به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ جعفر صارمی پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی تحت عنوان پایان دکترین امنیت انرژی برای خبرگزاری تسنیم به ابعاد حمله به زیر ساختهای انرژی ایران و جنگ رمضان پرداخته است.
حمله هماهنگ ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی، نه تنها یک نقطه عطف در درگیریهای اخیر خاورمیانه به شمار میرود، بلکه پاندول تخاصم را از نبردهای محدود و کنترلشده نظامی به فاز مهلک «جنگ تمامعیار اقتصادی و انرژی» تغییر داد. واکنش متقابل، قاطع و سریع ایران به این حملات، نشاندهنده تداوم و تبدیلی عمیق در واقعیتهای میدانی و استراتژیک در منطقه است. دههها پس از تدوین «دکترین کارتر» که امنیت جریان انرژی خلیج فارس را خط قرمز و معادل امنیت ملی آمریکا تعریف میکرد، اکنون شاهد فروپاشی این معماری هستیم. دیگر نمیتوان برای تأسیسات انرژی حاشیه امنی قائل شد و تخلیه سراسری کارگران از تأسیسات نفتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نمادی از این فروپاشی است. این واقعیت جدید به نحو فزایندهای و با شدت بالا بر بازارهای مالی جهانی و دردسرهای سیاسی ایالات متحده تأثیر میگذارد.
تأسیسات انرژی در همردیفی پایگاههای نظامی
مهمترین پیام استراتژیک روز گذشته، در بیانیه صریح فرماندهی نیروی دریایی سپاه نهفته است: «تأسیسات نفتی مرتبط با آمریکا همردیف پایگاههای آمریکایی است.» این تغییر بنیادین در بانک اهداف، قواعد بازی و معادلات بازدارندگی را به کلی دگرگون کرده است.
تا پیش از این، تصور میشد شرکای منطقهای واشنگتن به دلیل حساسیت شدید بازارهای جهانی و ترس از تبعات اقتصادی، از شعلههای جنگ در امان باشند و واشنگتن بتواند از جغرافیای آنها به عنوان سکوی بدون هزینه استفاده کند. اما هشدار برای تخلیه تأسیسات و آغاز حملات تلافیجویانه، نشان میدهد که ایران قصد دارد هزینه درگیری را برای اقتصاد جهانی، شرکای منطقهای و بهویژه غرب به حداکثر ممکن برساند. توقف نفتکش 160 هزار تنی باربادوس در پهنه تنگه هرمز و توقف اضطراری تولید در میادین عظیم «حبشان» و «باب» امارات، تنها پیشلرزههای این دکترین جدید و اعلام پایان دوران مصونیت زیرساختهای انرژی هستند.

تاوان میلیاردی مداخله در باتلاق خاورمیانه
آغاز هر ماجراجویی نظامی برای ایالات متحده نیازمند تزریق فوری و عظیم سرمایه است؛ اما در شرایط کنونی که اقتصاد جهانی با شکنندگیهای پساپاندمی و جنگ اوکراین دست و پنجه نرم میکند، هزینههای جنگ به حدی رسیده است که بهراحتی میتواند آینده اقتصادی آمریکا را فلج کند.
برآوردها و افشاگریهای اخیر نهادهای مالی نشان میدهد که ماشین جنگی دولت آمریکا تنها در 6 روز نخست آغاز این عملیات، مبلغ هنگفت 11.3 میلیارد دلار هزینه کرده است. این ارقام بسیار چالشبرانگیز و وحشتناک است، زیرا تنها نمایانگر بخشی از هزینههای مستقیم (مهمات، لجستیک و استقرار تجهیزات) است و هزینههای پنهان، استهلاک تجهیزات استراتژیک و تبعات طولانیمدت اقتصادی همچنان در دست محاسبه است. پنتاگون در حال سوزاندن میلیاردها دلار از پول مالیاتدهندگان آمریکایی در آبهای خلیج فارس است، و این در حالی است که هیچ افق روشن و استراتژی خروج جذابی برای پایان این هزینهکرد سرسامآور وجود ندارد.

شلیک به شریانهای جایگزین و فلج کردن گاز جهانی
انتخاب اهداف متقابل در موج جدید حملات، نشاندهنده یک طراحی دقیق ژئواکونومیک و اطلاعاتی است. این جنگ دیگر محدود به هدف قرار دادن تجهیزات نظامی سخت نیست، بلکه بر کور کردن زیرساختهای اصلی انرژی و شریانهای جایگزین تمرکز دارد:
- پالایشگاه ینبع (عربستان سعودی): هدف قرار دادن این پالایشگاه در کرانه دریای سرخ، یک ضربه مهلک و محاسبهشده به استراتژی «دور زدن تنگه هرمز» است. خط لوله شرق به غرب عربستان (Petroline) با ظرفیت انتقال روزانه بالغ بر 6 میلیون بشکه نفت، دقیقاً برای روزهایی طراحی شده بود که شریان تنگه هرمز بسته یا ناامن شود. از رده خارج شدن این خط لوله و تأسیسات ینبع به معنای آن است که نفت عربستان در تله جغرافیایی خلیج فارس گرفتار شده و بازارهای تشنه اروپایی از تنها مسیر امن جایگزین خود محروم شدهاند.
- راس لفان (قطر): حمله به قلب تپنده صنعت LNG (گاز طبیعی مایع) جهان در قطر، نشاندهنده تحرکات محتمل در سطح کلان بینالمللی است. رأس لفان شریان حیاتی تأمین گاز برای غولهای صنعتی آسیا (ژاپن، کره جنوبی، چین) و قاره اروپاست. آسیب به این تأسیسات، بحران را از بازار نفت فراتر برده و امنیت گرمایش و برق در زمستان پیشرو را در سطح جهانی با یک تهدید بیسابقه روبهرو میکند.
- زیرساختهای بحرین: هدف قرار دادن پالایشگاه LNG و پل ارتباطی استراتژیک پادشاهی فهد (پل بحرین-عربستان)، نشاندهنده گسترش شعاع عملیاتی و مختل کردن شبکههای لجستیک انرژی و ارتباطی میان متحدان واشنگتن است.
-
نفت سهرقمی و وحشت جهانی
واکنش بازارهای جهانی به فروپاشی امنیت فیزیکی انرژی، آنی، خشن و غیرقابل کنترل بود. در حالی که پیشتر، واشنگتن از بیم شوک قیمتی از ورود به فاز حمله به زیرساختها به شدت پرهیز میکرد، تحقق این سناریو باعث وحشت سراسری در والاستریت و بازارهای کالا شد:
- جهش وحشتناک برنت: قیمت نفت خام برنت به عنوان شاخص جهانی با بیش از 5 درصد رشد ناگهانی، سقفهای روانی را در هم شکست و از مرز 111.5 دلار عبور کرد.
- رکوردشکنی تاریخی نفت عمان: در بازار معاملات فیزیکی و منطقهای خاورمیانه، وحشت پالایشگاهها و خریداران آسیایی باعث شد نرخ معامله نفت عمان از مرز بیسابقه و تاریخی200 دلار برای هر بشکه عبور کند. این عدد عجیب، سیگنالی واضح از هراس بازار نسبت به قطع کامل و طولانیمدت زنجیره تأمین است.
- پیشبینیهای آخرالزمانی بانکها: نهادهای مالی بزرگ مانند بانک سیتی (Citi Bank) آمریکا رسماً در یادداشتهای اضطراری خود اعلام کردند که در سناریوی ادامه هدفگیری زیرساختهای خاورمیانه، تثبیت نفت روی ارقام 150 تا $200 دلاری قطعی خواهد بود. همزمان، هشدارهای مشابهی از سوی مقامات روس به اروپا مخابره شده است که زمستان سختتری را برای غرب نوید میدهد.

-
بنبست واشنگتن و کابوس فدرال رزرو
اثرات مخرب این جنگ اقتصادی به سرعت از خاورمیانه عبور کرده و به داخل مرزهای آمریکا سرریز شده است. تصاویر منتشرشده از پمپبنزینهای آمریکا نشاندهنده جهش قیمت بنزین به محدوده خطرناک 3.84 در هر گالن است. این دقیقاً همان پاشنه آشیلی است که سیاستمداران مستقر در واشنگتن از آن هراس داشتند و میتواند نتایج انتخابات و ثبات داخلی را دگرگون کند:
- سردرگمی در کاخ سفید: طبق گزارشهای تحلیلی والاستریت ژورنال، اگرچه چهرههایی مانند ترامپ ابتدا از حمله به تأسیسات ایران به عنوان یک «سیگنال هشدار» حمایت میکردند، اما اکنون با مشاهده واکنش سریع و بیرحمانه بازار و شعلهور شدن تأسیسات متحدان منطقهای، با ادامه و گسترش حملات به شدت مخالفند. دولت آمریکا به خوبی درک کرده است که نفت 150 دلاری میتواند اقتصاد این کشور را در آستانه فصل انتخابات به یک رکود عمیق کشانده و موجی از نارضایتی عمومی را در پی داشته باشد.
- کابوس فدرال رزرو: اعلامیه اخیر فدرال رزرو مبنی بر «نامشخص بودن تحولات تنگه هرمز و تأثیر آن بر اقتصاد کلان»، نشاندهنده ترس عمیق نهادهای پولی آمریکا از بازگشت موج جدیدی از «تورم فشار هزینه» است. نفت گران به معنای افزایش تصاعدی هزینه حملونقل، تولید و کالاهای اساسی در سراسر جهان است که تمامی تلاشهای انقباضی و افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در سالهای گذشته برای مهار تورم را به طور کامل نابود خواهد کرد.

انتهای پیام/