به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در چند روز اخیر شاید یکی از پرتکرارترین گزارهها در میان دولتمردان آمریکایی را بتوان استفاده از عبارت «نزدیک بودن پایان عملیات نظامی در ایران» دانست.
تظاهرات میلیونی مخالفان سیاستهای ترامپ در سراسر ایالات متحده، افت چشمگیر محبوبیت ترامپ و جنگ طلبان حاکم در کاخ سفید، ایجاد شکاف در روابط آمریکا با متحدان این کشور در ناتو، التهاب شدید در بازارهای انرژی به دلیل بسته شدن تنگه هرمز و در نهایت ایجاد تردید در میان کشورهای جنوب خلیج فارس در خصوص ادامه و توسعه روابط نظامی- امنیتی با آمریکا سبب شده است تا دولتمردان آمریکایی بیش از گذشته برای کنترل بحران صحبت از پایان جنگ کنند. برگزاری نشست چهارجانبه اسلام آباد یا تماسهای مکرر میان بازیگران میانجی با آمریکا و ایران را میتوان در این بستر فهم و تحلیل کرد.
در روی دیگر سکه اما لابی رژیم صهیونیستی همچنان با گروگان گرفتن پرونده رسوایی اخلاقی اپستین، ترامپ را مجبور به ادامه جنگ کرده و مدعی است که همچنان اهداف زیادی در داخل ایران برای هدف قرار گرفتن وجود دارد. برهمین اساس وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا یعنی پت هگزث و مارکو روبیو برخلاف جدول زمانی 4 الی 6 هفتهای اعلام شده در روزهای ابتدایی جنگ، از ادامه دار بودن این عملیات نظامی برای 2 الی 3 هفته دیگر خبر میدهند.
کارشناسان با توجه به تحرکات نظامی ارتش آمریکا در محیط خاورمیانه از احتمال عملیات زمینی این کشور علیه جزایر مهم خلیج فارس همچون قشم، لارک، کیش، بوموسی، تنگ بزرگ و در نهایت خارک خبر میدهند. همزمان عدهای دیگر بر این اعتقادند که افزایش تعداد نیروی زمینی آمریکا تا سقف 70 هزار نفر ممکن است بخشی از برنامه ارتش آمریکا برای انجام عملیات ویژه در داخل خاک ایران و دستیابی به ذخایر اورانیوم با غنای 60 درصد در داخل کشور باشد! در این صحنه دوگانه سوال کلیدی آن است که آیا دولت ترامپ واقعا به دنبال پایان دادن به جنگ ایران است یا با دنبال کردن سیاست «حرف درمانی» صرفا به دنبال کنترل جنبش ماگا و بازارهای انرژِی و ادامه دادن جنگ در میدان نبرد است؟
پس از اعلام رسمی عملیات «خشم حماسی» آمریکا علیه ایران، دونالد ترامپ از برنامه چهار الی شش هفتهای برای ضربه به برنامه اتمی و ارکان قدرت در ایران؛ به ویژه صنعت موشکی خبر داد. امروز با گذشت 33 روز از جنگ رمضان مقامات آمریکایی در حالی از نمایان شدن «خط پایان جنگ» سخن میگویند که در لابه لای اظهارات آنها میل برای ادامه جنگ به مدت حداقل 14 الی 21 روز دیگر، فراتر از برنامه زمانی اعلام شده عیان است.
به نظر میرسد ترامپ و تیم امنیت ملی وی قصد دارند با نزدیک خواندن پایان جنگ زمینهای فراهم آورند تا از طریق آن بورسهای بزرگ بار دیگر «سبز رنگ شده» و قیمت نفت در بازارهای جهانی روند کاهشی را تجربه کند. براساس اطلاعیه جدید کاخ سفید رئیس جمهور آمریکا قرار است چهارشنبه سخنرانی مهم در خصوص پرونده ایران انجام دهد. این سخنرانی سرنوشت ساز میتواند مهر پایانی بر چند هفته تجاوز به خاک ایران باشد یا آنکه زمینه برای تشدید تنش در روزهای آینده را فراهم آورد.
کارشناسان معتقدند امروز یکی از گزینههای پیشنهادی برای رئیس جمهور آمریکا اشغال جزیره خارک و استفاده از آن به عنوان اهرم فشار برای بازکردن تنگه هرمز است! در عین حال برخی تحلیلگران دیگر معتقدند که طرح آمریکا بسیار گسترده تر بوده و قصد دارد تا با اشغال سواحل جنوبی ایران، بخشی از دسترسی ایران به آبهای بین المللی را برای همیشه از بین ببرد.
فراتر از میدان نبرد، در سنگر دیپلماسی نیز ایران و آمریکا مشغول جدالی جدی، نفس گیر و حساس برای پایان دادن به جنگ یا ادامه آن هستند. آمریکاییها از دو هفته قبل از مذاکره با مقامات ایرانی و رسیدن به برخی توافقهای اولیه خبر میدهند، این در حالی است که این اظهارات صرف برای «حرف درمانی» بیان شده و کار ویژه آن کاهش قیمت انرژی در کوتاه مدت است.
در سوی مقابل مقامات ایرانی ضمن تایید تبادل پیام مستقیم و غیرمستقیم با طرف آمریکایی، هرگونه مذاکره مستقیم را رد و حاصل توهمات مقامات آمریکایی دانستند. در چنین شرایطی آنچه اهمیت دارد واقعیتهای میدانی است. تهران براساس شروط پنج گانه خود به صورت رسمی اعلام کرده که آماده پایان دادن به جنگ است اما در عمل آمریکاییها به جای پرداختن به آنها گوش و چشم خود را در اختیار صهیونیستها قرار داده و به دنبال حمله به زیرساختهای حیاتی، ترور مقامات ارشد و برنامه ریزی جهت اقدام نظامی در داخل ایران هستند. سیاستی که بی شک در آینده میتواند هزینههای زیادی برای واشنگتن در پی داشته باشد.
دیر یا زود جنگ ایران نیز به مانند سایر ماجراجوییهای آمریکا در منطقه خاورمیانه به پایان خواهد رسید. ترامپ با آنکه با شعار «پایان دادن به جنگهای بی پایان» به قدرت رسیده و نظر جریان ضدجنگ ماگا را به خود جلب کرده بود اما او نیز در نهایت تسلیم لابی اسرائیل و خواست شرکتهای اسلحه سازی در آمریکا شد و بدون در نظر گرفتن منافع بلندمدت دولت و مردم آمریکا پای به میدان نبرد گذاشت.
واقعیت آن است که بسیاری از موارد بیان شده در طرح 15 مادهای دولت آمریکا در میز مذاکره تا حدی قابل مذاکره بود و مسائلی مانند بسته بودن تنگه هرمز نیز اساسا پیش از جنگ رمضان وجود خارجی نداشت. کارشناسان معتقدند جنگ کنونی و بحران تنگه هرمز به هژمونی آمریکا در محیط بین المللی ضربه جدی وارد خواهد کرد همان طور که بحران کانال سوئز و ناکامی انگلیس در حل و فصل کامل آن امپراتوری بریتانیا را نابود کرد.
حال باید منتظر ماند و دید که ترامپ تا چه زمانی قصد دارد با این عملیات پرخسارت علیه هژمونی آمریکا ادامه دهد و تا چه زمانی میخواهد به خواستههای اسرائیل تن دهد. پایان سریع این جنگ میتواند خسارت وارده بر منافع آمریکا را کاهش دهد و ادامه آن تنها آینده حضور ایالات متحده در خاورمیانه را تهدید خواهد کرد.
نویسنده: محمد بیات/ کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/