به گزارش روز چهارشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس،در معادلات قدرت جهانی، معمولاً از موشک، اقتصاد و ائتلافهای سیاسی سخن گفته میشود؛ اما در کنار همهی این شاخصها، سرمایهای وجود دارد که در هیچ محاسبهای نمیگنجد: روح جانفدا و امیدوار مردان و زنان ایرانی؛ سرمایهای که در لحظههای سخت تاریخ، بارها نشان داده میتواند معادلات قدرت را دگرگون کند.
در تحلیلهای نظامی و سیاسی، معمولاً از «قدرت سخت» و «قدرت نرم» سخن گفته میشود؛ از موشک و اقتصاد گرفته تا رسانه و دیپلماسی. اما در میان همهی این شاخصها، یک مؤلفه وجود دارد که در هیچ جدول محاسباتی نمیگنجد؛ عاملی که نه در اتاقهای فکر غربی قابل اندازهگیری است و نه در مدلهای کلاسیک قدرت تعریف میشود؛ آن عامل، جانفدایی مردان و زنان ایرانی است.
تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده که وقتی پای سرزمین، باور و هویت در میان باشد، ایرانی نه فقط مقاومت، بلکه از جان خود نیز عبور میکند. این واقعیتی است که در هشت سال دفاع مقدس آشکار شد. در آن روزها نیز بسیاری از تحلیلگران تصور میکردند کشوری که از نظر تجهیزات و حمایتهای جهانی در تنگناست، دیر یا زود فروخواهد پاشید. اما آنچه معادله را برهم زد، چیزی نبود جز امید و ایمان مردم؛ همان موتور پیشران اجتماعی که جامعه را به سمت مقاومت سوق میداد.
در جنگ، هیچ ملتی ادعا نمیکند که آسیب نمیبیند. طبیعی است که ضربه میخوریم، هزینه میدهیم و داغ میبینیم. اما میان «آسیب دیدن» و «مضمحل شدن» فاصلهای عمیق وجود دارد. ملت ایران بارها نشان داده که آسیب میبیند، اما فرو نمیریزد. دلیلش هم تنها قدرت نظامی یا اقتصادی نیست؛ مبانی اعتقادی این ملت است، عنصری که معمولاً در محاسبات راهبردی جهان جایی ندارد.
اگر از زاویهای عمیقتر نگاه کنیم، تاریخ تشیع خود گواه این منطق است. در فرهنگ شیعی، شهادت پایان یک حرکت نیست. سیزده معصوم در این مسیر به شهادت رسیدند، اما مسیر تاریخ متوقف نشد. حرکت همچنان ادامه دارد؛ حرکتی که مقصد آن تحقق وعده الهی است: «و نُریدُ أن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الأرض…».
ملت ایران نیز خود را جزئی از همین مسیر تاریخی میداند. نه با ادعای فتح جهان، بلکه با این باور که در مسیر تحقق عدالت و حق، سهمی دارد. همین نگاه است که معادلات قدرت را دگرگون میکند.
نگاهی کوتاه به تحولات منطقه در سالهای اخیر نشان میدهد، نزدیک به یک قرن طول کشید تا ایالات متحده با صرف هزینههای هنگفت، شبکهای از پایگاهها و نفوذ سیاسی در غرب آسیا ایجاد کند؛ منطقهای که از نظر ژئوپلیتیکی یکی از مهمترین نقاط جهان است. اما در فاصلهای کوتاه، بسیاری از آن محاسبات به هم ریخت. آنچه سالها با پول، قدرت نظامی و ائتلافهای سیاسی ساخته شده بود، در مدت زمانی کوتاه دچار فرسایش جدی شد.
در این میان، ایران نیز تعریفی تازه از خود در جهان ارائه کرد. نام جمهوری اسلامی در بسیاری از رسانهها و تحلیلهای بینالمللی، بهعنوان یک قدرت تأثیرگذار منطقهای و حتی جهانی مطرح شد؛ اتفاقی که شاید در شرایط عادی، برای رسیدن به آن دههها زمان و هزینه لازم بود.
البته ریشهی این پدیده را نباید تنها در سیاست جستوجو کرد. بخشی از آن به فرهنگ مقاومت و آرمانگرایی بازمیگردد؛ فرهنگی که در آن، زندگی صرفاً در سطح معیشت و رفاه تعریف نمیشود. در این نگاه، انسان برای هدفی فراتر از سود و زیان روزمره زندگی میکند.
شاید همین تفاوت است که گاه باعث میشود برخی تحلیلگران خارجی در فهم رفتار جامعه ایران دچار خطا شوند. آنان عادت دارند جوامع را با معیارهای اقتصادی یا رفاهی بسنجند، در حالی که در جامعهای مانند ایران، مفاهیمی چون آرمان، ایمان و انتظار نیز در شکلگیری رفتار جمعی نقش جدی دارند.
در فرهنگ شیعی، الگوی این نگاه در واقعه عاشورا متجلی شده است. هنگامی که امام حسین(علیهالسلام) برای حفظ حقیقت دین از جان خود و عزیزترین یارانش گذشت، در واقع نشان داد که گاهی خون، بهای بقا و رشد یک حقیقت تاریخی است. از همین روست که در این فرهنگ، سختیها صرفاً نشانه بدبختی نیستند؛ گاه مسیری برای بلوغ و تعالیاند.
همین منطق است که جمله معروف «ما ملت امام حسینیم» را از سطح یک شعار سیاسی فراتر میبرد. این جمله در حقیقت بیان یک استراتژی فرهنگی است؛ راهبردی که در آن، مقاومت و ایستادگی بخشی از هویت تاریخی جامعه محسوب میشود.
در چنین جامعهای، امید نقش تعیینکنندهای دارد. امیدی که صرفاً خوشبینی سادهلوحانه نیست، بلکه ریشه در یک جهانبینی دارد. باور به آیندهای که در آن، عدالت الهی بر جهان حاکم خواهد شد، به انسان توان میدهد که در برابر سختیها تسلیم نشود.
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران، هنگام بررسی قدرت ایران، تنها به شاخصهای مادی نگاه میکنند و از دیدن مهمترین سرمایه این کشور غافل میمانند: انسان ایرانی.انسانی که در لحظههای سخت تاریخ، نشان داده حاضر است از جان خود بگذرد؛ نه از سر هیجان، بلکه از سر باور.
این همان نقطه قوتی است که در هیچ کارخانهای تولید نمیشود، در هیچ قرارداد نظامی خریداری نمیشود و در هیچ فرمول سیاسی قابل محاسبه نیست.سرمایهای به نام جانِ ایرانی.
انتهای پیام/7558