تولید موشکهای ایرانی به زیر زمین منتقل شده است فناوری در جنگ به نفع آمریکا و اسرائیل است؛ اما چرا شکست میخورد؟ گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 33 - گزارش شماره 193)
راهبرد نظامی آمریکا و اسرائیل از ابتدا بر پایه برتری فناوری طراحی شده و در این جنگ نیز همین الگو ادامه یافته است. با این حال، چنین مدلی زمانی کارآمد است که سایر مؤلفههای قدرت نیز همسو با آن عمل کنند.
در شرایط کنونی، به نظر میرسد جز فناوری، بسیاری از عوامل دیگر به سود آنها عمل نمیکند. نخست، عامل جغرافیا است که عملاً به زیان اسرائیل و حتی نیروهای آمریکایی در منطقه عمل میکند و دامنه گزینههای عملیاتی آنها _بهویژه در سناریوهای پایان جنگ_ را محدود کرده است.
دوم، عامل زمان است؛ گذر زمان در این نوع جنگها معمولاً به نفع طرفی است که ظرفیت فرسایشی و تداوم بیشتری دارد.
سوم، مسئله «اقتصاد مقاومتی» در حوزه نظامی است؛ نه به معنای عمومی آن، بلکه بهعنوان توانایی حفظ چرخه تولید در شرایط فشار.
در این چارچوب، گزارشهایی از وجود ظرفیتهای قابلتوجه در تولید موشک _از جمله انتقال بخش مهمی از این زیرساختها به عمق زمین_ حاکی از آن است که حتی در صورت آسیب به ذخایر یا توان شلیک، امکان جایگزینی همچنان پابرجاست.
نکته تعیینکننده اینجاست: اگر طرف مقابل نتوانسته باشد ضربهای جدی به توان عملیاتی (شلیک) یا ذخایر وارد کند، بهمراتب دشوارتر خواهد بود که به زیرساختهای تولید _آن هم در شرایط پراکندگی و استتار_ آسیب مؤثر وارد کند. در چنین وضعیتی، اتکای صرف به فناوری میتواند خود به یک نقطه ضعف تبدیل شود. زیرا فناوری، هرچند پیشرفته، در برابر خلاقیتهای عملیاتی لزوماً مصون نیست.
نمونه روشن آن، استفاده از ابزارهای کمهزینه مانند پهپادهای ارزانقیمت برای اشباع، فریب یا دور زدن سامانههای پیچیده و بسیار گرانقیمت پدافندی است _سامانههایی که هر موشک رهگیر آنها ممکن است میلیونها دلار هزینه داشته باشد. این عدم تقارن هزینه و کارایی، میتواند برتری ظاهری فناوری را به چالش بکشد و آن را در میدان عمل دچار فرسایش کند.
در مجموع، آنچه مشاهده میشود این است که شکاف فناوری، هرچند در ظاهر چشمگیر است، اما در برابر ترکیبی از جغرافیا، زمان، تابآوری تولید و خلاقیتهای تاکتیکی، الزاماً تعیینکننده نهایی نیست؛ و دقیقاً در همین نقطه است که طرف مقابل با محدودیتهای فزاینده مواجه شده است.
.
انتهای پیام/