به گزارش خبرگزاری تسنیم، حسن حسنخانی درباره پیامدهای احتمالی تهدید امریکا مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاههای برقی ایران بیان کرد: تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی برای همه طرفها بسیار پرهزینه و دشوار است. با توجه به پهنه سرزمینی بسیار گسترده ایران و همچنین عدم تمرکز نیروگاهها و سایتهای تولید انرژی، اگر قرار باشد این زیرساختها به شکل گسترده هدف بمباران قرار بگیرند، به یک کمپین بزرگ نظامی نیاز است.
وی ادامه داد: چنین کمپینی دستکم به 200 هواپیما نیاز دارد و حداقل یک هفته تا 10 روز زمان لازم است تا این هواپیماها و جنگندهها بتوانند کل سرزمین ایران را بمباران کنند. این موضوع از نظر عملیاتی، فنی و نظامی عملاً امکانپذیر نیست؛ زیرا آمریکا نه پایگاه عملیاتی نزدیکی در مجاورت ایران دارد و نه ناوهایی که بتوانند در چنین فاصلهای به شکل مؤثر عملیات انجام دهند.
این کارشناس اقتصادی افزود: حتی از نظر فنی نیز امکان اجرای چنین حملاتی با پهپادها به این گستردگی وجود ندارد، مگر اینکه حملات از پایگاههایی مانند قبرس، ایتالیا، پایگاه دیگو گارسیا یا پایگاههای انگلیس آغاز شود. در این صورت نیز این عملیات به سوختگیریهای متعدد هوایی نیاز خواهد داشت؛ هم در مسیر رفت و هم در مسیر بازگشت. ما پیشتر با هدف قرار دادن چند هواپیمای سوخترسان آنها در آسمان عراق نشان دادیم که چنین عملیاتی برای آنها به سادگی امکانپذیر نیست. بنابراین، در یک کمپین برای انهدام زیرساختهای انرژی، آسیبهایی که به ایران وارد میشود قطعاً آسیبهای گستردهای نخواهد بود.
پاسخ ایران می تواند بسیار ویران کننده باشد
حسنخانی در ادامه گفت: در مقابل، پاسخ ایران میتواند بسیار ویرانکننده باشد. ایران قادر است زیرساختهای انرژی در منطقه و همچنین زیرساختهای همپیمانان آمریکا را به شکل گسترده هدف قرار دهد. حتی اگر چنین اتفاقی رخ دهد، با وجود اینکه اعلام شده ایران تمایلی به ورود به چنین فضایی ندارد، اما در صورت اجبار میتواند ظرف کمتر از هشت ساعت کل کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را با خاموشی و بحران آب مواجه کند.
وی توضیح داد: اصابت به آبشیرینکنها و نیروگاههای تولید برق در این کشورها میتواند موجب شود کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس عملاً برق و آب خود را از دست بدهند. در مورد رژیم صهیونیستی نیز شرایط مشابهی وجود دارد؛ این رژیم حدود هفت نیروگاه تولید برق دارد که در صورت آسیب دیدن آنها، بخش عمده برق خود را از دست میدهد.
حسنخانی اظهار کرد: علاوه بر این، چند آبشیرینکن اساسی در سواحل غربی سرزمینهای اشغالی مانند حیفا و نهاریا قرار دارد که حدود 70 درصد آب شرب این رژیم از طریق آنها تأمین میشود. اگر این تأسیسات آسیب ببینند، ساکنان آن مناطق عملاً با قطع برق و آب مواجه خواهند شد.
تهدید ترامپ به مرحله اجرا نمی رسد
این کارشناس اقتصادی گفت: به همین دلیل برداشت من این است که اظهاراتی از این دست در حد تهدید باقی میماند و به مرحله اجرا نمیرسد؛ زیرا آسیبی که رژیم صهیونیستی و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، به عنوان همپیمانان آمریکا، در چنین سناریویی متحمل میشوند به مراتب سریعتر و گستردهتر از آسیبی است که ایران خواهد دید.
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به پرسشی درباره امکان اجرایی شدن چنین تهدیدی با توجه به گستردگی شبکه برق ایران و واکنشهای منفی مقامات مختلف گفت: از نظر نظامی برای اجرای چنین حملاتی دستکم به 200 تا 300 جنگنده و حداقل 10 روز زمان نیاز است تا بتوانند تمام سایتهای تولید برق و آب ایران را هدف قرار دهند که این موضوع عملاً امکانپذیر نیست.
وی تصریح کرد: آمریکا نه فرودگاه و باند پروازی کافی در نزدیکی ایران دارد و نه توانسته پدافند هوایی ایران را از کار بیندازد. همچنین قدرت آفندی ایران نیز به شکل معناداری کاهش پیدا نکرده است. ممکن است آسیبهایی وارد شده باشد، اما کاهش معناداری در توان پدافندی و آفندی ایران ایجاد نشده است.
حسنخانی گفت: ممکن است آنها شروعکننده جنگ زیرساختی باشند و چند پالایشگاه یا نیروگاه سیکل ترکیبی را هدف قرار دهند، اما شبکه برق ایران یکپارچه است و امکان جایگزینی سریع برق از سایر نیروگاهها وجود دارد. در مقابل، آسیبی که ایران میتواند به زیرساختهای انرژی و آب شرب کشورهای منطقه، میزبانان پایگاههای آمریکایی و همچنین رژیم صهیونیستی وارد کند، به مراتب شدیدتر و سریعتر خواهد بود.
هیچ کشور متخاصم یا شریک کشورهای متخاصم نمیتواند نفت یا کشتیهای خود را از تنگه هرمز عبور دهد
او در ادامه درباره استفاده اقتصادی از ظرفیت تنگه هرمز گفت: طرحهایی در این زمینه در حال پیگیری است و مجلس نیز آن را دنبال میکند تا علاوه بر ایجاد درآمد برای کشور، مکانیزمی برای مقابله با تحریمها و اعمال محدودیت برای کشورهای متخاصم ایجاد شود. در حال حاضر نیز هیچ کشور متخاصم یا شریک کشورهای متخاصم نمیتواند نفت یا کشتیهای خود را از تنگه هرمز عبور دهد. کشورهایی که با رژیم صهیونیستی یا آمریکا همکاری دارند و کشتیهای آنها با پرچم این کشورها تردد میکنند، امکان عبور از تنگه را ندارند و این موضوع در حال اجراست. در حوزه اقتصادی نیز تعاملاتی در حال انجام است. به عنوان نمونه، یکی دو نفتکش که در هند توقیف شده بود در قالب نوعی گروکشی در تنگه هرمز آزاد شدند.
پیامدهای کنترل تنگه هرمز
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای کنترل تنگه هرمز بر بازار جهانی انرژی اظهار کرد: زمانی که کنترل ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز تشدید شد، چند اتفاق مهم در بازار انرژی رخ داد. نخستین اثر در بازار نفت بود. حدود 11 میلیون بشکه نفت از عرضه روزانه بازار حذف شد؛ بازاری که مجموع تولید و مصرف آن بین 90 تا 100 میلیون بشکه در روز است. این کاهش عرضه ممکن است حداکثر تا 40 روز از طریق ذخایر راهبردی کشورها و مدیریت آژانس بینالمللی انرژی قابل جبران باشد. پس از حدود 40 روز آثار جدی اختلال در بازار نفت و جهش قیمتها نمایان میشود. دلیل آن هم این است که 11 میلیون بشکه کاهش عرضه در روز طی 40 روز به حدود 440 میلیون بشکه میرسد، در حالی که آژانس بینالمللی انرژی برای آزادسازی ذخایر راهبردی نفت حدود 400 میلیون بشکه تصمیمگیری کرده است.
وی تصریح کرد: کل ذخایر راهبردی نفت جهان حدود یک میلیارد و 200 میلیون بشکه برآورد میشود. بنابراین، اگر این ذخایر مصرف شود نیز تنها برای مدت محدودی میتواند کاهش عرضه را جبران کند.
حسنخانی افزود: نکته دوم به نوع نفت مربوط میشود. نفت خاورمیانه و غرب آسیا ویژگیهای خاصی دارد. سنگینترین نفت جهان متعلق به ونزوئلا با شاخص API حدود 16 است و سبکترین نفت نیز نفت وستتگزاس اینترمدیت با شاخص API حدود 39 تا 40 است.
او بیان کرد: نفت غرب آسیا و بهویژه نفت ایران در محدوده API حدود 33 تا 36 قرار دارد. بسیاری از پالایشگاهها، بهویژه در کشورهایی مانند کره جنوبی و ژاپن، برای نفتهای بسیار سبک یا بسیار سنگین طراحی نشدهاند و برای فرآیند پالایش نیاز دارند نفتهای مختلف را با نفت سبک ایران ترکیب کنند.
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: بنابراین، بسته شدن تنگه هرمز دو اثر مهم بر بازار نفت دارد؛ یکی کاهش عرضه فیزیکی نفت و دیگری اختلال در ترکیب و نوع نفتی که به بازار جهانی عرضه میشود، زیرا نفت کالایی کاملاً همگن نیست. در حوزه گاز نیز تقریباً حدود 17 درصد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) قطر متوقف شده است و به گفته وزیر انرژی قطر حتی اگر جنگ همین امروز متوقف شود، بازگشت تولید به شرایط قبل از جنگ ممکن است تا سه سال زمان ببرد.
افزایش 70 درصدی قیمت ال ان جی در اروپا و افت تولید تراشه ها در جهان
این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: با کنترل تردد کشتی ها در تنگه هرمز، قیمت LNG در بازار اروپا حدود 70 درصد افزایش یافته است. اروپا و همچنین کشورهای آسیایی مانند هند، پاکستان، بنگلادش و چین از مصرفکنندگان اصلی این انرژی هستند. علاوه بر نفت و گاز، مواد مختلفی نیز از تنگه هرمز عبور میکنند. بیش از 35 درصد گاز هلیوم جهان، بیش از 30 درصد گوگرد تولیدی دنیا و همچنین محصولاتی مانند آمونیاک، اوره، اتیلن، پلیاتیلن و متان از این مسیر عبور میکنند.
حسنخانی ادامه داد: اگر در عرضه این مواد به بازار جهانی اختلال ایجاد شود، بهویژه در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی تأثیر جدی خواهد داشت. به طور مشخص در بخش فسفاتها که نقش مهمی در تولیدات کشاورزی دارند، اختلال در عرضه میتواند طی شش ماه آینده به تورم قابل توجه در بازار مواد غذایی، از جمله گندم و جو، منجر شود.
وی ادامه داد: اگر چشمانداز جنگ به گونهای باشد که تا حدود 40 روز آینده پایان نیابد، اثرات بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان بسیار قابل توجه خواهد بود. اما اگر جنگ متوقف شود و ثبات به بازارها بازگردد، میتوان گفت بخشی از این آثار موقتی است، هرچند برخی پیامدهای آن ممکن است یک تا دو سال ادامه داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی در پایان گفت: حتی در روزهای اخیر نیز اثرات این مسئله در بازارهای جهانی دیده شده است. به عنوان مثال، به دلیل اختلال در عرضه گاز هلیوم از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس، بورس کره جنوبی در یک روز حدود 600 میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داد. این مسئله اهمیت دارد، زیرا کره جنوبی به تنهایی حدود 60 درصد تراشههای جهان را تولید میکند.
انتهای پیام/