به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، غروب که بر شانههای شهر مینشیند، قم چهره دیگری پیدا میکند؛ نه آن آرامش همیشگی کوچههای قدیمی و نه سکوت میدانهای مرکزی. چهار روز و چهار شب است که میدانهای اصلی شهر، از مفید تا توحید و از میدان امام تا پردیسان، به صحنه حضور مردمی بدل شده که داغ بر دل دارند اما ایستادهاند. خیابانها تا پاسی از شب روشن است؛ نه فقط با نور چراغها، که با فریادهایی که از عمق سینهها برمیخیزد. مردمی که خود را «داغدار رهبر شهیدشان» میدانند، سینهزنان گرد هم آمدهاند و با اشک و خشم، از «راهی که باید ادامه یابد» سخن میگویند.
شعارها در موجی پیوسته از جمعیت عبور میکند؛ «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «میمیریم میمیریم سازش نمیپذیریم»، «جنگ جنگ تا پیروزی»، «لبیک یا خامنهای». این کلمات، برای حاضران صرفاً شعار نیست؛ روایت زخمی است که بر دل دارند و عهدی است که با یکدیگر بستهاند. برخی پرچم در دست دارند، برخی تصویرهایی از رهبر شهیدشان را بالا گرفتهاند و برخی تنها با دستانی گرهکرده، همصدا با جمعیت فریاد میزنند.

در میدان مفید، حلقههای عزاداری تا نیمهشب ادامه دارد. پیرمردی با چفیهای بر دوش، زیر نور مهتابیهای خیابان، آرام سینه میزند و اشک از گونههایش سرازیر است. کمی آنسوتر، نوجوانانی ایستادهاند که شاید بسیاریشان سالهای پرحادثه گذشته را به یاد نداشته باشند، اما امروز خود را در میانه تاریخ میبینند. فضای شهر، آمیزهای از سوگ و صلابت است؛ غمی سنگین که بر شانهها نشسته و در عین حال، ارادهای که جمعیت را در میدان نگه داشته است.
در میدان توحید، جمعیت موج میزند. زنها و مردها، خانوادهها با کودکانشان آمدهاند. مادر جوانی کودکش را در آغوش گرفته و همزمان با جمعیت شعار میدهد. صدای مداحی کوتاهی در میان جمعیت بلند میشود و بعد، فریادهای «انتقام» دوباره شهر را پر میکند؛ انتقامی که در بیان مردم، به معنای «ایستادگی و عقبنشینی نکردن» تعریف میشود. آنها از مسئولان میخواهند که «فریب نخورند» و سخن از سازش و آتشبس نزنند.
در چهلاختران، در صحن جدید امامزاده موسی مبرقع(ع)، حلقههای جمعیت به هم پیوسته است. برخی شمع روشن کردهاند، برخی قرآن در دست دارند. فضا حالوهوایی معنوی دارد؛ سوگ با دعا درآمیخته است. صدای گریه، صدای شعار و صدای صلوات در هم تنیده و شبی متفاوت برای شهر ساخته است.

روایت مردم از داغ و عهد
احمد، کارمند 45 سالهای که خود را «فرزند این انقلاب» معرفی میکند، میگوید: ما داغداریم. احساس میکنیم پدرمان را از دست دادهایم. اما این داغ ما را خانهنشین نمیکند. آمدهایم بگوییم راه امام شهیدمان را ادامه میدهیم. او تأکید میکند که مردم انتظار دارند مسئولان در برابر فشارها کوتاه نیایند و از مواضع خود عقبنشینی نکنند.
سمیه، دانشجوی 22 سالهای که با دوستانش در میدان امام حضور یافته، اشکهایش را پاک میکند و میگوید: خیلی سخت است. باورش برای ما آسان نیست. اما ما ایستادهایم. نباید دوباره حرف از سازش زده شود. دشمن نشان داده قابل اعتماد نیست. ما در میدان میمانیم.» صدایش میلرزد، اما کلماتش محکم است.
در پردیسان، مقابل مسجد فاطمةالزهرا(س)، جمعیت تا خیابانهای اطراف کشیده شده است. محمدرضا، مغازهداری که مغازهاش را زودتر بسته تا به جمعیت بپیوندد، میگوید: خشم داریم، بله؛ اما این خشم را به ایستادگی تبدیل میکنیم. ما اخراج آمریکا از منطقه و پایان سلطه اسرائیل را مطالبه میکنیم، اما با قدرت و انسجام ملی. مسئولان نباید فریب وعدههای آتشبس را بخورند.

زهرا خانم، معلم بازنشستهای که با چادر مشکی در صف اول زنان ایستاده، میگوید: ما عزاداریم، اما تسلیم نیستیم. ما میگوییم در میدان میمانیم و راه امام شهید را ادامه میدهیم. این حضور، پاسخ ما به پروژههای بیثباتسازی دشمنان است. او معتقد است آنچه این روزها در قم دیده میشود، «نمایش وحدت مقدس» است.
شعار «لبیک یا خامنهای» بارها در میدانها تکرار میشود؛ گویی عهدی است که مردم با خود و با تاریخ میبندند. در هر پنج نقطه محوری شهر ـ میدان مفید، میدان توحید، چهلاختران، میدان امام و پردیسان ـ یک تصویر مشترک دیده میشود: مردمی که با وجود داغ، از میدان خارج نشدهاند.

انسجامی که شبها را روشن نگه میدارد
چهارمین شب متوالی است که حضور مردم در مساجد و میادین ادامه دارد. برخی بعد از نماز مغرب و عشاء میآیند و تا نیمههای شب میمانند. برخی دیگر، از عصر در میدان حاضر میشوند و با جمعیت همراه میگردند. این استمرار، خود پیام دارد؛ پیامی از انسجام ملی و اتحاد در برابر آنچه «پروژههای بیثباتسازی» خوانده میشود.
در میدان امام، حلقهای از جوانان دست در دست هم دادهاند و سرود میخوانند. صدایشان در خیابانهای اطراف میپیچد. مغازهداران بسیاری چراغهایشان را روشن گذاشتهاند؛ گویی شهر نمیخواهد به خواب برود. قم این شبها بیدار است؛ بیدار با اشک و با خشم، اما منظم و یکصدا.


آنچه در این چهار روز و چهار شب دیده میشود، صرفاً تجمع نیست؛ نوعی همپیمانی عمومی است. مردمی که خود را داغدار میدانند، با حضورشان اعلام میکنند که «در میدان میمانند». آنها از مسئولان میخواهند که بر اصول بایستند و از سخن گفتن درباره سازش و آتشبس دشمن پرهیز کنند. این مطالبه، در میان جمعیت بارها تکرار میشود.
در پایان شب، وقتی جمعیت آرامآرام پراکنده میشود، خیابانها هنوز بوی اشک و عطر اسپند میدهد. شهر شاید به ظاهر آرام شود، اما احساس مشترک مردم همچنان زنده است. قم این روزها شهری است که سوگ را با صلابت درآمیخته؛ مردمی که سراسر وجودشان آکنده از خشم و نفرت نسبت به آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اما با قدرت در میدان ایستادهاند و استمرار حضورشان را به نشانه وفاداری و انسجام ملی به نمایش گذاشتهاند.
انتهای پیام/