به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، حضور در مساجد و خیابانها، در خاکریزها و مرزها، در صحنههای سخت و سرنوشتساز. این حضور، گاه کفنپوشان همدان را در برابر قشون روس نشانده و گاه مشتهای گرهکرده ملت را در 22 بهمن 57. گاه قامت رزمندگان دفاع مقدس را به تصویر کشیده و گاه ایستادگی در برابر جنگی ترکیبی که دشمنان به راه انداختهاند.
یک قرن پیش در همدان، وقتی قشون روس به سمت تهران حرکت کرد، مردم در مساجد جمع شدند، کفن پوشیدند و به خیابان ریختند. عده زیادی کفن به گردن، به تلگرافخانه رفتند و با نطقهای آتشین خود، مانع از سقوط شهر شدند.*¹ آن روز، مسجد و خیابان نجات بخش بود.
چند دهه بعد، امام خمینی(ره) در گیر و دار انقلاب، فرمود «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.» و ملت چنان در خیابانها بیدار شد که طومار 2500 ساله را در هم پیچید. آن روز نیز، خیابان سنگر بود و حضور مردم، تعیینکننده سرنوشت.
هشت سال دفاع مقدس، آزمونی بزرگ دیگری برای ایمان و استقامت همان مردم بود. در دشوارترین شرایط، روز و شب، ماه رمضان و عید، بیوقفه در میدان ماندند و خستگی را از قاموس خود زدودند. آن نسل از خاکریزها گذشت و به اوج ایمان رسید و معنای راستین پایداری را در تاریخ این سرزمین به یادگار گذاشت.
امروز اما میدان نبرد، جنگ، جنگ ترکیبی است؛ آمیزهای از نبرد نرم و سخت، سایبری و اقتصادی، روانی و رسانهای. دشمن با همه توانش به میدان آمده است، آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی قدرتهای اروپایی و گروهکهای معاند و منافق، همه امکانات خود را برای ضربه زدن به ملت ایران به کار گرفتهاند.
دشمن، همان دشمن است، فقط لباس عوض کرده و تاکتیکهایش پیچیدهتر شده. اگر آن روز با تفنگ و تانک میآمد، امروز با همه توان، با جنگ نرم و حذف فیزیکی و شبیخون فرهنگی و جنگ شناختی به میدان آمده است. دشمن افزون بر آن که میخواهد خاک را بگیرد، امروز میخواهد باورها و ایمان را هدف قرار دهد.
اما روحیه ملت هنوز همان روحیه حماسی و مقاومت است. همانهایی که کفن میپوشیدند و به خیابان میریختند. همانهایی که زیر گلوله، الله اکبر میگفتند.
امروز حضور در میدان نبرد، معنایی تازه یافته است. سنگرها، خیابانها و میادین عرصهی نبرد هستند؛ سلاحها، نه تفنگ بلکه کلمه، شعار، بصیرت و پرچم آگاهی شدهاند. هر پلاکارد، هر فریاد عدالتخواهی، هر موضع مؤمنانه، همان سنگر دیروز است که اینک در هیئت قلم و بیان و حضور ادامه مییابد. خیابان امروز، سنگر حفظ هویت در این جنگ ترکیبی تمامعیار است. اگر خالی بماند، فردا باید در صفهای آوارگی، دنبال هویت گمشده گشت.
فرزندان این ملت، همان مردان دیروز خاکریزها هستند. آنان در پشت لانچرهای دفاعی، در مرزها و سنگرهای جهاد و شهادت، نه شب میشناسند نه صبح. آنهایی که عبادت شبهای قدرشان، پاسداری از امنیت و اقتدار این سرزمین بود. خوابشان اندک، اما بیداریشان، بیداری و حفظ امت اسلام است.
اکنون، بیش از هر زمان ضرورت مراقبت احساس میشود. مدافعان در نزدیکی لانههای فتنه و فریب قرار گرفتهاند. هر غفلت، فرصتی برای دشمن است که در کمین نشسته، فتنه کند و راه پیروزی را بر امت اسلامی دشوار سازد.
ادامه راه شهیدان، در حضور هوشیارانه و عمل آگاهانه است، در بصیرتی که مرز میان نقد و نفوذ، میان عدالت و آشوب را بشناسد. جهاد امروز، جهاد تبیین است و سرباز آن، هر انسان مسئولی است که نمیخواهد حقیقت، اسیر هیاهوی دروغ گردد.
تاریخ از کسی نخواهد پرسید که هوا سرد بود یا گرم. تاریخ خواهد پرسید: کجا بودید وقتی وطن در جنگی ترکیبی به تو نیاز داشت؟
و چنین است که خستگی و سستی، واژههایی فراموششده میشوند و حضور، سرود جاودانه این مسیر. زیرا ایمان، تا زمانی زنده است که مدافع دارد و حقیقت، تا هنگامی پایدار میماند که مؤمنانش در میدان هستند و پیروزی نهایی با سپاه الهی است «وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»²*
*¹برشی از کتاب از رضا نام تا رضا خان
*²صافات/173
یادداشت از: نجمه صالحی، استاد رشته تاریخ مدرسه علمیه تخصصی الزهرا سلام الله علیها ساری
انتهای پیام/