به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مریلا زارعی بازیگر مطرح سینمای ایران نامهای را به رهبر شهید ایران نوشت:
«آقای شهیدم، سلام
آقاجان، رفتنت را باور نمیکنم
7 روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم میفشارم بلکه با بازشدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده...، اما تلاش بیهودهای است.
تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک بهتعداد همه عشاقت، بهتعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.
تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...
چهکسی تصور میکرد که بعد از آن شبهای تلخ دیماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت میان هلهلههای شادی فریبخوردگان رسانههای دشمن اینگونه حماسهآفرین شود؟
و هر چه میگذرد من غمگینتر میشوم؛ غمگینتر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.
کاش شاعر بودم و در رثای این هجر میسرودم.
کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگها را بر بوم نقاشیام بیرحمانه فرود میآوردم.
کاش مینواختم، بلکه میشد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین میشد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی میکند.
آقاجان، هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ 168 دانشآموز و معلم مینابی امانم را برید، داغ پشت داغ و تا همین لحظه بیامان بر این جنایات علاوه میشود.
اما ملت غیور سرزمینم همه این داغها را به حماسه بدل کردند؛
از امدادگران جانبهکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانهای جرئت پاره پاره کردن پرچم سهرنگ مقدسمان را به خود ندهد...،
آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.
من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...».
انتهای پیام/+