خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین صدف*؛ در میان همه انقلابهای بزرگ قرن بیستم، نمیتوان موردی یافت که پس از مرگ بنیانگذارش یا نسل اول انقلابیها همچنان بر مدار همان آرمانها دوام آورده باشد. مطالعهی سرنوشت انقلاب روسیه (1917) چین (1949) الجزایر (1962) شاهدی برای این مدعاست. در این میان انقلاب اسلامی ایران (1979) استثنایی تاریخی است؛ انقلابی که با گذشت بیش از بیش چهار دهه از پیروزی آن و با وجود تمام فشارهای سیاسی، جنگ، تحریم و تحریف، مسیر خود را با انسجام و ثبات ادامه داده است. راز این پایداری در چیست؟
- ریشه دینی تداوم رهبری
در جهانبینی توحیدی، هدایت بشر موضوعی موقتی یا موسمی نیست. این هدایت در درازای تاریخ از خط نبوت به امامت امتداد مییابد تا رشتة هدایت الهی از زمین قطع نشود. انقلاب اسلامی نیز از همین منطق رویید؛ حرکتی که راه و اهدافش را از قرآن کریم و سنت اهل بیت (علیهم السلام) برگرفت و با پشتوانهای مردمی و مبتنی بر عدالت و عقلانیت، هدایت الهی را در قالب نهاد ولایت فقیه بازآفرینی کرد؛ بنابراین، در منطق تشیع، رهبری نه محصول اجماع سیاسی بلکه امتداد رسالت الهی است و همین جوهره، «تداوم رهبری» را از نیازی اجرایی به ضرورتی دینی تبدیل میکند.
- از امامت تا ولایت فقیه
نظریة ولایت فقیه در تفکر شیعی، حلقة اتصال میان عصر حضور و عصر ظهور است. در این نظریه، فقیه جامع الشرایط نه به عنوان «سیاستمدار»، بلکه به مثابه «نمایندة حکمت و عدالت الهی» عهدهدار ولایت میشود. او مأمور اجرای خواست مردم نیست، بلکه مسئول هدایت جامعه در چهارچوب معیارهای الهی است؛ هر چند خود را خدمتگزار مردم میداند. این منطق، خط هدایت در جامعه را از افتادن به ورطة هیجانات سیاسی حفظ میکند؛ بنابراین، ولایت فقیه ادامة منطقی همان سنتی است که امامت بر پایة آن بنا شد: پیوند دین با عقل و هدایت با واقعیتهای اجتماعی.
- تجربة انتقال رهبری؛ آزمون تاریخی امت
رخداد خرداد 1368 را میتوان یکی از حساسترین لحظات تاریخ معاصر ایران دانست. رهبر کبیر انقلاب، حضرت روح الله که شخصیت او با هویت انقلاب گره خورده بود، به ملکوت اعلی رفت و جهانیان انتظار بحران داشتند؛ اما ملت ایران با بلوغ و حماسهای بینظیر، در همان ساعتهای نخستین، با رهبری جدید از یاران دیرین امام (ره)، فصل تازهای را آغاز کرد. این انتقال، تنها یک جابهجایی شخص نبود، بلکه نمایش بلوغ درونی نظام بود؛ جامعة اسلامی به این مرحله رسیده بود که ولایت را نه به عنوان شخص، بلکه به عنوان «جلوهای از هدایت الهی» باور دارد. نتیجه آن شد که نظام از تمام بحرانها به سلامت عبور کرد؛ بیآنکه گزندی جبرانناپذیر ببیند. امروز نیز پس از به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنهای (ره) شاهد تکرار آن حماسهی دینی و ملی هستیم؛ جهان نظارهگر است که امروز ایران اسلامی در میان اندوه از دست دادن عزیزانش و تلاشهای مثال زدنیاش در مسیر مقاومت و پشیمان کردن دشمن از تجاوزش، ولایت سومین رهبرش را تبریک میگوید.
- مردمسالاری دینی چهرهی اجتماعی ولایت
ولایت فقیه بدون مردم به نهاد رسمی بیجان تبدیل میشود؛ همانگونه که مردم، بدون ولایت، اسیر تشتت و سرگردانی میگردند. راز ماندگاری انقلاب در این همافزایی است. حضور قاطعانه و بصیرانة مردم در صحنههای بحرانی، از 22 دی گرفته تا حضور شبانهی میلیونها نفر در میدانها و خیابانها در دفاع از کشور و آرمانهای انقلاب، نشانهای از پیوند عاطفی و معرفتی امت با امام جامعه است. نهادهایی چون بسیج، مسج، هیئت، نماز جمعه و رسانههای جهادی، شبکهای از ولایتپذیری آگاهانه را شکل دادهاند که نه تحمیلی است و هیجانی. این شبکه، در برابر جنگ شناختی دشمن نیز کارکردی دفاعی و گاه تهاجمی دارد و پیوند میان نسلهای انقلاب را حفظ میکند.
- منطق ماندگاری
اگر بخواهیم منطق ماندگار انقلاب اسلامی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: «هدایت استمرار یافته در قالب ولایت» در این نظام، نه ایمان از سیاست جداست، نه سیاست از عقلانیت. رهبری در جمهوری اسلامی تکرار همان حقیقتی است که در امت اسلامی از آغاز جریان داشت؛ یعنی حضور مستمر حجت الهی در صحنة اجتماع. به همین دلیل است که انقلاب اسلامی برخلاف انقلابهای معاصر، به جای فرسودگی، در دورة بلوغ قرار گرفته است. نسل جدید در مدرسهها و دانشگاهها و میدانهای جهاد، میراثدار همان راه و روشی است که از امام خمینی (ره) آغاز شد و امام شهید خامنهای (ره) آن را به سوی تشکیل تمدن نوین اسلامی راهبری کرد و به مدد الهی توسط خلف صالح ایشان امام سید مجتبی خامنه ای به قله خواهد رسید.
*استاد حوزه علمیه قم
انتهای پیام/