشیدی است تا نمیمیریم
فقط به وقت رکوع است قامت خم ما
به چشم مردم ما فرّ ایزدی اشک است
که شادمانی ما رشک برده بر غم ما
به راه قدس سر از کربلا درآوردیم
به رنگ خون سلیمانی است خاتم ما
کمان آرش ما چلهچله سجیل است
به رخش شاهد خود بر نشسته رستم ما...

.
ولی مطلق دلهای عاشقان
شعرخوانی ناصر فیض در «محفل شعر امین» به یاد رهبر شهید انقلاب:
از این زبان چه بگویم که عقده شد به گلو
نگاهبان امین زبان من تو بگو
به نام مِهر تو مُهر شد مهربان بودن
ولی مطلق دلهای عاشقان تو بگو
به نیمه ماه صیام آمد و تو رفتی زود
جماعت آمدهاند این چه وقت رفتن بود

.
میلاد عرفانپور:
شعر در وصف تو کم آورده است
بیثمر در خیال میپیچم
عددی نیستم در مقابل تو
که همان هیچ و کمتر از هیچم
ماجرای تو چون غزل جاری است
بر لب هر نسیم خوشنفسی
ای دماوند ما که این همه سال
زخمهای تو را ندید کسی
سر به زانوی تو گذاشت وطن
ای تو همراه شادی و غم ما
رنگ یکرنگی تو را دارد
سبز و سرخ و سفید پرچم ما
از رفیقان و همقطارانت
یکی از دیگری شهیدترند
شک ندارم به پیشگاه حسین(ع)
دوستان تو روسپیدترند
از علمدار کربلا گفتی
زخم خوردی ولی نیفتاده
با اشارات دست مجروحت
قبله و قله را نشان دادی

احمد بابایی
وسط عطر سیب کشته شد
ای بمیرم غریب کشته شد
تیر لیلی بدون مجنون نیست
کشته حق ذلیل گردون نیست
خبری در جهان به جز خون نیست
چارهای جز شکست صهیون نیست
گفته بودیم شامتان شوم است
تیغهامان به فکر حلقوم است
وعده ما تقاص مظلوم است
مرز ما تا کجاست؟ معلوم است
آرش رسته از اساطیریم
زخمی اما حریف شمشیریم
قوم پیروز در اساطیریم
تا خداست ما نمیمیریم...
محمد رسولی
بگو بهار نیاید که ما عزاداریم
که وقت عید نداریم گرم پیکاریم
به هم فشردهتر از هر زمان شده سرما
بلند شد علم انتقام در کف ما
بگو به دشمن ما تیغ زخم عریان است
به انتقام شهیدی که جان ایران است
عزیز ما نفس ما قرار ما دل ما
که در تلاطم امواج بود ساحل ما
کسی که چشمه آرامشم نگاهش بود
کسی که خنده او آب روی آتش بود
چگونه باورمان باشد از این رفتن
بسوز ای دل غم دیده که آقا رفت
ولی بیا که به عهدش عمل کنیم امروز
و سوگ را به حماسه بدل کنیم امروز
اگرچه بغض دل ما شکست ای مردم
خدای خامنهای زنده است ای مردم
اگرچه تیر مصیبت نشسته در جگر است
خدای خامنهای از همه بزرگتر است
کسی که رو به خدا میرو نمیمیرد
شهید خامنهای تا ابد نمیمیرد
شهید خامنهای آن مجاهد نستوه
که ایستاد همه عمر خویش را چون کوه
بزرگمرد شجاعت، کدام خامنهای؟
یگانه درّ شهادت امام خامنهای
همان که ثانیهای از جهاد خسته نشد
به گردباد حوادث قدش شکسته نشد
تمام عمر به غیر از مسیر نور نرفت
ز جان گذشت ولی زیر بار زور نرفت
ز خاطرم نرود آن تبسمش هرگز
گذشت از خود و از حق مردمش هرگز
برید از همه دنیا و از شهیدان نه
گذشت از همه چیزش ولی از ایران نه
بگو یزید بمیرد، حسین ما زنده است
بشارتی که به ما داد، یادمان مانده است...

***
افشین علا
اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد
از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد
عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم
با امتی ز داغ امام شهید کرد
ما را که عشق خامنهای بود جرممان
زین داغ نزد طعنهزنان، روسفید کرد
دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی
این بار تیغ، ارادهی حبلالورید کرد
در سوگ او امام زمان ناله میکند
آنسان که در مصیبت شیخ مفید کرد
پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش
آری مراد، عزم وصال مرید کرد
موی جوان در آینه بنگر که شد سپید
از مویهها که در غم پیر فقید کرد
جانم فدای قامت سروش که خصم را
در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد
نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز
آتش روان به خرمن خصم پلید کرد
با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح
نزدیکتر به ساحل و صبح امید کرد
خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی
بر باختر عذاب خدا را شدید کرد
قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید
زیرا جحیم، غرش "هل من مزید" کرد
***
محمدمهدی عبدالهی
ای شعر مجسّم که به دنبال تو هستیم
یعنی نگران تو و احوال تو هستیم
امسال، قرار است، از ایران بسراییم
ای کوه! بگوییم پر و بال تو هستیم
برخیز دگر نیمه ماه رمضان است
دلتنگ سخنرانی ِ امسال تو هستیم
ای شعر بلند شرف، آقای شهیدم!
دلتنگ همان چفیه همان شال تو هستیم
ما زنده به عشقیم که آرام نداریم
در سفره افطار، به دنبال تو هستیم
انتهای پیام/